تجارتگر3

"روز سیاه" تهران ؛ چه مردمانی شده ایم ما؟!
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳
 
نامگذاری "پنج شنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد هفته گذتشه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد. واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!
عصرایران - پنجشنبه گذشته ، برای تهران یک روز سیاه بود و  میدان کاج سعادت آباد هم مرکز این سیاهی؛ جایی که یک جوان چاقو خورده ، 45 دقیقه نقش بر زمین بود و از مردمی که اطرافش جمع شده بودند ، التماس می کرد که به دادش برسند اما "مردم فهیم و با فرهنگ" ما ، تنها تماشاچی مرگ یک همنوع خود بودند تا شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" در میان وارثان سعدی ، عینیت یابد!

ماجرا از این قرار بوده که دو نفر در این میدان درگیر می شوند و یکی به ضرب چاقو ، دیگری را نقش بر زمین می کند و مانع آن می شود که دیگران به داد قربانی برسند.
فیلمی که از این حادثه خونبار در اینترنت منتشر شده ، نشان می دهد که افراد پرشماری پیرامون قاتل و مقتول گرد آمده و با خونسردی مشغول تماشای ماجرا و گوش دادن به سخنان قاتل بودند که در مذمت قربانی سخن می گفت و هر از گاهی نیز لگدی بر پیکر خونین و نیمه جان او می زد!

انبوده جمعیت نیز به جای آن که به کمک یکدیگر ، جوان قربانی را از مهلکه دور کنند و به آمبولانس اورژانس برسانند ، ترجیح می دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند و البته گاهی نیز از سر دلسوزی به جوان غرقه در خون بگویند: اصلاً تکان نخور ، برایت خوب نیست!

نامگذاری" پنجشنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد روز پنجشنبه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد.
واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!

اگر مرگ آن جوان ، مصیبتی برای بازماندگانش هست - که قاعدتاً هست - رفتار شرم آور هموطنان ما که فقط تماشا کردند و هیچ نکردند ، مصیبتی برای همه ماست و هشداری است تا بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟

نکته قابل توجه اینجاست که به دلیل آن که این اتفاق در منظر عمومی رخ داده بود ، کمک کنندگان اساساً به دردسر متهم شدن دچار نمی شدند ولی افسوس که غیرت و انسان دوستی ، کمتر از آنی شده که تا قبل از این حادثه تصورش را می کردیم و چه جای ترسناکی شده است شهر برای زیستن!
اگر این اتفاق در یک کشور غربی رخ می داد ، همین صدا و سیمای ما ، بارها فیلم آن را پخش می کرد که ایها الناس ببینید که  غرب ، چقدر از اساسات و عواطف انسانی خالی شده است ، اما اینجا ، جز سکوت و لاپوشانی ، کار دیگری نباید!

اما سیاهی روز پنجشنبه ، ابعاد دیگری هم دارد ؛ دقت کنید که قتل در شهر تهران و نه در بیابان های اطراف ، آن هم در بالای شهر رخ داده ؛ جایی که لابد پلیس باید حضور می داشت یا دستکم بلافاصله بعد از حادثه باید خود را بدانجا می رساند ، با این حال آن طور که روایت شده ، حضور دیرهنگام پلیس و بعد از حضور نیز عدم اقدام جدی  برای دستگیری قاتل  و نجات فرد قربانی  ، از عوامل مرگ این جوان بوده است.

این سهل انگاری ، آنقدر آشکار و خجالت بار بوده که حتی فرمانده پلیس تهران بزرگ را نیز به سخن آورده و خبر از برخورد پلیس با دو مأموری داده که با بی کفایتی تمام ، نتوانسته اند از عهده یک نفر برآیند و اجازه داده اند جوان نیمه جان ، آنقدر بر آسفالت خیابان باقی بماند تا جان دهد.

واقعاً آیا مردم حق ندارند بپرسند حضور یا عدم حضور پلیس چه توفیری در این مواقع دارد؟ آیا مأموران پلیس این قدر آموزش ندیده اند که بدانند در این قبیل موارد ، می توانند غیر از تماشا کردن و منفعل بودن ، کاری هم کرد؟!
راستی ، رئیس پلیس منطقه ، بعد از این افتضاح ، چه می کند ؟ آیا استعفا خواهد کرد و از مردم عذر خواهد خواست یا آن که انگار نه انگار؟!

اورژانس نیز باید توضیح دهد که چه زمانی به صحنه رسید ؟ آیا همانگونه که پیشتر گفته اند زمان رسیدن اورژانس در تهران ، 15 دقیقه است ، در این صحنه نیز 15 دقیقه ای خود را به صحنه رسانده اند یا این 15 دقیقه ها شعارهایی بیش نیستند؟ و این پرسش وقتی دردناک تر می شود که بدانیم پزشکان بیمارستانی که سرانجام قربانی را بدان رسانده اند ، گفته اند که اگر حتی 10 دقیقه زودتر می رساندند ، قطعاً زنده می ماند.

پنج شنبه ای که گذشت را چرا نباید " پنج شنبه سیاه" بنامیم، وقتی ثابت شد عاطفه ها و مسوولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما ، بسیار پیشتر از آن جوان ، کشته شده اند و ماموران پلیس هم(نه همه شان) ، آن گونه که باید و شاید حافظ جان شهروندان نیستند که اگر بودند ، از عهده یک مجرم آماتور بر می آمدند و نمی گذاشتند جوان مردم در روز روشن در وسط شهر ، آن قدر بر روی زمین بماند و خونریزی کند که بمیرد و راهی گورستان شود.

ای کاش بتوانیم ، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمی تابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان بمیرد و آنها فقط تماشاگر باشند.
به اصالت مان برگردیم!
 
***
بخشی از فیلم مربوط به حادثه


 


 
comment نظرات ()

 
"روز سیاه" تهران ؛ چه مردمانی شده ایم ما؟!
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳
 
نامگذاری "پنج شنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد هفته گذتشه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد. واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!
عصرایران - پنجشنبه گذشته ، برای تهران یک روز سیاه بود و  میدان کاج سعادت آباد هم مرکز این سیاهی؛ جایی که یک جوان چاقو خورده ، 45 دقیقه نقش بر زمین بود و از مردمی که اطرافش جمع شده بودند ، التماس می کرد که به دادش برسند اما "مردم فهیم و با فرهنگ" ما ، تنها تماشاچی مرگ یک همنوع خود بودند تا شعر "بنی آدم اعضای یکدیگرند" در میان وارثان سعدی ، عینیت یابد!

ماجرا از این قرار بوده که دو نفر در این میدان درگیر می شوند و یکی به ضرب چاقو ، دیگری را نقش بر زمین می کند و مانع آن می شود که دیگران به داد قربانی برسند.
فیلمی که از این حادثه خونبار در اینترنت منتشر شده ، نشان می دهد که افراد پرشماری پیرامون قاتل و مقتول گرد آمده و با خونسردی مشغول تماشای ماجرا و گوش دادن به سخنان قاتل بودند که در مذمت قربانی سخن می گفت و هر از گاهی نیز لگدی بر پیکر خونین و نیمه جان او می زد!

انبوده جمعیت نیز به جای آن که به کمک یکدیگر ، جوان قربانی را از مهلکه دور کنند و به آمبولانس اورژانس برسانند ، ترجیح می دادند با موبایل های خود از صحنه فیلمبرداری کنند ، با یکدیگر حرف بزنند و حتی بخندند و البته گاهی نیز از سر دلسوزی به جوان غرقه در خون بگویند: اصلاً تکان نخور ، برایت خوب نیست!

نامگذاری" پنجشنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد روز پنجشنبه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد.
واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!

اگر مرگ آن جوان ، مصیبتی برای بازماندگانش هست - که قاعدتاً هست - رفتار شرم آور هموطنان ما که فقط تماشا کردند و هیچ نکردند ، مصیبتی برای همه ماست و هشداری است تا بلکه به خود آییم و از خود بپرسیم که واقعاً داریم به کدام سمت و سو می رویم؟

نکته قابل توجه اینجاست که به دلیل آن که این اتفاق در منظر عمومی رخ داده بود ، کمک کنندگان اساساً به دردسر متهم شدن دچار نمی شدند ولی افسوس که غیرت و انسان دوستی ، کمتر از آنی شده که تا قبل از این حادثه تصورش را می کردیم و چه جای ترسناکی شده است شهر برای زیستن!
اگر این اتفاق در یک کشور غربی رخ می داد ، همین صدا و سیمای ما ، بارها فیلم آن را پخش می کرد که ایها الناس ببینید که  غرب ، چقدر از اساسات و عواطف انسانی خالی شده است ، اما اینجا ، جز سکوت و لاپوشانی ، کار دیگری نباید!

اما سیاهی روز پنجشنبه ، ابعاد دیگری هم دارد ؛ دقت کنید که قتل در شهر تهران و نه در بیابان های اطراف ، آن هم در بالای شهر رخ داده ؛ جایی که لابد پلیس باید حضور می داشت یا دستکم بلافاصله بعد از حادثه باید خود را بدانجا می رساند ، با این حال آن طور که روایت شده ، حضور دیرهنگام پلیس و بعد از حضور نیز عدم اقدام جدی  برای دستگیری قاتل  و نجات فرد قربانی  ، از عوامل مرگ این جوان بوده است.

این سهل انگاری ، آنقدر آشکار و خجالت بار بوده که حتی فرمانده پلیس تهران بزرگ را نیز به سخن آورده و خبر از برخورد پلیس با دو مأموری داده که با بی کفایتی تمام ، نتوانسته اند از عهده یک نفر برآیند و اجازه داده اند جوان نیمه جان ، آنقدر بر آسفالت خیابان باقی بماند تا جان دهد.

واقعاً آیا مردم حق ندارند بپرسند حضور یا عدم حضور پلیس چه توفیری در این مواقع دارد؟ آیا مأموران پلیس این قدر آموزش ندیده اند که بدانند در این قبیل موارد ، می توانند غیر از تماشا کردن و منفعل بودن ، کاری هم کرد؟!
راستی ، رئیس پلیس منطقه ، بعد از این افتضاح ، چه می کند ؟ آیا استعفا خواهد کرد و از مردم عذر خواهد خواست یا آن که انگار نه انگار؟!

اورژانس نیز باید توضیح دهد که چه زمانی به صحنه رسید ؟ آیا همانگونه که پیشتر گفته اند زمان رسیدن اورژانس در تهران ، 15 دقیقه است ، در این صحنه نیز 15 دقیقه ای خود را به صحنه رسانده اند یا این 15 دقیقه ها شعارهایی بیش نیستند؟ و این پرسش وقتی دردناک تر می شود که بدانیم پزشکان بیمارستانی که سرانجام قربانی را بدان رسانده اند ، گفته اند که اگر حتی 10 دقیقه زودتر می رساندند ، قطعاً زنده می ماند.

پنج شنبه ای که گذشت را چرا نباید " پنج شنبه سیاه" بنامیم، وقتی ثابت شد عاطفه ها و مسوولیت های انسانی و نوع دوستی ها در جامعه ما ، بسیار پیشتر از آن جوان ، کشته شده اند و ماموران پلیس هم(نه همه شان) ، آن گونه که باید و شاید حافظ جان شهروندان نیستند که اگر بودند ، از عهده یک مجرم آماتور بر می آمدند و نمی گذاشتند جوان مردم در روز روشن در وسط شهر ، آن قدر بر روی زمین بماند و خونریزی کند که بمیرد و راهی گورستان شود.

ای کاش بتوانیم ، بار دیگر همان ایرانیانی باشیم که حتی رفتن خار بر پای دیگری را برنمی تابند چه رسد به آن که یک نفر در مقابل چشمانشان بمیرد و آنها فقط تماشاگر باشند.
به اصالت مان برگردیم!
 
***
بخشی از فیلم مربوط به حادثه


 


 
comment نظرات ()

 
و خدا خر را آفرید
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٩
 

خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.


خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است. پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد

خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...


خدا میمون را آفرید و به او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.

میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت: سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...

و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!

و
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
و
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!


 
comment نظرات ()

 
ثبت نام آزمون پذیرش حوزه علمیه خراسان سال تحصیلی 90 - 89
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩
 

حوزه علمیه خراسان

برای سال تحصیلی ٩٠ - ٨٩

طلبه می پذیرد


بسمه تعالی

تذکرات مهم

  1. مکان برگزاری آزمون در کارت ورود به جلسه قید خواهد شد.
  2. ثبت نام بصورت اینترنتی و پستی از روز 89/2/11 آغاز و تا تاریخ 89/3/20 ادامه خواهد داشت. این مهلت تمدید نشده و به تقاضانامه‌هایی که بعد از تاریخ فوق ارسال شود ترتیب اثر داده نخواهد شد.
  3. توزیع کارت ورود به جلسه (دروقت اداری) در تاریخ 12 الی  89/4/15 خواهد بود.
  4. محل دریافت کارت داوطلبین برادر و خواهر در مشهد: حرم مطهر، ابتدای خیابان طبرسی، بعداز ساختمان بنیاد پژوهشهای اسلامی، مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان
  5. داوطلبین شهرستانی جهت دریافت کارت به محل برگزاری آزمون که در برگ ثبت نام (بند5) تعیین نموده‎اند، مراجعه نمایند.
  6. ارائه اصل شناسنامه جهت دریافت کارت ورود به جلسه ضروری است.
  7. داوطلبانی که با کارنامه نمرات نیم سال اول تحصیلی ثبت نام نموده‌اند، موظفند حداکثر تا پایان تیرماه 89 مدرک تحصیلی را با معدل کل ارائه نمایند.
  8. مدارک تحصیلی ارسالی می‌بایست به تایید آموزش و پرورش یا مدرسه محل تحصیل رسیده باشد.
  9. تحصیل در مدارس علمیه بصورت تمام وقت است.
  10. پذیرش قطعی برادران منوط به کسب نمره قبولی در امتحاناتی است که پس از سه ماه تحصیل در حوزه از طلبه به عمل می‌آید خواهد بود. و پذیرش قطعی خواهران مشروط به کسب معدل (14) در پایان ترم اول برای مقطع دیپلم و درامتحانات سال اول تحصیلی برای مقطع سیکل می‌باشد.
  11. داوطلبان برادر مقطع راهنمائی شهرستان‌های خراسان (رضوی، جنوبی و شمالی) که قصد تحصیل در مشهد را دارند باید معدل مدرک تحصیلی آنان از 18 به بالا باشد یا رتبه یک تا 50 را در آزمون کسب نمایند.

  12. برادرانی که در سالهای قبل در حوزه علمیه خراسان پذیرش و مشغول به تحصیل شده‌اند حق ثبت‌نام مجدد را ندارند و در صورت ثبت‌نام حذف خواهند شد.
  13. داوطلبان محترم واجد شرایط لازم است پس از تکمیل مدارک بند«و» (مندرج در دفترچه راهنما) آنرا به نشانی‌های ذیل ارسال نمایند:

آدرسهای اینترنتی:

آدرس پستی:

مشهد- صندوق پستی 1914 – 91375 مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان

  1. در صورت ثبت نام اینترنتی، مدارک پس از قبولی دریافت خواهد شد.
  2. مدارک ارسالی در هر صورت عودت داده نخواهد شد.
  3. به مدارک ناقص، ناخوانا و مدارکی که پس از زمان ثبت‌نام (پستی) ارسال ‎شود ترتیب اثر داده نخواهد شد.
  4. جهت کسب اطلاع بیشتر و دریافت دفترچه ثبت‌نام به مدارس مندرج در جدول مدارس علمیه یا به این آدرس http://www.hozehkhorasan.com/res/pazirsh89.pdf مراجعه شود. و یا با تلفن 2008336 – 0511 برای برادران و 2008264 – 0511 برای خواهران تماس حاصل نمایند. همچنین می‌توانید در قسمت انتقادات و پیشنهادات سایت نیز سؤال خود را مطرح فرمایید.
  5. آزمون در روز جمعه مورخ 89/4/19 برگزار خواهد شد.

اعلام نتیجه آزمون و تاریخ مصاحبه:
نتیجه آزمون و تاریخ مصاحبه در تاریخ 89/5/5 از طریق روزنامه قدس و سایت اینترنتی اعلام خواهد شد.

 

جهت ثبت نام کلیک کنید.

ثبت نام آزمون پذیرش حوزه علمیه خراسان


 
comment نظرات ()

 
چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟...
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٩
 

 

 

چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟...
 

 

 

 
 

 

خبرگزاری فارس: چهارشنبه ‌آخر سال که می‌شود، صدای بمب و ترقه از هر سو به گوش می‌رسد، گروهی بی خیال از روی آتش می‌پرند، گروهی از درد سوختگی و شکستگی فریاد می‌کشند و کسانی در غم از دست دادن عزیزی، شب را با گریه به صبح می‌رسانند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، چهارشنبه آخر سال نزدیک است، سه‌شنبه 25 اسفند امسال درست در سالروز بمباران شیمیایی حلبچه در سال 66 که البته همزمان با روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر نامی معاصر است، همان که می‌گفت: "علامت خطر است این قبای خون آلود- هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است. " 
چهارشنبه آخر سال امسال هم مثل هر سال خطرهایی در پیش است، اورژانس، آتش نشانی، نیروی انتظامی، هلال احمر، شهرداری آماده باش خواهند بود تا شاید قدری از میزان و شدت حوادث بکاهند. حوادثی ساخته دست خودمان و قابل پیش بینی و البته پیشگیری. 
کافی است بیاموزیم که می‌توان بدون هیاهو و انفجارهای مهیب هم شادی کرد و جان خود و اطرافیان را به خطر نینداخت. 
گر چه غلامرضا معصومی، رئیس اورژانس کشور در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس، خبرهای خوشی داده است و گفته است که مسئولان نیروی انتظامی به او اطمینان داده‌اند که پلیس امسال 100 درصد مواد محترقه را جمع‌آوری کرده است و اظهار امیدواری کرده که امسال چهارشنبه آخر سال امن و سالمی داشته باشیم و حتی شاید حوادث ناگوار چهارشنبه سوری امسال به صفر برسد.اما چهارشنبه آخر سال است و آتش در کمین است. 
ادامه دارد...


همین چهارشنبه سوری پارسال بود که به گزارش مسئولان وزارت بهداشت 306 نفر حادثه دیدند و راهی بیمارستان شدند که البته 55 درصد نسبت به چهارشنبه آخر سال 87 کمتر بود و البته حداقل یک نفر در همین شب بر اثر حادثه بازی با آتش جان خود را از دست داد. 
با این حال چنین روزی بود که شنیدیم، "بر اثر آتش‌بازی یک باب نانوایی در خیابان 17 شهریور آتش گرفت "، "سازمان آتش نشانی اعلام کرد: بر اثر آتش بازی 20 نقطه تهران آتش گرفت. "، " رئیس اورژانس تهران گفت: بازی با ترقه در تهران 12 نفر را دچار سوختگی در ناحیه صورت و دست و پا و راهی بیمارستان کرد. "، "دست2 نفر بر اثر انفجار مواد محترقه قطع شد، این دو نوجوان 15 ساله در نارمک و خانی آباد تهران به علت انفجار مواد محترقه دست راست خود را از دست دادند. همچنین بر اثر انفجار نارنجک دست‌ساز در میدان رسالت پیرمرد 55 ساله‌ای دچار لکنت زبان شد "، " رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری اعلام کرد: امسال رکورد پذیرش مصدومان در چهارشنبه آخر سال شکسته شد که البته بیشتر آنان سرپایی درمان شدند. " 
خبرگزاری فارس گزارش داد، در بین پذیرش شدگان بیمارستان مطهری، 4 نفر به علت سوختگی در ناحیه دست، پا و صورت به بیمارستان حضرت فاطمه زهرا (س) و یک نفر به علت شدت آسیب‌دیدگی چشمی به بیمارستان حضرت رسول(ص) ارجاع داده شدند و بقیه این مصدومان به صورت سرپایی درمان شدند. 
فردای چهارشنبه آخر سال 87 بود که محمدرضا منتظر خراسانی، رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی فارس، افزود: آمار نهایی وزارت بهداشت نشان می‌دهد، حوادث چهارشنبه سوری امسال در مجموع 306 مصدوم در سراسر کشور داشت که بیشترین میزان آن در قطب تهران و کمترین میزان آن در قطب آذربایجان شرقی گزارش شده است.
وی اضافه کرد: ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت، کشور را به 8 قطب مختلف تقسیم کرده است، که در این میان قطب تهران که مدیریت بحران استان‌های قم و قزوین را نیز به عهده دارد با 146 مصدوم بیشترین میزان آسیب دیدگان را به خود اختصاص داد. 
وی گفت: بعد از تهران بیشترین میزان مصدومان به ترتیب از قطب‌های کرمانشاه، فارس، خراسان رضوی و اصفهان گزارش شده است و کمترین میزان آن مربوط به منطقه آذربایجان شرقی است که با تحت پوشش داشتن استان‌های آذربایجان غربی و اردبیل 13 مصدوم را در چهارشنبه آخر سال داشتند. 
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت اضافه کرد: از مجموع 146مصدوم در قطب تهران، 109 نفر در شهر تهران بودند. 
منتظر خراسانی افزود: چهارشنبه سوری سال 86 حدود 761 مصدوم در سراسر کشور داشتیم که بیش از نیمی از آنان در منطقه قطب تهران بودند و امسال نیز تقریباً همین نسبت حفظ شده است. 
وی گفت: در آمار اورژانس کشور هیچ مورد فوتی در حوادث چهارشنبه سوری ثبت نمی‌شود اما بر اساس اعلام سازمان پزشکی قانونی یک مورد فوتی چهارشنبه سوری امسال در یکی از بیمارستان‌های تهران تائید شده است. 
وی اضافه کرد: بیشترین میزان آسیب در حوادث چهارشنبه سوری آسیب در ناحیه دست، پا، چشم و صورت بوده است. 
رئیس ستاد عملیات بحران وزارت بهداشت (EOC) گفت: علت کاهش تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال فرهنگ سازی و آموزش مردم و به خصوص جمع‌آوری وسایل خطرناک آتش بازی و توزیع وسایل کم خطر و استاندارد در بین مردم بود که توسط خانواده‌ها استفاده می‌شد و خطری نداشت. 
وی گفته بود: امسال( سال 87) در سراسر کشور وسایل ترقه و آتش بازی استاندارد و با قیمت مناسب در اختیار مردم بود و شهروندان نیازی نداشتند تا وسایل آتش بازی را به صورت دست ساز در خانه بسازند و همین امر موجب کاهش چشمگیر تعداد موارد مصدومیت در چهارشنبه سوری امسال بود. 
وی اضافه کرد: سال 86 اورژانس کشور در مجموع در شب چهارشنبه آخر سال 761 مورد مأموریت انجام داد. از این تعداد 503 مصدوم در محل و به صورت سرپایی درمان شدند و 258مصدوم دیگر به بیمارستان منتقل شدند. 
وی گفت: 635 نفر از مصدومان چهارشنبه سوری سال 86 مرد و 126 نفر زن بودند، بیشترین ناحیه آسیب نیز به ترتیب دست با 28درصد موارد، سوختگی پا با 20 درصد، چشم با 14درصد و سوختگی صورت با 11درصد موارد بوده است. 
کامران باقری لنکرانی، که چهارشنبه آخر سال گذشته مسئولیت وزارت متولی سلامت کشور را در دست داشت، در این شب به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران رفت و پس از ارائه آماری که تا لحظه ورود وی گزارش شده بود، گفت: در حال حاضر تیم‌های جراحی و پیوند در تمام مراکز سوانح و سوختگی سطح کشور در حال آماده‌باش کامل هستند و امیدواریم این میزان آسیب و مصدومیت امسال نسبت به سال گذشته کاهش یابد. 
باقری لنکرانی با اشاره به کاهش تعداد مصدومان چهارشنبه‌سوری در طی سالهای اخیر افزود: آموزش عمومی، تلاش رسانه ملی و همچنین همکاری نیروهای انتظامی در این کاهش نقش زیادی داشته است. 
وی با اشاره به کمبود تخت‌های سوختگی در سطح کشور تصریح کرد: در حال حاضر تخت‌های سوختگی در کشور رشد 50 درصدی پیدا کرده ولی باید نگاهمان به خدمات درمان سوختگی تحول بنیادی پیدا کند. 
باقری لنکرانی همچنین خاطرنشان کرد: اورژانس‌های پیش‌بیمارستانی در مناطقی که احتمال بروز مصدومیت‌های زیاد پیش‌بینی می‌شود، مستقر شده‌اند. 
امسال نیز چهارشنبه آخر سال همراه با دلشوره و نگرانی است، آیا امسال هم صدای انفجارهای مهیب از هر سو به گوش خواهد رسید؟ صدایی که می‌تواند، جنین مادری باردار را بیندازد، یا سالمندی را دچار سکته و روانه بخش مراقبت‌های ویژه کند. آیا امسال هم باران ترقه و بمب‌های دست ساز از آسمان شهرمان باریدن خواهد گرفت، انفجارهایی که می‌تواند با قطع دست پرتاب کننده یا کوری چشم رهگذری شود. 
فراموش نکنیم چهارشنبه آخر امسال روز بزرگداشت نامدارترین شاعر زن ایرانی هم هست، همان شاعری که می‌گفت: 

میان آتشم و هیچ‌گه نمی‌سوزم 
هماره بر سرم از جور آسمان شرری است 

علامت خطر است این قبای خون آلود 
هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است 

خوش است اگر گل امروز، خوش بود فردا 
ولی میان ز شب تا سحرگهان اگری است

 

 

مستند زنان فوتبالیست در ایران

نرم افزار کسب درآمد

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی 

کسب درآمد 499 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی  


 

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠
 

بوسه ای که واکسینه می کند

تاثیر محبت در تربیت از منظر امام علی (ع)

کودک

استفاده از محبت ، از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه هاى تربیتى است . محبت جاذبه مى آفریند ، انگیزه خلق مى کند، انسان هاى پرتلاطم و مضطرب را آرامش مى بخشد و فرزندان نابهنجار و ناسازگار را رام مى کند. محبت ، شیوه اى است که به مرحله اى خاص از تربیت اختصاص ندارد ، اما کودکان و نونهالان بیشتر به آن نیازمندند. حضرت على علیه السلام مى فرمایند:

هر که فرزند خود را ببوسد ، براى او پاداش و حسنه خواهد بود و هر که فرزند خود را شاد کند ، خداوند در روز قیامت او را شاد خواهد فرمود. (1)

اگر انسان ، به ویژه در دوره کودکى از محبت سیراب نشود ، در بزرگ سالى معمولا با ناهنجارى هایى مواجه مى شود ، لذا پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله ) فرموده اند:

به کودکان و نوباوگان محبت نمایید و رحمت خود را شامل حال آن ها گردانید. (2)

سیراب کردن کودک از محبت او را در مقابل بسیاری از خطاها در آینده واکسینه می کند.

به نظر بسیارى از دانشمندان کمبود محبت ، منشاء بسیارى از عقده هاى روانى مى شود. به همین سبب در مکتب تربیتى اسلام به عامل تربیتى محبت تاءکید بسیار زیادى شده است . در برخى روایات آن قدر روى اهمیت آن تاءکید شده که محبت را مساوى دین معرفى کرده اند. (3)

حضرت على علیه السلام در مواجهه با فرزندان خود از جملاتى محبت آمیز و پرجاذبه بهره مى گرفتند. ایشان در نامه تربیتى به امام حسن علیه السلام مى فرمایند:

فرزندم ! تو جزئى از وجود و بلکه همه وجود منى ، به طورى که اگر به تو بلایى رسد ، به من رسیده است و اگر مرگ ، تو را در کام گیرد، مرا در کام گرفته است . آنچه از وضع و حال تو مورد توجه من قرار گرفته است ، همان وضع و حال خود من است که برایم اهمیت بسیار دارد. (4)

از اساسى ترین روش هاى تربیت ، روش محبت است که با فطرت و سرشت آدمى بسیار سازگار است . با توجه به میدان گسترده تاءثیر محبت ، اولیاى الهى از آن بهره هاى بسیار گرفته اند و آن را محور تربیت قرار داده اند. انسان به هر چه علاقه پیدا کند، بدو متمایل مى شود و سعى در همسانى مى نماید.

امیرمؤمنان مى فرمایند:

من اءحب شیئا لهج بذکره ؛ (5)

هر که چیزى را دوست بدارد به یاد آن حریص مى شود.

آنچه موجبات پیوند را فراهم مى آورد و زمینه تربیت را مهیا مى سازد محبت است و این روش دقیقا مورد عنایت حضرت قرار گرفته است ؛ زیرا محبت چنان انسان را متحول مى سازد که هیچ چیز دیگر با آن برابرى نمى کند.

 



 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
میشه منو جدی بگیرید؟
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٦
 

میشه منو جدی بگیرید؟

کودک

تصویر ذهنی؛ صورتِ حاصل از تجربه، آموزش، فکر،  و خیال درباره ی خود و پدیده ها در ذهن  است. تصویر ذهنی می تواند به واقعیت نزدیک و با آن منطبق و یا از آن دور باشد. تصویر ذهنی می تواند مربوط به خود فرد باشد که در این صورت از آن به «خودانگاره یا خود پنداره» تعبیر می شود؛ و می تواند به هرچیز دیگری غیر از خود مربوط شود که در این صورت همان «تصویر ذهنی» نامیده می شود. یکی از مهم ترین اهدافی که والدین دلسوز در تربیت فرزند خود مد نظر دارند و گام های فراوانی را برای ایجاد آن بر می دارند پرورش عزت نفس کودک و ساختن تصویری مطلوب از خود در ذهن کودک است. این مسئله بسیار با اهمیت است که هر شخصی در ذهن خود چه تصویر و سازماندهی را از کلیت خود تشکیل می دهد . وجود نمایی مثبت و مورد پذیرش و دوست داشتنی و توانا می تواند موجبات موفقیت فرد را در آینده بنا نماید. لذا در سطور زیر سعی داریم به نکاتی کوتاه اما مفید و آسان در این زمینه اشاره نماییم.

 

اگر از کودک می‌‌خواهید کاری را انجام دهد که از توان وی فراتر است، او را یاری دهید.

 

1- رابطه‌ سازنده‌ بر قرار کنید.

با ترتیب دادن زمان‌هایی که کاملاً در دسترس باشید، نشان دهید که می‌خواهید با کودک باشید. بدون قضاوت کردن فقط گوش کنید و برخی از احساسات خود را ابراز کنید. مشارکت متقابل به کودکان کمک می‌کند احساس با ارزش بودن کنند.

 

2- موفقیت را پرورش دهید.

انتظارات خود را  درست تنظیم کنید. اگر از کودک می‌‌خواهید کاری را انجام دهد که از توان وی فراتر است، او را یاری دهید. روی رفتار و کارهای سازنده‌ او تاکید کنید. با تاکید بر تحسین به جای پاداش‌های مادی، خودانگیزی (انگیزه هایی درونی) را تقویت کنید. به جای اینکه صرفا بگویید «خوب است». به تلاش‌ها و دستاورهای خاص اشاره کنید.

 

حق انتخاب، به کودکان احساس مسئولیت و کنترل بر زندگی می‌دهد.

 

3- آزادی انتخاب را پرورش دهید.

حق انتخاب، به کودکان احساس مسئولیت و کنترل بر زندگی می‌دهد. در صورتی که کودک قادر به تصمیم‌گیری نباشد، آنها را درگیر انتخاب‌های ساده کنید. مثلاً اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند چه موقع و به چه ترتیبی یک تکلیف را انجام دهند.

 

کودک

 

4- هیجا‌ن‌های کودک را تایید کنید.

احساس‌های نیرومند کودک را بپذیرید و راه‌های موثری برای برخورد با آنها پیشنهاد کنید. در صورتی که هیجان منفی کودک ناشی از اهانت به عزت نفس او باشد، او را تسلی دهید و در عین حال موقعیت را به صورت حقوق ارزیابی کنید تا کودک احساس کند مورد حمایت قرار دارد و ایمن است.

 

ماهنامه کودک- آشنا

تنظیم و گردآوری و تغییر : کهتری 

 

مقالات مرتبط:

عزت زیاد!!

خودت را دست کم نگیر

باباعزت نفس!

من،مهم هستم

دور باطل نزنید

 


 
comment نظرات ()

 
مقالات مفید
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٤
 

 

لحظه های موفق در تربیت فرزند


 تربیت مهمترین مسئولیت پدر و مادر نسبت به فرزند است. آینده ی کودک در گرو رفتار صحیح والدین و نشان دادن عکس العملهای مناسب در موقعیتهای خاص است. در عین حساس بودن تربیت صحیح، با عمل به چند نکته می توان با موفقیت بدان رسید.
 ما به عنوان والدین موفق باید فرزندانمان را به گونه ای ترغیب کنیم که از درون ، احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقویت شود و احساس کنند مورد علاقه ی ما هستند. اگر فرزندان توسط ما در چنین شرایطی قرار گیرند دیگر برآورده نشدن نیاز به قدرت یا محبت، آنها را به سمت انحراف نمی کشد. چند روش زیر به کودکان ما کمک می کند که حس بهتری نسبت به خود پیدا کنند و احساس امنیت کنند.

از لحظاتی که باهم هستید استفاده کنید

. اعتماد به نفس کودک شما تحت تأثیر کیفیت اوقاتی است که شما با او صرف می کنید، نه مقدار و زیادی این زمان! در زندگی های بسیار شلوغ این زمانه  اکثر ما در فکر کارهای بعدی یا عقب افتاده و مشغله های روزمره هستیم و در حالیکه فرزندمان با ما صحبت می کند صد درصد حواسمان متوجه او نیست. اکثراً وانمود می کنیم که گوش می دهیم! خیلی اوقات هم  تلاش فرزندان را که سعی می کنند با ما ارتباط برقرار کنند نادیده می گیریم. اگر اوقات مفیدی را هر روزه به کودک اختصاص ندهیم (اوقاتی که فقط متوجه او باشیم) کم کم ناهنجاریهای رفتاری در او بروز خواهد کرد. از نظر کودک ، اگر به او عکس العمل (حتی) منفی نشان دهیم بهتر از آن است که به او بی توجهی کنیم.مهم است که به درستی احساسات کودک را درک کنیم و این گونه مسئله را نبینیم که آیا احساسات او درست هستند یا غلط . وقتی کودک می گوید: "مامان، تو هیچ وقت به من توجه نداری" (در حالی که شما تازه با او بازی کرده اید) او فقط احساسش را بیان کرده. در این موقع بهتر است به احساسش ارزش دهید و بگویید: " بله، احساس می کنم خیلی وقت است که با هم بازی نکرده ایم".
عمل بهتر از حرف است. آمار نشان می دهد که ما هر روز صدها درخواست از فرزندانمان می کنیم. عجیب نیست که آنها گوششان از حرفهای ما پر است! به جای آن که مرتب اظهار گله مندی کنیم، از خود بپرسیم "الان چه رفتار مؤثری می توانم داشته باشم؟".

به کودک کمک کنید که احساس توانمندی کند.

اگر این راه را شما نشانشان ندهید خودشان راه های نامناسبی برای کسب احساس قدرت پیدا می کنند. راه های مناسب عبارتند از: از آنها مشورت بخواهید، به آنها اجازه ی انتخاب بدهید، بگذارید در محاسبه ی حساب و کتابهای مخارج کمکتان کنند، بعضی وقتها پخت و پز یا خرید را به عهده ی آنها بگذارید. یک کودک دو ساله می تواند در شستن ظروف ملامین یا سبزیجات کمک کند یا کفشها را جابجا کند. ما اغلب خودمان همه ی کارها را انجام می دهیم چون برایمان بی دردسرتر است. ولی نتیجه اش آن است که آنها احساس بی اهمیتی می کنند.بگذارید تا نتایج طبیعی کارها را تجربه کند. از خود بپرسید " اگر من در این مورد دخالت نمی کردم چه می شد؟" وقتی ما در هر مسئله ای حتی مواردی که نیازی به ما نیست دخالت می کنیم، کودک را از تجربه کسب کردن و دیدن نتایج طبیعی اعمالش محروم می کنیم. وقتی می گذاریم نتایج کارها به تجربه ی کودک بیفزاید، دیگر با نق زدن و نصیحت زیاد، روابطمان را با او خراب نمی کنیم. مثلاً اگر فرزندتان ناهارش را فراموش می کند، شما آن را یادآوری نمی کنید تا خودش راه درست را پیدا کند و اهمیت به خاطر سپردن را درک کند.

بگذارید با قانون خانه آشنا شود.

بسیاری از مواقع ، رسیدن به نتایج امور آنقدر طولانی است که نمی توان آنها را به سادگی تجربه کرد. در این گونه موارد دریافت "عواقب منطقی" راهکاری مناسب است. در چنین حالتی نتیجه ای که کودک از کار خود می بیند باید با نوع عملکرد او مرتبط باشد. مثلاً اگر او فراموش کرد کتاب داستانش را از منزل دوستانش بیاورد و شما یک هفته به او کم محلی می کنید، این موضوع فقط باعث رنجش خاطرش و به جای ماندن یک خاطره ی تلخ برای او می شود. اما اگر کتابش را برگردانید و به او بدهید و فقط به اندازه ی قیمت کتاب از پول هفتگی اش کم کنید ، با قانونمندی خانه آشنا می شود بدون آنکه کدورتی پیش آید.از برخورد اجتناب کنید. ممکن است فرزندتان شما را در یک موقعیت خاص مثلاً با اظهار خشم یا حرفهای غیر دوستانه بیازماید. در این حالت بهتر است اتاق را ترک کنید یا به او بگویید اگر تکرار کند شما به اتاق دیگری می روید. البته با حالت عصبانیت و خشم خارج از کنترل محل را ترک نکنید.

رفتارها را از کُننده ی آن جدا کنید

. هرگز به کودک نگویید که "تو بدی". زیرا اعتماد به نفسش را خراب می کند. به او بفهمانید که شما از خود او بدتان نمی آید بلکه خیلی هم دوستش دارید، فقط از آن رفتار ناخرسند هستید. او بد نیست بلکه آن رفتار بد است! برای آنکه کودک اعتماد به نفس داشته باشد باید بداند که بدون هیچ قید و شرطی دوستش دارید. بدون توجه به این که چه می کند، به هر حال دوستش دارید. او را مدام به دریغ کردن عشقتان و اظهار اینکه "دوستت ندارم" تهییج نکنید. هرگاه نسبت به عملکرد خود تردید داشتید از خود بپرسید "آیا قانونمندی و قیود من به اعتماد به نفس کودکم کمک می کند؟".همزمان مهربان و محکم باشید. مثلاً به او بگویید: "تا یک ربع دیگر تو را سوار اتومبیل می کنم و به مدرسه می برم. لباست را می توانی تا آن موقع بپوشی". شما در عین حال که سر وقت به حرفتان عمل می کنید از این که احتمالاً لباسش را نپوشیده عصبانی نشوید. چون این کار را در اتومبیل هم می تواند انجام دهد. همیشه ببینیم که درخواستمان از کودک از روی عشق است یا خشم؟

عاقبت اندیشی مهم است.

اکثر ما می خواهیم خیلی فوری همه ی امور را تحت کنترل درآوریم و دنبال راههایی برای رسیدن به این هدف هستیم. درنتیجه فرزندان احساس می کنند تحت فشار و زور هستند. اما هر قدر نکات بیشتری را از آنها انتظار داریم خودمان هم باید در رفتارمان ملاحظه ی بیشتری داشته باشیم. مثلاً اگر عصبانی شویم و کودک را تنبیه بدنی کنیم او از رفتارمان خواهد آموخت (حتی اگر خلاف آن را به او نصیحت کنیم) که برای به دست آوردن آنچه می خواهد باید متوسل به زور شود.صریح و شفاف صحبت کنید. اگر نظرتان این است که در فروشگاه نباید برایش آبنبات خریده شود این مسئله را با اخم یا بگومگو یا عصبانیت اظهار نکنید. به سادگی آن را با خوشرویی بگویید و به آن نیز عمل کنید. اگر دو پهلو صحبت نکنید و نظرتان را ساده و شفاف بگویید، کودکتان می آموزد که به شما احترام بیشتری بگذارد.
تربیت صحیح امر پیچیده ای نیست ولی عمل به آن همت و دقت می خواهد و همسران برای رسیدن به آن باید توافق و عزم مشترک داشته باشند.

مقالات مفید از سایت تبیان


  • هوشی بهتر از هوش معمولی
  • کم شدن بازی های گروهی، کاهش بازی های بیرون از خانه و حمایت های بی دریغ و غیرصحیح والدین از کودکان را می توان از جمله عوامل مهمی به حساب آورد که سبب فقدان رشد کافی هوش هیجانی کودکان به موازات هوش بهر ایشان می شود.
  • دنیایی پر فایده و پرخطر
  • اینترنت می تواند مکانی گسترده برای کودکان باشد تا بیاموزند، سرگرم شوند، با دوستان مدرسه ای گپ بزنند، و با آسودگی خیال به مکاشفه بپردازند. اما درست همانند دنیای واقعی، وب هم می تواند برای کودکان خطرناک باشد. قبل از اینکه به کودکانتان اجازه دهید که بدون نظا
  • وقتی همسرتان دیگر نیست...
  • مهم‌ترین علت به وجود آمدن خانواده تک سرپرست، طلاق یا مرگ همسر است. طلاق برای حداقل یکی از زوجین انتخابی است، اما در مرگ یکی از همسران هیچ انتخابی وجود ندارد. طلاق، لزوما بچه‌ها را برای ابد از دیدن والدشان محروم نمی‌کند. اما مرگ این امکان را برای همیشه از
  • یکی یکدونگی، شمشیر دولبه
  • چنانچه توهینی به آنها شود، بی‌آنکه قصد و غرضی در کار باشد، این توهین را رفتاری عمدی و به پشتوانه نیتی خاص تفسیر می‌کنند.
  • آنچه به دختران باید آموخت
  • کودکان از سنین پایین، با معنای دختر بودن و پسر بودن در جامعه امروزی آشنا می شوند؛ آنها در متن جامعه، از میان کلیه رفتارهای آشکار و اشاره های نهان، تفاوت های جنسیتی را تجربه می کنند.
  • تربیت از نوع دخترونه و پسرونه
  • برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ یا مشکلی روبرو نشوند و بتدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر یا پسر آشنایی یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود.
  • اتهام وارد نیست!
  • به جای این، کودک به بیرون می‌دود، می‌فهمد که هوا سرد است،‌ و بعد به یاد این می‌افتد که کتش کجاست، و سپس می‌رود و کتش را می‌پوشد.
  • آموزش ماساژ کودک
  • ارتباط جسمی بین کودک و یکی از والدینش، احساس عشق و علاقه و ارزشی را در او تقویت می‏کند و این احساس، به رشد عزت نفس و اعتماد به نفس در کودک می‏انجامد.
  • کلید قلب کودکان
  • امام صادق (ع) در سخنی بر اهمیت این مسئله تاکید کرده و می فرماید : « خداوند بنده ای که فرزند خود را بسیار دوست بدارد ، مورد رحمت خویش قرار می دهد .»
  • نترسید،او باید بداند
  • نوازش کودک باید در قالبی صحیح و بدور از تحریک‏های جنسی باشد. لازم است بدانید در حالیکه نوازش مستقیم پوستی در تمام نقاط بدن کودک، پس از تولد می‏تواند به رشد احساسی و مغزی او کمک کند، نوازش نقاطی خاص می‏تواند برای او تحریک کننده باشد.
  • دیگران! لطفا دخالت نکنید
  • هر از گاهی با ارتباط کلامی یا چشمی در تایید رفتار خوبشان با یک چشمک یا لبخند یا بوسه فرستادن تشویق شوند و یا با چشم درشت کردن مورد تکذیب قرار گیرند.
  • اگر فرزند نابغه می خواهید...
  • کودک هر انسانی، منحصر به فرد است و می تواند مانند یک نابغه بدرخشد. اگر با عشق از او حمایت کنید و باورش کنید، هرگز دچار احساس کمبود و حقارت که مانع موفقیت است، نخواهد شد.
  • می خوام خودم غذا بخورم!
  • وقتی می خواهید فرزندتان غذایی را که سرو کردید، بخورد، ممکن است شروع به چانه زدن کنید: «اگر سه قاشق دیگر بخوری، بهت یک شیرینی می‌دهم.» مسئله این است که این تاکتیک‌ها در درازمدت کارایی نخواهند داشت.
  • میشه منو جدی بگیرید؟
  • انتظارات خود را درست تنظیم کنید. اگر از کودک می‌‌خواهید کاری را انجام دهد که از توان وی فراتر است، او را یاری دهید. روی رفتار و کارهای سازنده‌ او تاکید کنید.
  • خدایکی ،زن یکی،بچه یکی یکی!!
  • امروزه در جوامع برای داشتن فرزند کمتر تبلیغات گسترده ای می شود و سخت شدن زندگی های و زیاد شدن مشغله ها خانواده ها را به این امر سوق می دهد. در این بین بعضی ها تصمیم می گیرند که تنها یک فرزند داشته باشند. تک فرزندی فواید و معایب خاص خود را دارد که ما در ای
  • کودک شما از چه نوع است؟
  • بچه تحرک طلب ممکن است به خاطر هر مسأله کوچکی گریه کند و خیلی دیرتر از بچه های دیگر خودش را با عادت های خوردن و خوابیدن وفق دهد. احتمالاً شما مشکل زیادی برای فهمیدن احساسات و احتیاجات این بچه ندارید. چرا که او در مقابل هر عملی که به نظرش ناخوشایند بیاید ع
  • خساست از نوع کودکانه
  • همه کودکان به طور طبیعی در دوره‌ای خاص اسباب‌بازی‌ها و وسایل خود را در اختیار دیگران قرار نمی‌دهند. بنابراین خیلی متوقع نباشید و صبر کنید تا زمان مناسب فرابرسد. اصرار مستقیم شما در از بین بردن این امر چه بسا که این رفتار را تشدید و کودک شما را مقاوم نماید
  • برای او که دوستش دارید
  • بد نیست اگر کمی از کارهای خانه را به عهده آنها بگذارید تا با کمک کردن به شما احساس توانمندی و ارزشمندی در فرزندتان تقویت شود. با اینکار نه تنها آنها یاد می‌گیرند که
  • می دونی چیا بهم نگی؟
  • اگر می خواهید اقتدار و نفوذ شما همیشه در مقابل کودک تان حفظ شود، با این جمله اقتدار خود را از بین نبرید. مثلا وقتی با کودک تان در ماشین هستید یا در یک مهمانی حضور دارید و کودک شما در حال شیطنت کردن است، برای نشان دادن اقتدارتان به او نگویید:
  • دلارام با یاد او
  • مادر در آنها پایگاهی امن و آرامش بخش است و کودک در هنگام جدایی مادر معترض بوده و در هنگام بازگشت، او را مورد استقبال قرار می دهد.
  • جبران بی مهری با لوس کردن
  • هر قدر هم که این جمله ناراحت کننده باشد: مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتن یا انجام نداده اند، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکان شان دوستشان دارند یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی
  • من چه وقتایی مال توام؟
  • سعی نکنید ذهن او را بخوانید. سعی کنید بی‌تفاوت باشید. گاهی هم مسخره‌بازی در آورید، مثلاً لجبازی و جیغ و داد کنید.
  • روابط سالم والدین و تربیت جنسی
  • رفتار انسان متأثر از افکار، اندیشه ها، امیال و آرزوهایى است که در دوران کودکى داشته است. اگر کودک در رابطه با مسائل جنسى داراى اندیشه ها و آرزوهاى صحیح باشد ، قطعاً در دوره هاى بعدِ زندگى نیز داراى رفتارهایى خواهد بود
  • اگر می خواهید دوست خدا شود
  • اگر انجام تکالیف و رفتارهای دینی را در محیط شاد خانوادگی و با خاطراتی مفرح همراه سازیم کودک نسبت به این مسائل مشتاق تر شده و انگیزه بیشتری برای دریافت این آموزه ها خواهد داشت و حتی
  • آموزش انضباط در خانواده
  • وقتى براى فرزندان خویش مقرراتى را لازم مى دانیم ، براى ایجاد انضباط در وجود آنان ، باید در اجراى این مقررات ، استوار باشیم و از تردید و دو دلى پرهیز کنیم ؛ زیرا سستى و سهل انگارى ، باعث بى انضباطى مى شود و ما را از هدف باز مى دارد.
  • تربیت جنسى ، خجالتی پر ضرر
  • «تربیت جنسى» انسان یکى از ساحت هاى مهم و پر لغزش تربیتى است. غریزه جنسى از جمله غرایز طبیعى است که خداوند در حیوان و انسان قرار داده.
  • بوسه ای که واکسینه می کند
  • استفاده از محبت ، از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه هاى تربیتى است . محبت جاذبه مى آفریند، انگیزه خلق مى کند، انسان هاى پرتلاطم و مضطرب را آرامش مى بخشد
  • تو مایه ی خجالتی!
  • مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی
  • غمش را بخوان
  • شخص لوس بار آمده، به دو مصیبت بزرگ گرفتار است: از طرفی توقع دارد زن و مرد اجتماع، مانند پدر و مادرش او را نوازش کنند و وقتی مشاهده می‌کند که مردم نه تنها احترامش نمی‌کنند، بلکه در مقابل این توقع بیجا مسخره‌اش می‌نمایند، احساس حقارت و پستی می‌نماید. از طرف
  • بابوسه ای بهشتی شوید
  • به فرزندان خود شخصیت بدهید. همان‌گونه که در روایات می‌خوانیم گاهی پیامبر صلی‌الله علیه و اله و سلم به احترام کودک خود سجده نماز را طولانی می‌نماید تا از دوش آن حضرت پایین بیاید و گاهی به احترام کودک دیگران که صدای گریه او را شنیده، نماز جماعت را با سرعت
  • تو این بچه را بی ادب می کنی!
  • اختلاف بر سر تربیت فرزندان حتی در بهترین ایده آل ترین ازدواج ها نیز، بین زن و مرد، وجود داشته است. و این برآمده از اختلاف فرهنگ ها و ارزش ها و ضد ارزش های دو خانواده است اما نکته مهم عملکرد والدین در مقابل فرزندان در چنین مواقعی است.
  • سرمایه گذاری در بانک احساسات
  • در واقع با القای انرژی مثبت یا منفی به کودکان خود، پایه‌گذار یادگیری‌های هیجانی آنها خواهیم بود و آنها را به سوی ابراز رفتارهای ناشی از رضایت و نشاط و شادی و سرزندگی یا عدم رضایت‌، غم و اندوه و افسردگی، تحرک سازنده و یا تحرک مخرب، لذت یا آرامش یا برانگیخت
  • تولید آدم یا آدم سازی؟
  • برخى از مردم ، به خصوص خانواده هاى متجدد، تصور مى کنند که تنها باید در راه پرورش قواى فکرى اطفال خود، کوشش کنند و با سپردن آن ها بـه کـودکـسـتان هاآنـهـا را مـثـل ماشین ها و مغزهاى الکترونیکى ، منظم و آداب دان ، بارآورند
  • آزمایشگاه هوش سازی
  • تعلیم سرودهای گروهی و نواختن پیانو برای کودکان سه ساله به تدریج باعث تقویت قدرت استدلال فرا زمانی آن ها می شود. این کودکان در ترکیب و ساخت پازل در مقایسه با بچه هایی که تمرین موسیقی نداشته اند، دقیق تر و سریع تر و در درک مفاهیم ریاضی موفق ترند.
  • راهکارهای تربیت ماندگار
  • وقتی فرزندی به دنیا می آید ، با خود دنیایی از مسئولیت ،شادی ،امید و حتی دلهره و اضطراب را به همراه می آورد. از روزی که مطلع می شویم ، مفتخر به مادر یا پدر بودن شده ایم ، تا روزی که زنده هستیم این مسئولیت ها ،دلهره ها،نگرانی ها و لحظات غم و شادی با ما خواه
  • خرداد و استرس‌هایش
  • بیشترین میزان عدم توافق‌ها، تیره ‌شدن روابط ، ناراحتی‌‌ها ، تعارضات ، دور شدن و فاصله گرفتن والدین و فرزندان در زمان امتحانات است. این نتیجه، حاصل استخراج نتایج پرسشنامه‌ای است که در آن از والدین و فرزندان آنها درخواست شده بود به این سوال پاسخ دهند: چه مو
  • می خواهیم از شکست نشکند
  • کودک باید شاد، امیدوار و دارای اعتماد به نفس باشد و از شکست، شکسته نشود. این کودک باید شکست را پایه موفقیت‌های بعدی خود بداند. خصوصیات نامبرده شده در نتیجه وجود ایمان بوجود می‌آیند.
  • نقش دهی جنسی ، وظیفه والدین
  • دخترها ظریف و شکننده اند، اما پسرها قوی اند. دخترها باید کار خانه یاد بگیرند، اما پسرها باید به کارهای مکانیکی و الکتریکی و... وارد شوند. دخترها باید به زیبایی خود برسند، اما پسرها باید به قدرت بدنی خود فکر کنند.
  • اول بخونید بعد بچه دار شید
  • در زندگانی رسول اکرم(ص) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا(س) به امر خداوند، ایشان چهل روز از حضرت خدیجه(ع) کناره گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد، آنگاه نطفه حضرت زهرا(س) منعقد شد.
  • شلختگی هم آموختنی است
  • همان گونه که فرزندان ، راست گویى ، وفاى به عهد ، خوش برخوردى ، آداب معاشرت ، پابندى به آداب مذهبى ، صرفه جویى ، ساده زیستى و سخاوت و حتى رعایت نظافت را از والدین مى آموزند ، نظم و انضباط و داشتن برنامه ی درست را نیز از آنان مى آموزند.
  • نمایشگاه کتاب تمام نشده
  • ما در بخش خانواده در سلسله مقالات دکتر مجیب با شما مفصل در باره ی کتاب خوانی برای کودکان و فواید آن و چگونه آشنا کردن فرزندانمان با کتاب و کتاب خوانی مفصل صحبت کردیم
  • نگران مشق شب نباشید
  • تکلیف شب برای والدین ، حکم مسئله ی لاینحلی را دارد که اکثر والدین ، در صدد پیدا کردن راه حلی درست برای این معضل هستند. این مقاله سعی دارد با ارائه ی راه های عملی ، مشوقی برای والدین باشد و مشق شب را برای فرزندان آسانتر نماید.
  • قصه لالایی تو، حس من
  • والدین براین باورند که نوزاد هیچ چیز را متوجه نمی‌شود و لازم نیست با او حرف بزنند، این در حالی که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود.
  • کودک اما با شخصیت
  • بسیاری از والدین پیوسته می‌پرسند رفتار مناسب با کودک باید چگونه باشد تا شخصیت به طور مثبت در او رشد و نمو کند.
  • دموکرات باشیم یا دیکتاتور؟
  • کنترل های اعمال شده منصفانه و معقول است و توهین و تحقیر را به همراه ندارد. ضمن آنکه این انتظارات با توانایی فرزندان تطابق داشته و احساس شایستگی را در آنان به وجود می آورد.
  • شب بخیر کوچولو ،خواب خوش ببینی
  • چرا بچه ها دوست ندارند به رختخواب بروند و بخوابند؟ شاید غرق بازی هستند، شاید زیاد غذا خورده اند، دوستدارند در کنار سایر بیدارها نشسته، تلویزیون نگاه کنند.
  • ایده آل ترین تنبیه
  • واقعیت این است که برای شکل دادن به ساختار رفتاری کودکان قرار دادن محدودیت‌هایی لازم است که گاهی تنها با تنبیه ممکن می‌شود...
  • برای آنکه پر نفوذ شوید
  • با این نفوذ مى توان شخص مقابل را متقاعد کرد. فرزندان باید خاطره خوبى از رفتار اخلاقى و شخصیت تربیتى پدر و مادر در دلشان وجود داشته باشد.
  • تا اطلاع ثانوی مامانت نیستم
  • اما یکی از همین تکنیک ها که معمولاً خانواده ها کمتر با آن به صورت علمی آشنایی دارند اگرچه ممکن است در رفتارها از آن استفاده کنند، تکنیک تقویت منفی است.
  • به نظر شما مقصر کیست؟
  • تنها راه حل برای این مسأله آن است که کودک دریابد که نظر شما تغییر نمی کند و با کسی شوخی ندارید. اگر «نه!» گفتن شما همیشه باعث دردسر می شود و کودک عادت کرده در مقابل «نه!» شما گریه کند، تأکید می کنیم به عقب برگردید و اعمال خودتان را مـــروری کنید
 

نکاتی برای سفر با کوچولوها


نکاتی برای سفر با کوچولوها

با شروع فصل تابستان، وقت مسافرت‌های خانوادگی هم فرامی‌رسد. فرقی نمی‌کند که سفر شما با ماشین از میان کوه‌ها و جنگل و صحرا باشد یا با هواپیما به یک نقطه‌ی خوش آب و هوا باشد، به‌هرحال با همراه داشتن یک کوچولو ممکن است اصلا سفر شما شبیه مسافرت‌های معمول نباشد.
چه در یک فرودگاه شلوغ باشید یا یک ماشین پر سر و صدا، یا در ترافیک شب تعطیل آخر هفته مانده باشید یا با آب و هوای ناپایدار مواجه شده باشید؛ راه‌های زیادی برای مشغول کردن کودکان و در نتیجه شبیه کردن مسافرت‌تان به مسافرت‌های معمول وجود دارد. در این جا چند پیشنهاد خلاقانه برای مشغول کردن بچه‌ها در طی سفر ارائه می‌دهیم.

نکته‌هایی برای سفر در جاده
درست است که ساعت‌ها گذران وقت در ماشین با بچه‌ها ممکن است کسالت‌بار به نظر برسد، اما ما در این جا راه‌هایی را پیشنهاد می‌کنیم که هم به شما خوش‌بگذرد و هم بچه‌ها لذت ببرند.
الف- آواز و موسیقی- هیچ چیز مثل موسیقی و آواز گذر زمان را کوتاه نمی‌کند. چند سی دی یا نوار که مورد علاقه‌ی بچه‌ باشد و ترجیحاً هم شما و هم بچه بتوانید با آن همخوانی کنید همراه ببرید. بد نیست کف زدن یا بعضی ژست‌ها یا حرکات دست مربوط به مفاهیم ترانه‌ای که می‌خوانید به کودک بیاموزید تا برای کودک سرگرم‌کننده‌تر و جالب‌تر به نظرآید. اگر حوصله‌ی بچه از شنیدن نواری که همیشه گوش می‌کنید سر می‌رود؛ برای سفر چند نوار با آهنگ‌ها و ترانه‌های جدید بخرید.
ب- اسباب‌بازی‌های موزیکال- این اسباب‌بازی‌ها هم می‌توانند در طول سفر با ماشین، کودکان را شاد و قانع کنند. حتی یکی از والدین می‌تواند روی صندلی عقب بنشیند و برای بازی با این اسباب‌بازی با کودک همراهی کند. ج- نشاندن کودک در صندلی راننده- البته که منظور صندلی واقعی راننده نیست! یک صندلی فرضی با استفاده از خلاقیت ذهنی خود بسازید. به کودک نشان دهید که این صندلی فرضی که ظاهرا روی آن نشسته‌اید درست شبیه صندلی راننده است و دارای بوق، فرمان و سایر ملحقات قابل استفاده است و نشان دهید که چه طور این لوازم فرضی را به کار بگیرد. این کار برای کودک فرصتی برای آموختن مفهوم چپ و راست نیز هست.
د- تماشای منظره‌ها- از این فرصت برای آموزش چیزهایی که کودکان کمتر از نزدیک دیده‌اند یا هرگز ندیده‌اند استفاده کنید و درباره‌ی کوه‌، جنگل، صحرا، برف و باران و سایر پدیده‌هایی که در طول سفر می‌بینید با او صحبت کنید.
هـ- توقف برای استراحت- وقتی با کودکان با ماشین سفر می‌کنید در برنامه‌ریزی سفر زمان بیشتری از حالت معمول درنظر بگیرید. کودک شما به توقف‌های کوتاه نیاز پیدا خواهد کرد، و این توقف‌ها از یکنواختی ماشین‌سواری‌های طولانی در طول سفر می‌کاهد.
و- نقشه خوانی- قبل از سفر نقشه‌ای از محلی که خواهید رفت روی کاغذ بکشید، شکل و شمایل آن طوری باشد که بچه‌ها از آن خوش‌شان بیاد و در ضمن نقاط مهم در طول راه را روی نقشه علامت‌گذاری کنید. بچه‌ها هم می‌توانند نقشه‌ی خودشان را بکشند. نقاط جالب سفر را به بچه‌ها نشان دهید و از آن‌ها بخواهید روی نقشه‌ی خود دور آن نقاط خط بکشند، این کار باعث می‌شود که کودکان درکی از فاصله‌ای که پیموده‌اید و راهی که در پیش دارید به دست آورند.

ز- زیر دستی نقاشی- قبل از سفر یک زیردستی مخصوص برای نقاشی از لوازم‌التحریر فروشی بخرید، به این ترتیب بچه‌ها می‌توانند بخشی از طول سفر را با نقاشی کردن بگذرانند. این کار زمانی برای سکون و آرامش نیز در اختیار شما می‌گذارد.
ح- صندلی مخصوص- هرگز کودک رادر ماشین بیرون از صندلی مخصوص کودک ننشانید. این کار ارزش ریسک کردن ندارد. اگر کودک شما از آن دسته بچه‌هایی است که در صندلی مخصوص بی‌تابی می‌کنند زمان بیشتری برای سفر در نظر بگیرید و از توقف‌های بین راه برای رفع خستگی کودک بهره بگیرید. علاوه بر این مادر می‌تواند روی صندلی عقب بنشیند و در طول راه همان جا به بچه غذا بدهد و ...
ط- تعویق زمان حرکت- اگر واقعاً کودک‌‌تان تحمل سفر طولانی با ماشین را ندارد، سفرتان را به حوالی غروب و سر شب موکول کنید. البته در صورتی که مطمئن باشید در رانندگی در شب خواب‌آلود نخواهید شد و کاملا احساس هوشیاری و بیداری در طول شب داشته باشید. ی- بطری آب- در طول سفر در فصل تابستان، حتما به میزان کافی به بچه آب بنوشانید، چون کودک تشنه بدخلق است.

نکته‌های برای سفر هوایی
برای بچه‌ها هیچ چیز هیجان‌انگیزتر از سفر با هواپیما نیست. اما به نظر می‌رسد برای بچه‌های خیلی کوچک این‌طور نیست. اگر با خانواده سفر می‌کنید در این جا راه‌هایی پیشنهاد می‌کنیم که سفر را برای کودکان مفرح‌تر و سرگرم‌کننده‌تر و برای بچه‌های خیلی کوچک راحت‌تر کند.
الف- در هنگام صعود و فرود هواپیما به بچه‌های کوچک چیزی بخورانید. با این کار کودک در هنگام اوج گرفتن هواپیما مشغول مکیدن و بلعیدن خواهد بود و دچار ناراحتی گوش -گرفتگی گوش ناشی از اختلاف فشار هوا- نخواهد شد. معمولا فرود باعث ناراحتی بیشتر گوش می‌شود، بنابراین سعی کنید حتما زمانی هم که احساس کردید هواپیما در حال کم کردن ارتفاع است شروع به خوراندن خوراکی به بچه کنید. در ضمن بهتر است بدانید که پستانک در این موقع کافی نیست چون کودک هم باید چیزی بمکد و هم ببلعد. ب- برای گذراندن زمانی که منتظر سوارشدن به هواپیما هستید توپ یا اسباب‌بازی قِل‌خوردنی دیگری که مورد علاقه‌ی بچه باشد همراه ببرید و در سالن انتظار فرودگاه با او بازی کنید.
ج- هواپیمای اسباب‌بازی یا ماشین اسباب‌بازی و مانند آن را نیز می‌توانید همراه ببرید تا در هنگام انتظار پرواز کودک با آن بازی کند.
د- می‌توانید کتاب نیز همراه خود ببرید و در سالن انتظار یا در هواپیما کودک را با آن سرگرم کنید، کتابی در مورد هواپیما و پرواز می‌تواند در این موقع خیلی مفید و جذاب و به درد بخور باشد.هـ- به کودک اجازه دهید چمدان سفر مخصوص خود داشته باشد. یک کوله پشتی حاوی اسباب‌بازی‌ها، بطری آب و مقداری تنقلات به کودک‌تان کمک خواهد کرد که احساس بزرگانه‌ای داشته باشد و در هواپیما رفتار بهتری داشته باشد.
و- هیچ چیز غیر از کارت بازی خانوادگی به گذر زمان کمک نمی‌کند. انواع کارت‌های بازی که مناسب سن همه باشند می‌توانند مفید باشند، یا کارت‌هایی مخصوص بچه‌های کوچک‌تر، فِلـَش کارت‌ها نیز مناسب هستند چون سرگرمی را با آموزش همراه می‌کنند.
ز- مراقب باشید کودک منظره‌های تماشایی بیرون را از دست ندهد. ابرها، دریا، کوه‌ها، صحراها و چیزهای دیگری که به طور معمول نمی‌تواننداز این زاویه ببینند به او نشان دهید.ح- بعضی اسباب‌بازی‌های دوست‌داشتنی و کوچک او را همراه ببرید، چیزهایی مثل عروسک سخنگو یا هر اسباب‌بازی دیگری که با دیدن آن کمتر احساس دوری از محیط خانه را داشته باشد.
ط- غذایی که در هواپیما سرو می‌شود ممکن است قابل پیش‌بینی نباشد، و شما هم احتمالا خواهان یک کودک گرسنه در طول یک پرواز طولانی نیستید. بنابراین خوراک مختصر سالمی به همراه داشته باشید که اگر کودک به منوی غذایی هواپیما علاقه نداشت بتواند با خوردنی مذکور خود را سیر کند

ایجاد رسوم و سنت های خانوادگی


ایجاد رسوم و سنت های خانوادگی

یکی از مهم ترین کارهایی که شما می توانید برای حفظ یک زندگی خانوادگی سالم انجام دهید، داشتن سنت های خانوادگی است. اگر شما هم قبلا در خانواده رسوم وسنت های خانوادگی نداشته اید، تعطیلاتی که در پیش خواهید داشت فرصت مناسبی برای بنیان گذاردن نوعی تشریفات، جشن یا عادت خاص به سبک خودتان است.
خانواده ی شما می تواند تعطیلات را به شکل های گوناگونی جشن بگیرد. این ها چند نمونه از رسومی است که ممکن است برای شما نیز کارساز باشد.
الف- به نشان احترام و افتخار به تعلقات قومی یا نژادی، مذهب یا میراث فرهنگی خانواده، غذای خاصی را تهیه کنید.
ب- مشغولیت هایی در منزل ایجاد کنید که همه ی اعضای خانواده بتوانند در آن ها مشارکت کنند، مثل تزیین خانه، درست کردن شام، با هم غذا خوردن، تماشا کردن فیلم یا برنامه ی موردعلاقه، بازی های مناسب کردن، سرود خواندن.
ج- یک برنامه ی خانوادگی برای بیرون رفتن داشته باشید، این برنامه می تواند چیزی مثل رفتن به اسکی باشد یا برنامه ی ساده ای مثل بازدید از موزه های شهرتان یا جذابیت های طبیعی یا توریستی منطقه باشد.
د- گاهی فعالیت های داوطلبانه با انگیزه ی خیرخواهانه و نوع دوستانه انجام دهید، مثل بردن موادغذایی برای آسایشگاه معلولین یا سر زدن به آسایشگاه سالمندان.
هـ - اگر تعطیلات یا رویداد خاصی مورد توجه خانواده تان است، سعی کنید درباره ی آن جشن یا مراسم خانوادگی با فرزندان تان صحبت کنید. بهتر است فرزندان خود در طراحی مراسم کمک کنند و برای تدارک و برگزاری آن همکاری کنند، مثلا با کمک برای چیدن میز یا خوش آمد گویی به مهمانان.
همچنان که فرزندان شما بزرگتر می شوند، شما می توانید جزئیات بیشتری درباره ی این که چگونه این سنت های خانوادگی آغاز شده اند و این که چرا اهمیت دارند با فرزندان تان صحبت کنید. این کار به فرزندان شما کمک می کند که این رسوم را درک کنند و در نتیجه خودشان در بزرگسالی این رسوم را حفظ کنند یا بعدها به صورتی که با زندگی خودشان سازگار باشد تغییر بدهند. سنت ها برای هر نسلی پیوندهایی با گذشته فراهم می کنند.خاطرات تعطیلات یا رویدادهای خاص برای برخی ممکن است خوشایند نباشد. اگر در خانواده ی شما نیز چنین است، سعی کنید رسوم متفاوتی را برای این روزها بنیانگذاری کنید تا معنای جدیدی به این روزهای خاص بدهید. این کار چه تهیه یا خوردن غذاهای خاص، یا انجام کار خاصی در آن روز باشد؛ خاطرات شیرین و خوشایندی از دوران کودکی برای فرزندان تان ایجاد می کند و افراد خانواده را به هم نزدیکتر می کند. 

تغذیه ی کودکان نوپا


تغذیه ی کودکان نوپا

غذا دادن به کودکان نوپا اغلب کارپرزحمتی است! آن ها اغلب ریزه خور ( ناخنک زن) هستند، به خوردن غذاهای جدید تمایلی شان نمی دهند، و عموما به نظر می رسد که زیاد غذا نمی خورند. برای طراحی رژیم غذایی کودک نوپای خود، دانستن این مساله به شما کمک خواهد کرد که کودکان نوپا بسیار کمتر از آن چیزی که شما فکر می کنید نیاز به غذا دارند. به خاطر بسپارید که کودکان نوپا به سرعت سال اول زندگی خود رشد نخواهند کرد، بنابراین انرژی کمتری نیاز دارند ( منظور مقدار انرژی به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است) و اشتهای کمتری هم دارند. بنابراین اگر کودک شما فعال و سالم است و رشدش طبیعی است به این معنی است که احتمالا او به اندازه یکافی غذا می خورد. رشد طبیعی و فعال و سالم بودن کودک، همچنین میتواند مانع از اشتباهات رایج نظیر موارد زیر شود:
الف- نوشاندن بیش از چهارصد و هشتاد تا هفتصد و بیست سی سی شیر در روز.
ب- نوشاندن بیش از صد و بیست تا صد و هشتاد سی سی آب میوه در روز.
ج- اجازه دادن به کودک برای پر کردن شکمش با شیرینی و هله هوله
د- وادرا کردن کودک به خوردن در زمانی که گرسنه نیست
ه- دادن وعده های غذایی خیلی بزرگ.
هر وعده برای کودک نوپا به طور متوسط یک چهارم مقدار هر وعده ی غذایی بزرگسالان است. بنابراین اگر از غذاهای آماده استفاده می کنید بدانید که معمولا مقداری که برای هر وعده ی غذایی بر روی برچسب های مواد غذایی آماده ذکر شده مناسب بزرگسالان است.

هرم غذایی کودکان نوپا
برای کودکان نوپا هرم غذایی وجود ندارد. هرم غذایی کودکان، برای کودکان بین دو تا شش سال است، اما شما می توانید از آن به عنوان راهنمای تغذیه ی کودک نوپای خود کمک بگیرید، شامل شش سهم غلات و حبوبات،سه سهم سبزیجات، دو سهم میوه جات، دو سهم شیر و گروه لبنیات، دو سهم گوشت و پروتئین ، و میزان محدودی چربی و شیرینی. فقط به خاطر بسپارید که مقدار هر واحد غذایی برای کوچکترها کمتر است و حدود نصف هر سهم غذایی از هرم غذایی کودکان ( 2-6 سال) و یک چهارم هر سهم غذایی بزرگ سالان است.

اصول رژیم غذایی کودکان نوپا
اگرچه شما معمولا مقدار کالری دریافتی کودک را محاسبه نمی کنید، اما دانستن مقدار کالری مورد نیاز کودک می تواند به شما کمک کند که رژیم غذایی مناسبی برای او طراحی کنید و مطمئن باشید که کودک به اندازه ی کافی غذا خورده. متوسط کالری نیاز کودک نوپا حدود هزار و سیصد کالری در روز است. کودکان بزرگتر کمی بیشتر و کوچکترها کمی کمتر انرژی(کالری) نیاز دارند. یک قاعده ی و خوب این است که نوپا به ازای هر اینچ قد به چهل کالری انرژی نیاز دارد ( یعنی حدودا شانزده کالری به ازای هر یک سانتیمتر قد(
در مورد میزان شیر و آب میوه دریافتی به این نکات توجه داشته باشید:الف- سیصد تا چهارصد و پنجاه و پنج کالری از شیر گاو که حدود چهارصد و هشتاد تا هفتصد و بیست سی سی می شود( یا مقداری مشابه از شیر مادر که با حدود دو تا سه بار در روز تغذیه از شیر مادر حاصل می شود) به خاطر بسپارید که برای بچه های زیر دو-سه سال از شیر کم چرب استفاده نکنید و بیش از این مقادیر نیز به کودک شیر ندهید. اگر کودک شما یک و نیم لیتر شیر در روز بخورد، بیش از نهصد کالری از انرژی(کالری) مورد نیازی را فقط از شیر تامین کرده که حدود هفتاد در صد کل انرژی(کالری) مورد نیاز اوست. ب- شصت تا نود کالری از آب میوه. از این مقادیر هم تخطی نکنید.اگر کودک شما دو تا سه لیوان بزرگ با ظرفیت سیصد سی سی آب میوه در روز بنوشد( یعنی کلا حدود ششصد تا نهصد سی سیدر روز)، در حدود سیصد تا چهارصد و پنجاه کالری بیشتر از نیاز دریافت کرده.معمولا مشاهده می شود که کودکانی که زیاد غذا نمی خورند، کودکانی هستند که چهار لیوان شیر و سه لیوان آب میوه در روز می خورند. این میزان مایعات بالغ بر هزار و سیصد و پنجاه کالری انرژی ایجاد می کند، که احتمالا بیش ازنیاز کودک در طول یک روز است، بنابراین تعجب آور نیست اگر چنین کودکی میل به غذاهای دیگر نداشته باشد و گرسنه نباشد.حالا اگر فرض کنیم شما به قدر کافی به کودک تان شیر و آب میوه میدهید، حدود پانصد و پنجاه تا نهصد و پنجاه کالری دیگر را بین سه وعده و دو میان وعده تقسیم کنید. اگر شما مقدار کالری موجود در غذاهایی که معمولا کودکان می خورند بدانید، طراحی رژیم مناسب چندان مشکل نیست:
الف- پنیرامریکایی ( یک قطعه)=45 کالری
ب- سیب( نصف یک سیب کوچک)=40 کالری
ج- موز( نصف موز)= 50 کالری
د- نان ( نیم تا یک قطعه)= 20-40 کالری
هـ- فرنی ( یک چهارم تا نصف لیوان)= 40-8- کالری
و- فیله مرغ ( سه تا 6 قطعه) =105 تا 210 کالری
ز- تخم مرغ( نصف تا یک عدد)=35-70 کالری
ح- سوسیس(نصف تا یک عدد)= 60-120 کالری
ط- بستنی ( نیم لیوان )= 135 کالری
ی- ماست ( یک سوم لیوان )= پنجاه کالری
س- سبزیجات ) یک قاشق غذاخوری به ازای هر سال سن)= 25 کالری به ازای هر قاشق
یک صبحانه ی نمونه می تواند شامل مواد زیر باشد، نیم لیوان فرنی، یک چهارم لیوان ( شصت سی سی) شیر، و یک چهارم لیوان آب میوه که حدود دویست و سی کالری انرژی تامین می کند. اگر شما به جای این ها یک قطعه نان، یک قاشق کره ی بادام زمینی و مربا و شصت سی سی آب میوه به کودک بدهید بیش از دویست و پنجاه کالری انرژی به او داده اید.
برای ناهار، می توانید یک قطعه نان همراه با یک قطعه گوشتی که حدود نود کالری دارد به همراه یک قطعه پنیر که چهل و پنج کالری انرژی دارد به او بدهید. یا یک ساندویچ ماهی تن بدهید که افزودن نصف قاشق سس مایونز پنجاه کالری انرژی بیشتر به او می دهد. مقدار آی، آب میوه یا شیر نیز می تواند به این ها افزوده شود.شام می تواند شامل مواد زیر باشد: یک تا دو قطعه فیله ی مرغ ( 75-ش00 کالری) یا گوشت گاو( 120-165 کالری)، دو تا سه قاشق غذاخوری سبزیجات( 50-75 کالری(، مقداری نان( حدود 40 کالری) و نیم لیوان شیر ( 76 کالری(علاوه براین کودک شما احتمالا به دو نیم وعده- یکی نیمروزی و یکی عصرانه – نیاز خواهد داشت. این وعده ها می تواند شامل مواد زیر باشد: نصف لیوان شیر( 75 کالری) یا نصف لیوان آب میوه( 60 کالری) و دو تا سه قاشق غذاخوری میوه( 50-75 کالری) و یک قطعه پنیر( 45 کالری). به جای این ها می توانید از مقداری مربا، مقداری دسر شیرین، یا ماست استفاده کنید.این نمونه ی اجمالی یک رژیم برای کودک شما است که بیش از هزار کالری انرژی را تامین می کند، اگرچه او ممکن است سه وعده ی کامل در یک روزغذا نخورد. بسیاری از کودکان نوپا تنها یک وعده در روز خوب غذا می خورند، در حالی که همان یک وعده معمولا مناسب است. اگر کودک صبحانه ی خوبی می خورد( 250 کالری) و ناهار و شام مختصر ( هر کدام صد کالری)، دو نیم وعده ( هر یک 150 کالری)، و چهارصد و هشتاد سی سی شیر ( 300 کالری) ، و صد و هشتاد سی سی آب میوه( 90 کالری)، در این حالتباز هم تقریبا هزار و دویست کالری انرژی دریافت کرده است.شما تنها زمانی باید نگران شوید که کودک به خوبی وزن نگرفته باشد یا چندان فعال نباشد. همچنین رژیم غذایی شامل مقدار زیادی شیر و آب میوه نیز ممکن است مشکل ساز باشد.چیزهایی که نباید شما را نگران کند عبارت اند از:
الف- به نظر نمی رسد که کودک زیاد می خورد.به خاطر بسپارید که اگر کودک به اندازه ی کافی وزن می گیرد و فعال و سالم است، به احتمال زیاد به قدر کافی کالری دریافت کرده.
ب- فقط انواع به خصوصی غذا را می خورد، مثل ساندویچ کره بادام زمینی و مارمالاد یا مربا.، یا فقط فیله پخته یا کباب شده ی مرغ .
ج- به غذاهای جدید هیچ میلی نشان نمی دهد. شما می توانید غذاهای جدید را به صورت قطعه های خیلی کوچک ( حدود نصف یا یک قاشق غذاخوری) در بشقاب او قرار دهید و او را مجبور به خوردن یا تمام کردن آن نکنید. بسیاری از کودکان غذاهای تازه را امتحان نمی کنند تا زمانی که ده بار یا بیشتر این غذاها به آ نها عرضه شود.
د- از رژیم متعادلی در طول یک روز پیروی نمی کنندو اغلب کودکان چنین اند. اگر رژیم غذایی کودک طی یک یا دو هفته متعادل باشد احتمالا از تنوع لازم برخوردار است. اگر واقعا چنین نیست با پزشک متخصص کودکان در مورد نیاز به تجویز ویتامین مکمل صحبت کنید.
هـ- همه ی چیزی که در بشقاب او گذاشته اید نمی خورد. این نظر که کودکان باید تا تمام کردن تمام غذای داخل بشقاب باید پشت میز بنشینند قدیمی شده. به جای این باید به کودکان آموخت که بتواننند تشخیص دهند چه زمانی سیر شده اند تا دست از غذا بکشند. اگر کودک شما همه ی غذایی که برای او می گذارید نمی خورد، بیاموزید که در دفعات بعد مقدار کمتری غذا برایش در بشقاب بگذارید.
و- چیزی را که برای او آماده کرده اید نمی خورد. سعی کنید وعده های غذایی پرزحمت یا غذاهایی همراه با ادویه و سس برای بچه درست نکنید. به جای آن غذاهای ساده تر درست کنید. اگر وعده های غذاهایی جداگانه برای کودک درست نکنید، از این که او نمی خواهد مثل بزرگسالان غذا بخورد متعجب نمی شوید.
ز- کودک بالای وزن طبیعی است. بسیار خوب، حتی در این سن اگر کودک شما بیش از وزن طبیعی وزن دارد شما باید کمی نگران شوید. اگرچه به جای محدود کردن کالری دریافتی، شما می توانید ضمن طراحی یک رژیم غذایی سالم او را به فعالیت فیزیکی منظم تشویق کنید. مراقب باشید که مقدار غذا در وعده های غذایی مناسب سن کودک باشد و مقادیر زیاد شیر، آب میوه و هله هوله های پرکالری به کودک ندهید.

تعیین حدود و تایم اوت (وقفه


تعیین حدود و تایم اوت (وقفه)

س: کودک نوپای من از من حرف شنوی ندارد، او بچه های دیگر را تهدید می کند، اشیا را پرت می کند، گاز می گیرد و کتک می زند، چه طور می شود او را از این رفتار بازداشت؟

ج: آیا به نظرتان می رسد که کودک نوپای شما می خواهد همه ی اصول و قوانینی که شما برای او وضع می کنید نقض کند؟ آیا او کودکان همبازیش را کتک میزند و هل می دهد؟ آیا او همه ی اصول ایمنی را زیر پا می گذارد؟ بله، البته که همین طور است! این ها همان چیزهایی هستند که تصور می شود هر بچه ای در سن او انجام بدهد! ( اگر کودک نوپای شما چنین نمی کند شما باید خود را سرزنش کنید!) اگرچه چنین رفتارهایی والدین را آشفته می کند، اما باید به طرز تلقی کودک توجه کرد. از دید او تمام جهان متعلق به اوست، همه به خاطر منافع اوست که وجود دارند. اگر کسی سر راه اوست، باید از سر راه برش دارد!
بچه ای که این طور فکر می کند هیچ مشکلی ندارد. این غریزه ی بقا است، روشی است که کودک شما به مدد آن از رشد و بزرگتر شدن خود اطمینان می یابد. بچه های حیوانات برای غذا و قلمرو با یکدیگر می جنگند، چرا کودک شما نباید چنین کند؟ گرچه انتظار می رود از یک نوپا چنین رفتاری سر بزند اما قطعا وقتی او بزرگترشود قابل قبول نیست.از این جا است که قاعده ی وضع محدودیت ها لحاظ می شود. این قاعده ی تربیتی مهمی است که والدین در این سن باید آن را درک کنند. اینکه شما مایلید به کودک نوپای تان بیاموزید که به چه حدود و قوانینی احترام بگذارد به وضع مجموعه ای از محدودیت ها منجر می شود؛بعضی قوانین مثل «تنها در خیابون نـَدو» یا «کسی را کتک نزن». توجه کنید که کودک در این سن هنوز آمادگی اطاعت از
قوانین را ندارد، به این دلیل ساده که ذهن او هنوز نمی تواند درک کند که نقض قوانین پیامدهایی دارد. برای درک پیامدِ یک مساله، ذهن فرد بالغ قادر است یک فرایند سه مرحله ای را به این منظور طی کند. 1- کسی را کتک نزن. 2- اگر کسی را کتک بزنم تنبیه خواهم شد. 3- بنابراین کسی را کتک نمی زنم. این روند کاملا معنی دار است، نه؟ بله، البته برای ذهن ما معنا دار است. اما یک کودک نوپا نمی تواند این روند استدلال و استنتاج را تا مرحله ی سوم طی کند. کودک شما احتمالا می تواند درک کند که شما به او گفته اید " کسی را کتک نزن" ، و این که اگر کسی را کتک بزند تنبیه خواهد شد، اما ذهن کوچک و رشدنایافته ی او قادر به این استنتاج نیست که: " بنابراین، من دیگر کسی را کتک نخواهم زد چون دوست ندارم تنبیه شوم".
با تکرار چرخه ی مکرر و خسته کننده ی اجبار و تحمیل قوانین، شما نهایتا سومین مرحله در فرایند فوق را به کودک تان می آموزید. او ممکن است آن را طی تنها چند ماه یا حدود یک سال بیاموزد. اما وقتی شما بارها و بارها این قوانین را با زور اجرا می کنید شما در حقیقت اجازه می دهید که ذهن کوچک او فرایند فوق را آن قدر تکرار کند تا زمانی که به حدی رشد کند که به قوانین احترام بگذارد و از آن ها اطاعت کند. این مساله ما را به یک اصل بسیار مهم تربیتی رهنمون می شود.

درگیری تان را خردمندانه انتخاب کنید 
در این سن کودکان نوپا قادر نیستند از همه ی قوانین پیروی کنند، قوانین مرتبط با اصول ایمنی، رفتار اجتماعی، و زندگی خانوادگی و نظایر این ها. اگر شما سعی کنید یک کودک هجده ماهه را مجبور کنید که از تمام قوانینی که انتظار دارید یک کودک سه ساله از آن ها پیروی کند؛ متابعت کند، در این صورت شما تمام روز را به تنبیه فرزندتان خواهید گذراند. کودک شما پیروی از قوانین را نخواهد آموخت؛ بلکه تنها می آموزد که دنیا مملو از جنگ و تنبیه است. ما به شما پیشنهاد می کنیم که قوانینی که احساس می کنید اهمیت بیشتری دارند انتخاب کنید و تصمیم بگیرید که کدام قوانین و حدود ارزش دعوا ومرافعه ندارند. برای مثال، شاید این مساله مهم باشد که کودک شما بیاموزد که نباید در خیابان دستش را از دست شما جدا کند و به خیابان بدود، یا نباید با اشیاء سخت به شیشه های در و پنجره بکوبد. این ها قوانین تقریبا مهمی هستند. اگرچه اگر کودک نوپای شما بخواهد با اسباب بازی پلاستیکی اش به دیوار بکوبد، یا در دالان بی خطر منزل تان دستش را از شما جدا کند و بدود؛ ممکن است کمی برای شما ناراحت کننده باشد یا از نظر ایمنی کمی احتمال خطر باشد، اما احتمالا ارزش کشمکش ندارد. در حقیقت وقتی شما به او اجازه می دهید که آزادانه در اطراف گشت بزند، چیزهای تازه را امتحان کند، سر و صدا راه بیندازد و کمی شلوغ و نامرتب باشد؛ شما به ساده گی به او اجازه داده اید که یک کودک نوپا باشد( چنان که هست). چیزهای کوچک و کم اهمیت را فراموش کنید و توجه تان را به مسائل مهم تر معطوف کنید. در این صورت، شما به جای ادب کردن کودک تان، وقت بیشتری خواهید داشت که صرف بازی کردن با او خواهید کرد.


تایم اوت 
تایم اوت یکی از انواع رایج تأدیب است، و جایگزین مناسبی برای تنبیه بدنی است. به زبان ساده تایم اوت یعنی این که شما کودک تان را از موقعیتی که رفتار ناشایست از او سرزده دور می کنید و او را مجبور می کنید که برای مدت کوتاهی در جای دیگری بماند. یک دقیقه تایم اوت به ازای هر سال از سن کودک مناسب است.
جاهایی که برای گذاشتن کودک در موقع تایم اوت مناسب اند عبارت اند از: صندلی، تخت، اتاق خواب، راه پله. نکته ی مهم دور نگه داشتن کودک از وضعیتی است که قبلا در آن قرار داشته. اکثر کودکان نوپا، در جایی که شما آن ها را برای تایم اوت گذاشته اید نمی مانند. نگه داشتن آنها در آغوش یا روی پاهای تان در زمان تایم اوت می تواند جایگزین مناسبی باشد. گرچه این کار شباهت چندانی به تنبیه ندارد، اما اگر آن ها را با تندی از محلی که در آن مشغول بازی بوده اند دور کنید و روی پای تان بگذارید ممکن است معترض شوند. وقتی کودک را در موقعیت تایم اوت قرار دادید به ساده گی به او بگویید " کسی را کتک نزن، این کار درستی نیست" یا هر تخلفی که کرده به او گوشزد کنید.
آیا اِعمال تایم اوت به یک کودک 18 ماهه رفتارهای ناشایست او را تغییر یا کاهش خواهد داد؟ احتمالا، خیر! می پرسید پس چرا باید این کار را بکنیم؟ به دلایلی که زیر عنوان " تعیین حدود" شرح دادیم. سرانجام کودک شما به اندازه ای از لحاظ ذهنی رشد خواهد کرد که شروع به تبعیت از قوانین بکند. تایم اوت دادن در سنین
نوپایی او را در این هدف یاری خواهد کرد.

سنت های خانوادگی مورد علاقه ی بچه ها


سنت های خانوادگی مورد علاقه ی بچه ها


وجود سنت ها و آیین های مفرح و سرگرم کننده در یک خانواده نشانه ی خانواده ای همبسته و قوی است و غالباً شادترین خاطرات را برای اعضای خانواده رقم می زند. در این جا نمونه هایی از چنین سنت هایی آورده شده که از میان سنت های خانوادگی و ابداعی چندین خانواده گردآوری شده است.
جشن تولد خانواده ما
دو سال پیش، زمانی که پسر ما دو ساله بود در باره سالگرد ازدواج مان پرسید، بنابراین ما تصمیم گرفتیم سالگرد ازدواج مان را به عنوان جشن تولد خانواده مان جشن بگیریم. ما کیکی در خانه پختیم و نُه شمع به نشان نه سال باهم بودن مان روی آن گذاشتیم و به هم دیگر هدیه دادیم. علاوه بر آن بخش هایی از فیلم عروسی مان را برای فرزندان مان پخش کردیم که خیلی خوش شان آمد. به نظر من این برای بچه ها مهم است که بدانند خانواده و عضوی از خانواده بودن چه قدر مهم است و بدانند که خانواده ی ما در روز ازدواج بابا ومامان تشکیل شده است.
نشانه گذاری سال جدید
اوایل ازدواج مان، هر سال در آغاز سال نو، من و همسرم عکسی از خودمان می گرفتیم و تاریخ گرفتن عکس را روی آن می نوشتیم. این کار به یک سنت سالانه در خانواده ما تبدیل شده است. زمانی که دخترمان هفت ساله و پسرمان سه ساله شد، عکسی همراه با آن ها گرفتیم. ما این تصاویر را مثل آلبوم عکس عروسی مان با دقت جمع آوری و نگهداری می کنیم، و فرزندان مان هم در این عکس ها دوست دارند ببینند که چه طور و چه قدر همه ما طی این سال ها تغییر کرده ایم.
اختراع تعطیلات خانوادگی
خانواده من تعطیلات شاد و سرگرم کننده خودش را جشن می گیرد، چیزی که در واقع بچه ها آن را ایجاد می کنند. هر سال من یک پرینت کامپیوتری از تقویم یا یک تقویم ساده به خانه می آورم، دختر نوجوان و پسرم با کشیدن تصاویر یا چسباندن برچسب های بامزه آن را تزیین می کنند، و در روزهای خاصی چیزهای بخصوصی روی آن می نویسند، مثلا: «روز بی تلویزیون»، «روز بازی خانوادگی»، « جمعه ی بستنی» و ... . در این مورد ما دو قاعده کلی داریم: یکی این که این روزهایی که روی تقویم علامت گذای می شوند نباید روز خاصی باشند و نیز نباید با تعطیلات و جشن های واقعی و رسمی و ملی در یک روز باشند. ( این احتمالا از آن رو است که جشن هایی غیر از جشن های مرسوم و موجود در تقویم به تقویم اضافه شده باشد تا به بهانه هایی ساده اوقات خوش بیشتری برای افراد خانواده فراهم بیاید.م) بچه ها از درست کردن این تقویم خیلی لذت می برند چون راهی است برای این که در طی سال فارغ از روزهای تقویمی و رسمی خودمان هم روزهایی داشته باشیم که از آن ها لذت ببریم.
جشن حماقت
فلسفه خانوادگی ما این است که اگر خوب نگاه کنی در هر وضعیتی چیز طنزآمیزی وجود دارد. هفت سال پیش تصمیم گرفتیم به این قضیه با اهدای یک نشان به کسی که احمقانه ترین کار را در سال انجام داده رسمیت ببخشیم. سالی یک بار، طی یک گردهمایی خانوادگی، تمام اعضای خانواده به احمقانه ترین کاری که شایسته دریافت این نشان است رای می دهند - مثلا به پدربزرگ به خاطر تصادف با ماشین کاملا نویش، یا به دخترم به خاطر این که تاریخ امتحان ریاضی اش را اشتباه کرده بود و از امتحان بازمانده بود و ... . شخص برنده، یک مدال خاص ( که لزومی ندارد گران قیمت باشد.م) می گیرد و این مدال هر سال دست به دست می گردد. این سنت راهی است برای این که فرزندان ما -که بین شش تا نوزده سال سن دارند- بدانند هر کسی اشتباه می کند. و بیاموزند که به جای زیاد فکر کردن و صحبت کردن در مورد اشتباهات احمقانه مان؛ می توانیم به آن ها بخندیم و به امور و مسائل دیگر زندگی مان بپردازیم.
غافلگیر کردن مامان
دوقلوهای ما ( که حالا هفت ساله شده اند) هر سال در روز تولدشان سر ساعتی که به دنیا آمده اند ( درست قبل از ساعت هفت صبح) دو شاخه رز به من هدیه می دهند. این ایده همسرم بود، چون خودش هم همیشه در روز تولدش و به مناسبت های دیگر به مادرش گل هدیه می دهد. وقتی بچه ها کوچک تر بودند همه چیز را همسرم هماهنگ می کرد اما حالا بچه ها خیلی دوست دارند که خودشان به گل فروشی بروند و یک شاخه گل به سلیقه خودشان انتخاب کنند تا با آن مرا خوشحال کنند. این که بچه هایم دارند یاد می گیرند که مهر و علاقه و احترام شان را ابراز کنند و بخشش به دیگران را می آموزند برای من ارزشمند است، و وقتی هیجان را در چهره آن ها می بینم همیشه قطرات اشک چشمم را پر می کند.
خاموش کردن همه چیز محض شوخی
در خانواده ما هفته ای یک بار همه چراغ ها، تلویزیون، بازی های ویدیویی، کامپیوتر، دستگاه پخش صوت و ... خاموش می شود، ما اسم آن را «شبِ انرژی» ( چیزی شبیه شبِ شعر(!).م) گذاشته ایم. حوالی غروب در نور چراغ قوه بازی می کنیم یا یکی از ما زیر نور شمع برای دیگران کتاب می خواند( شمع را دور از دسترس بچه ها قرار می دهیم) برای شام هم یک غذای ساده که شامل ساندویچ سرد ، میوه های تازه و سالاد آماده می کنم و روی زمین سفره ای پهن می کنیم انگار که با خوراکی های مان به پیک نیک رفته باشیم. خانواده همسرم وقتی او کوچک بود ه است این کارها را می کرده اند، به نظر ما این کار راهی برای نشان دادن نگرانی ما در مورد محیط زیست و نشان دادن اهمیت صرفه جویی در مصرف انرژی برای حفظ محیط زیست به بچه ها است. بچه های ما، نه، شش و دو ساله هستند و طی پنج سال گذشته ما این برنامه را هر هفته اجرا کرده ایم و هنوز هم بچه ها هر هفته منتظر رسیدن شب انرژی هستند.
مهمانی دوره ای چای
یکی از بهترین دوستان من عادت دارد که هر سال یک مهمانی به صرف چای و شیرینی برای مادرها و دخترها ترتیب بدهد. من هم دو سال پیش وقتی دخترم به کودکستان رفت این رسم را اجرا کردم. برای دخترم آماندا هیجان انگیز بود که در تزیین خانه به من کمک کند، لباس مهمانی بپوشد و نقش میزبان را برای دوستانش و مادران شان ایفا کند، این کار باعث شد او واقعا احساس کند بزرگ شده. ما در مهمانی مان چای، شربت و شیرینی های خانگی سرو کردیم و هر کسی از دوستان و فامیل که به مهمانی ما آمد از آن خوشش آمد، بیست و هفت نفر هم دفتر یادبود مهمانان را امضا کردند. الان آماندا مدت ها است که منتظر مهمانی چای بعدی است تا برای پختن شیرینی و سایر چیزهای مورد لزوم مهمانی به من کمک کند. در یکی دو سال آینده خواهر سه ساله او هم می تواند به ما بپیوندد.
پیوند بچه ها با مامانبرنامه کاری همسر من طوری است که شب های پیش از روزِ تعطیلِ آخرِ هفته، دیر به خانه می آید. بنابراین من و دخترانم برنامه ای به نام «شبِ فیلمِ دخترها» ترتیب داده ایم. بعد از شام، من پاپکورن درست می کنم و جِنا، چهار ساله، و سامانتا، دو ساله بالش و پتوی خود را می آورند، بعد توی اتاق نشیمن لم می دهیم و چراغ ها را خاموش می کنیم و یکی از کارتون های کلاسیکی که من در بچگی آن ها را دوست داشتم تماشا می کنیم، کارتون هایی مثل زیبای خفته، سیندرلا، جادوگر شهر اُز و ... دخترهایم از این که اوقاتی را همراه من بگذرانند و چند ساعتی بیشتر از شب های دیگر بیدار بمانند لذت می برند، و این شب تنها شبی است که آن ها می توانند با پتو و بالش شان حسابی شلوغ کاری راه بیندازند. این بخشی از هفته است که همه ما منتظر آن هستیم و در ضمن روابط نزدیک ما را تقویت و مستحکم می کند

عنوان: ده نکته برای والدین

عنوان: ده نکته برای والدین
از لحظات با هم بودن استفاده کنید
عزت نفس کودکان شدیدا تحت تاثیر کیفیت اوقاتی است که با آن‌ها می‌گذرانید، نه مقدار زمانی که می‌گذرانید. زندگی پرمشغله‌ باعث شده بسیاری از والدین به جای توجه به فرزندان‌شان تنها به این فکر کنند که کار بعدی که باید بکنند چیست. اگر کودکان اوقات باکیفیتی را در طول روز با والدین خود نگذرانند، ممکن است سوء رفتار از خود نشان دهند، چون احساس می‌کنند توجه منفی والدین به آن‌ها بهتر از بی‌توجهی است!

عمل بلندتر از حرف سخن می‌گوید
آمارها نشان می‌دهد که کودکان در روز بیش از دو هزار درخواست دریافت می‌کنند که باید اجابت کنند. نتیجتا بسیاری از آن‌ها دیگر گوش شنوایی برای حرف‌های والدین خود ندارند.
روش‌هایی برای احساس اقتدار و توانایی به کودکان ارائه دهید
اگر والدین چنین کاری نکنند، کودکان خود راه‌های نامناسبی برای احساس اقتدار خواهند یافت. بعضی روش‌ها برای این که فرزندان احساس اقتدار و توانایی کنند عبارت اند از: نظرخواهی ازآن‌ها، دادن حق انتخاب، کمک کردن در امور خانه ( حتی در صورتی که خودتان با دردسر کم‌تری می‌توانید کارهای مزبور را انجام دهید) از پیامدهای طبیعی استفاده کنید
بسیاری از اوقات وقتی والدین در موضوعی رأساً مداخله می‌کنند، فرصت‌های یادگیری را از فرزندان خود می‌دزدند. به جای عیبجویی و یادآوری‌های مدااوم اجازه دهید پیامدهای طبیعی رفتار بچه‌ها با آن‌ها سخن بگوید.
از پیامدهای منطقی استفاده کنید
اغلب ممکن است پیامدهای طبیعی رفتارها خیلی سخت و شدید باشد یا از نظر زمانی این‌قدر دیر اتفاق بیفتد که از نظر تربیتی قابل استفاده نباشد. وقتی موضوع به این شکل است، استفاده از پیامدهای منطقی مؤثر است. این نکته حائز اهمیت است که حتما پیامدهای منطقی، منطقاً با رفتاری که بچه انجام داده مرتبط باشد، تنها در این صورت پیامد منطقی می‌تواند از نظر تربیتی کارساز باشد. برای مثال اگر فرزندتان فراموش کرده فیلمی که از ویدیو کلوپ امانت گرفته برگرداند و یک هفته تمام نوار ویدیو روی زمان افتاده، برنگردان نوار تنها خشم و رنجش در فرزند ایجاد می‌کند، به جای آن، نوار را به کلوپ برگردانید و هزینه ی کرایه‌ی فیلم را از پول تو جیبی او کم کنید. در این برخورد، بچه می‌تواند منطق نظم را بفهمد.

از درگیری بپرهیزید
اگر فرزندتان در پی قشقرق راه انداختن است تا میزان صبر و شکیبایی شما را آزمایش کند، یا بی‌ادبانه صحبت می‌کند، والدین باید اتاق را ترک کنند و بگویند «هر وقت خواستی دوباره مؤدب باشی برگرد تا صحبت کنیم». صحنه را با عصبانیت یا در حالی که شکست‌خورده به نظرمی‌رسید ترک نکنید.
کار انجام شده را از شخص انجام دهنده متمایز کنید
هرگز به کودکان نگویید « تو بد هستی». به جای این به کودکان کمک کنید تا متوجه شوند چه کاری از کارهای‌شان نادرست یا غیرقابل قبول بوده است. رفتارهای بچه‌ها ممکن است نادرست باشند، مهم نیست چه کاری می‌کنند اما کودکان همچنان نیاز دارند که دوست داشته شوند.
ثبات رأی داشته باشید، تا آخر سر حرف خود باشید
بچه‌ها نیاز به پیام‌های قاطع و صریح دارند. البته این هم مهم است که به همین اندازه بر ماندن سر حرف خودتان مصر باشید. مثلا اگر کودکی می‌داند که بعد از ساعت هشت دیگر آب نبات به او داده نمی‌شود، مهم نیست چه قدر اخم و گریه و جنجال یا خواهش می‌کند، به هیچ وجه نباید بعد از ساعت هشت آب نبات داده شود.
اغلب والدین به دنبال راه حل های مصلحت آمیز هستند. این کار باعث تربیت بچه هایی می شود که احساس مغلوب بودن دارند. فراموش نکنید که می خواهید کودکان تان در بزرگسالی چگونه اشخاصی باشند و در تربیت کودک متفکرانه تر برخورد کنید.
هم‌زمان مهربان و قاطع باشید
والدین اغلب وقتی فرزندان‌شان درست رفتار نمی‌نند یا به حرف‌شان گوش نمی‌کنند آزرده می‌شوند و شکیبایی خود را از کف می دهند. این حالت به آسانی به عصبانیت می‌انجامد. به عنوان والدین بسیار مهم است که حتما تا حد ممکن آرام بمانید. قاطع بودن نیاز به فریاد کشیدن ندارد.

هوش چندگانه: روش‌های مختلف یادگیری


هوش چندگانه: روش‌های مختلف یادگیری

روش‌های یادگیری کودکان به اندازه‌ تعداد رنگ‌های رنگین‌کمان متفاوت هستند. افراد مختلف شخصیت‌های متفاوت، ترجیح‌‌ها و ذائقه‌های متفاوت دارند. معلمان و والدین باید از این تفاوت‌ها آگاه باشند و برای این تفاوت‌ها احترام قائل شوند. والدین از طریق مشاهده‌ مستمر می‌توانند بفهمند که کودکان‌شان از چه نوع یادگیرنده‌هایی هستند. مادامی که والدین این مساله را در مورد فرزندان‌شان دریابند می‌توانند فعالیت‌هایی را بسط بدهند که حداکثر قابلیت‌های بچه را متبلور کند.
* یادگیرنده‌های زبانی ( شفاهی)
· دارای حساسیت نسبت به معنا، صدا و ریتم و آهنگ کلمات هستند.
· از داستان‌گویی و نوشتن متن‌های خلاق لذت می‌برند.
· مطالعه، شعر و طنز را دوست دارند و حل جدول و چیستان برای‌شان خوشایند است.
پیشنهادهایی برای والدین
· با کودک‌تان مطالعه کنید.
· به سؤالات، دغدغه‌ها و تجربیات کودک‌تان مشتاقانه گوش فرادهید.
· کتاب برای مطالعه و کاغذ و قلم برای نوشتن در اختیار او قرار دهید.
· کودک‌تان را تشویق کنید که درباره‌ی داستانی که خوانده است صحبت کند یا چیزی را که نوشته است برای‌تان بخواند (استفاده از یک ضبط صوت هم ایده‌ی مفیدی است)
· فرصت‌هایی برای بازدید از کتابخانه‌ی عمومی محل و کتاب‌فروشی‌ها فراهم کنید.
* یادگیرنده‌های منطقی
· از بازی با اعداد، حل مسأله، بازی‌های فکری و آزمایش کردن لذت می‌برند.
· مهارت قوی در استدلال کردن و پرسیدن سؤال به شیوه‌ای منطقی دارند.
· نظم و دستورات قدم به قدم را دوست دارند.
پیشنهادهایی برای والدین
· اجازه دهید کودک‌تان دست به آزمایش و تجربه بزند.
· از کودک‌تان دعوت کنید که برای پختن کیک یا ساختن رنگ‌های نقاشی با مخلوط کردن آن‌ها به شما کمک کند.
· از کودک‌تان بخواهید صندلی‌ها را مرتب کند، لباس‌ها را مرتب در کمد بگذارد یا کشوی میز را مرتب کند.
· بازی‌هایی مانند شطرنج با او بکنید.

* یادگیرنده‌های بصری
· از خلق الگوهای بصری لذت می‌برند و نیاز به محرک‌های بصری دارند.
· خیالباف هستند.
· استعداد هنری دارند.
پیشنهادهایی برای والدین
· به کودک اجازه دهید که آثار هنری مختلف و کارهای دستی بسازد.
· این فرصت را به کودک‌تان بدهید که جدول و معما حل کند یا خودشان بسازد.
· اجازه دهید کودک‌تان مکانی را به عنوان «گوشه‌ی بازی» در اتاق خود برای خودش طراحی کند (داشته باشد)
· اجازه دهید کودک از یک دوربین برای عکس گرفتن از دوستان و خانواده استفاده کند.
· وسایل مختلف نقاشی مثل انواع رنگ نقاشی، مدادشمعی، و ماژیک برای استفاده در اختیار او بگذارید.
· بازی‌های کارتی با او بکنید.
* یادگیرنده‌های موسیقایی
· از نواختن موسیقی، آواز خواندن و طبل زدن لذت می‌برند.
· از صدای انسان، صداهای محیط و اصوات موسیقی خوش‌شان می‌آید.
· اگر چیزهایی که می‌خواهند یادبگیرند با موسیقی یا ضرباهنگ همراه باشد؛ آسان‌تر آن را می‌آموزند.
پیشنهاد‌هایی برای والدین
· به کودک اجازه دهید که یک نوار موسیقی از فروشگاه مربوطه انتخاب کند.
· کودک‌تان را تشویق کنید که به تنهایی آواز بخواند یا همراه با ریتم موسیقی کف بزند.
· فرصت‌هایی را فراهم کنید تا کودک به کنسرت و قطعات موسیقی گوش کند.
· برای آواز هم‌خوانی داشته باشید.
* یادگیرنده‌های فیزیکی
· ورزشکار و فعال هستند.
· از نمایش‌ خلاق، ایفای نقش، حرکات موزون، و بیان افکار و احساسات‌شان با حرکات بدن خوش‌شان می‌آید.
· از طریق حرکات فیزیکی، لمس کردن و احساس کردن می‌آموزند.
· برای آموختن و حل مسائل از حرکت، اشاره و بیان فیزیکی استفاده می ‌کنند.
· احتمال دارد هنگام حرف زدن به طرف مقابل دست بزنند.
پیشنهادهایی برای والدین
· کودک را درگیر فعالیت‌های چون حرکات موزون، نمایش و فعالیت‌های ورزشی کنید.
· به فعالیت‌هایی نظیر پیاده‌روی، دو یدن آرام، گردش، تنیس، دو چرخه سواری به صورت خانوادگی بپردازید.
* یادگیرنده‌های برون‌گرا
· بسیار اجتماعی هستند.
· می‌توانند احساسات و رفتار افراد را بخوانند ( پیش‌بینی کنند)
· رهبران خوبی هستند و از بودن در گروه لذت می‌برند.
· می توانند به همسالان‌شان کمک کنند و با دیگران همکاری کنند.
پیشنهادهایی برای والدین
· بازی‌های خانوادگی بکنید.
· کودک‌تان را تشویق کنید که در فعالیت‌های گروهی شرکت کند.
· او را به مباحثه و حل مسأله تشویق کنید.
* یادگیرنده‌های درون‌گرا
· مایلند مستقلاً کار کنند.
· بسیار خودانگیخته اند و فعالیت‌های منفرد را دوست دارند.
· قادرند احساسات، انگیزه‌ها و خُلق خود را بشناسند.
پیشنهادهایی برای والدین
· به کودک‌تان زمانی بدهید برای کار و بازی به تنهایی.
· از کودک بخواهید چیزی برای تمام خانواده بسازد تا همه از آن لذت ببرند.
· کودک‌تان را تشویق کنید که یک دفتر خاطرات روزانه داشته باشد.
مشاهده می‌کنید که شما می‌توانید بینش فوق‌العاده‌ای در مورد چگونگی یادگیری کودکان به دست بیاورید. بنابراین مربیان باید تلاش ‌کنند محیط آموزشی فراهم کنند که در آن همه‌ی کودکان بتوانند موفقیت را تجربه کنند.

چند لینک در مورد طب ورزشی


چند لینک در مورد طب ورزشی

مطالب فارسی
مقالات

تغذیه در ورزشکاران، تنظیم میزان انواع موادغذایی، آب، املاح و مکمل های دریافتی ورزشکاران برای حفظ سلامتی آن ها، تغذیه قبل از مسابقه، کاهش وزن برای ورزشکاران، تدوین برنامه غذایی برای ورزشکاران
http://www.irteb.com/sportmedical/sportdiet.htm


اقدامات اولیه در آسیب های ورزشی، اصول برخورد با آسیب های شدید، اقدامات اولیه، استراحت در ورزشکاران آسیب دیده، علل بروز صدمات ورزشی، روش های جلوگیری از آسیب های ورزشی
http://www.irteb.com/sportmedical/sportdamage.htm


آیا ورزش کردن برای زنان سودمند است، در چه مواردی زانن نباید ورزش کنند، تاثیرات ورزش بر قاعدگی، فواید فعالیت بدنی برای زنان باردار و ورزش های مفید و مضر برای زنان باردار
http://www.irteb.com/sportmedical/womensport.htm


داروهای نیروزا - دوپینگ - و عوارض آن
http://www.irteb.com/sportmedical/doping.htm
http://www.irteb.com/sportmedical/otherdoping.htm


ورزش و تحرک رمز سلامتی
http://www.irteb.com/sportmedical/taharok.htm


تغذیه متعادل و هرم موادغذایی
http://www.irteb.com/sportmedical/dietmoteadel.htm


مقالات جالب و مفید در باره سلامت ورزشکارانhttp://www.irib.ir/health/html/sports.htm


اخبار و مطالب کوتاه در مورد طب ورزشی:

ورزش در حین کار ضروری است http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?id=465604

چرا بدن شما نیاز به ورزش کردن دارد ؟http://www.irib.ir/health//html/ExerciseinDiabetes.htm

شعار سازمان بهداشت جهانی:تحرک رمز سلامتhttp://www.irib.ir/health//html/world%20health%20day1.htm

ورزش و آرتروز http://www.irib.ir/health/html/artros.htm

سوء مصرف داروهای استروییدی مخصوصا در بین ورزشکاران در حال افرایش استhttp://my.webmd.com/content/article/90/100757.htm?z=3734_00000_1000_ts_01


خطر نوشیدن زیاد آب به هنگام ورزشهای شدید
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=799


شنا" بهترین ورزش برای درمان آ
رتروزhttp://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=738


پروفسور ژوزف تامی جی ، متخصص تغذیه و رژیم درمانی از کالیفرنیا ، در این گفتگو با ایسنا ، از کم کردن چربی بدن در ورزشکاران ، بایدها و نباید ها در این خصوص و نقش حیاتی چربی در سوخت و ساز بدن ، می گوید
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=727.



بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد ورزش‌های کششی و قدرتی بسیار بیشتر از انواع دیگر ورزش‌ها در تسکین دردهای کمری و بهبود فعالیت بیماران موثر است.
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=708


گرفتگی عضلات در هنگام ورزش در ورزشکاران حرفه ای و غیرحرفه ای
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=668


کودکان،آسم، ورزش
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=News&file=article&sid=655


تاثیر ورزش بر سیستم قلب و عروق
http://www.iranhealers.com/modules.php?name=Sections&op=viewarticle&artid=254


6 دقیقه ورزش شدید برابر با 6 ساعت ورزش متعادل
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-538193


ورزش و سلامت جنسی
http://news.iransalamat.com/archives/09112003_074159.php#000438


مطالب انگلیسی:
توصیه های فیزیوتراپیست ها برای کاهش آسیب های پیاده روی ورزشیhttp://www.sportsmedicine.com/index.php?p=67#more-67
تاثیر مکمل های غذایی در کارایی ورزشکارانhttp://www.physsportsmed.com/issues/1997/06jun/armsey.htm
ماساژ چگونه تخریب عضلانی را به تعویق میندازدhttp://bjsm.bmjjournals.com/cgi/content/full/37/1/72
آسیب های ورزشی رایج در زنانhttp://sportsmedicine.about.com/msubwomeninjuries.htm
نقش تغذیه در کارایی ورزشکارانhttp://www.dietitians.ca/news/downloads/sport_nutrition_file_english.pdf

 


 
comment نظرات ()

 
7 مانع موفقیت
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢
 

 7 مانع موفقیت

MIADGAH IS THE BEST


این موانع می تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند:                                                
1) پشت گوش‌ اندازی                                                                                           
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.                                                                                 


اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار بسرعت      هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از     انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.                                                                   


2) ترس از موفقیت                                                                                                
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از         موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب‌آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت          گریبان‌گیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛             مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.                               

تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا    کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.                                                                                                               


3) وسواس                                                                                                         
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ می‌باشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می‌نمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیان‌آور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.                                                                                          

اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های   مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.              


4) نا امنی                                                                                                           
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی   حاصل نمی‌گردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسان‌ها در بی‌میلی  آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می‌گردد.                                               


5) اطرافیان                                                                                                          
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.                                                            


برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها گردند.                     

6) فقدان منابع                                                                                                       
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه    قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل      خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از       خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط    فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت    از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.                                         

7) نیاز به دیدگاهی درون‌نگر                                                                                   
یک معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق  باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.                                                                                       

خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفس‌تان، دقت کنید که قدم‌های  صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصت‌ها برای بدست آوردن موقعیتی موفق‌تر و  راضی کننده‌تر بردارید  


 
comment نظرات ()

 
چگونه وقتی حرفی برای گفتن ندارید، مکالمه را آغاز کنید
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤
 

 

Bia2BND.Com

چه میزبان باشید و چه میهمان، موقعیت های اجتماعی بسیاری هست که در آن نیاز به برقراری ارتباط پیدا می کنید، حتی اگر انجام آن برایتان دشوار باشد. مثلاً در یک میهمانی میخواهید که نامزد دوستتان احساس راحتی کند و به او خوش بگذرد یا ممکن است غریبه ای را کنار یک اتاق شلوغ ببینید و با خودتان فکر کنید که او تنها شانس شما برای تحت تاثیر قرار دادن کسی است که به او علاقه مندید. اما متوجه می شوید که نمی دانید چه باید بگویید.


°مراحل
1. با یک مقدمه شروع کنید و خیلی ساده خودتان را به فرد مورد نظر معرفی کنید. دستتان را جلو برده و با او دست بدهید. اگر او را می شناسید این مرحله را نادیده گرفته و از قدم دوم شروع کنید.
2. به اطراف نگاهی بیندازید. ببینید آیا چیزی هست که ارزش صحبت کردن داشته باشد یا نه. حرف زدن درمورد آب و هوا دیگر خیلی کلیشه شده است اما اگر نکته جالبی درمورد آن وجود داشت هیچ اشکالی ندارد می توانید سر صحبت را باز کنید.
3. از طرفتان تعریف کنید. اما دقت کنید که دروغ نگویید مثلاً اگر می بینید که موهای طرفتان به طرز مسخره ای زشت است، از موهایش تعریف نکنید اما اگر مثلاً از کفش هایش یا هر چیز دیگری خوشتان آمده با لبخند عنوان کنید. یک تمجید بی ریا و خالصانه راه بسیار خوبی برای نزدیک شدن به طرف مقابل است. اما دقت کنید این تمجید درمورد مسئله ای خیلی شخصی نباشد که او را بترساند یا باعث شود که احساس ناراحتی کند.
4. سوال بپرسید. اکثر افراد عاشق این هستند که درمورد خودشان حرف بزنند پس این اجازه را به آنها بدهید. اما توجه کنید که زیاد درمورد خودتان حرف نزنید که فرد اجازه صحبت پیدا نکند. مثلاً بپرسید، "امسال چه درس هایی برداشتی؟" یا "آیا فلان فیلم را دیدی؟" "نظرت درموردش چه بود؟" سوالهایی بپرسید که بتوانند راحت درموردش حرف بزنند و فقط به یک بله یا خیر معمولی ختم نشود. مثلاً می توانید بپرسید "چه کیف خوشگلی، از کجا خریدی؟" و خواهید دید که دقایق متمادی درمورد آنروز که برای خریدن آن کیف به بازار رفته بود و اتفاقاتی که در آن روز افتاد صحبت می کند. اما اگر می بینید که طرفتان تمایل چندانی به پاسخ دادن به سوالهایتان ندارد، خیلی سوال نکنید.
5. حرف طرف مقابل را دنبال کنید. موافقت کنید، مخالفت کنید، و نظرتان را ابراز کنید. تلاش کنید که با بی توجهی از آن نگذرید.
6. به چشمان دوست جدیدتان نگاه کنید. اینکار باعث ایجاد اعتماد بینتان می شود. اما دقت کنید که به چشمهایش زل نزنید. همچنین طی گفتگو یکی دوبار نامش را بر زبان بیاورید. اینکار باعث می شود هم اسمش را به خاطر بسپارید و هم توجه او را به حرفی که می زنید معطوف کنید. لبخند بزنید و در صورت لزوم بخندید.
7. لبخند زدن و لذت بردن از گفتگو را فراموش نکنید.
8. فقط خودتان باشید و سوالهایی بپرسید که فکر می کنید با موقعیت جور است. قبل از اینکه حرفی را به زبان بیاورید، کمی به آن فکر کنید.


°
نکات
· ریلکس باشید. این احتمال وجود دارد که هر گفتگوی کوچکی که دارید تا چند ماه بعد در ذهن مخاطبتان نماند. چیزی که به ذهنتان می رسد را بیان کنید.
· یادتان باشد اگر موقع حرف زدن در ذهنتان به چیزی فکر می کنید. به احتمال زیاد مرتبط است.
· نگاه کردن به تلویزین، گوش دادن به موسیقی و مطالعه—روزنامه، مجله و کتاب-- کمک بسیار زیادی به شما می کند. می توانید از قبل چیزهایی که دوست دارید در موردش با کسی صحبت کنید را برنامه ریزی کنید. 
· اگر خجالتی هستید، بهتر است از قبل چند موضوع برای بحث آماده کنید.
· به واکنش طرف مقابلتان دقت کنید. اگر به موضوع علاقه نشان داد ادامه دهید اما اگر مشاهده کردید که مدام یا به سعت خود نگاه می کند یا به دنبال راهی برای فرار است، باید دست نگه دارید.
· عبارات و جملات جالب و خنده دار می تواند حال و هوای مکالمه را عوض کند و موضوعات جدیدی را برای صحبت کردن پیش رویتان قرار دهد. 
· اگر مکالمه پشت تلفن است باید هرطور که شده طرف مقابل را هم در مکالمه درگیر کنید. اگر موضوع جالبی به ذهنتان نمی رسد، از بازی "سوال کردن" استفاده کنید. از طرفتان سوال بپرسید. دقت کنید که سوالهایی که می پرسید مناسب زمان و مکان باشد. سوال ها باید طوری باشد که فرد بتواند به راحتی درمورد آن حرف بزند و به یک بله یا خیر عادی ختم نشود. 
· برخورد و رفتار شما هم در موفقیت گفتگو سهیم است. سعی کنید رفتاری دوستانه و با محبت داشته باشید تا حرفهایتان تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
· نکات و چیزهای جالب و جدیدی که در طول روز با آنها برخورد می کنید را جایی یادداشت کنید. مثلاً حرف خنده داری که کسی به شما گفته است، کار جالبی که یکی از دوستهایتان انجام داده یا هر چیز جالب توجه دیگر. این نکات می تواند در مکالمه های آتی به دردتان بخورد.
· یادتان باشد، طرف صحبتتان هرکسی که باشد، همیشه می توانید نقاط مشترکی با او پیدا کنید. همه ما از یک آب و هوا استفاده می کنید، غذای خوب را دوست داریم و از خندیدن لذت می بریم. مثلاً اگر طرفتان را در ایستگاه اطوبوس ملاقات کردید، می توانید بپرسید که کجا می روند. اگر خارج از شهر زندگی می کنند، می توانید درمورد زندگیشان از آنها سوال کنید.
· یادتان باشد احساس راحتی کنید و همیشه مرتب و شیک باشید.
· آخرین نکته اینکه شروع مکالمه نیازمند تمرین است. ممکن است اول کار احساس گیجی و ناشی بودن به شما دست بدهد اما با تمرین رفته رفته برایتان راحت تر خواهد شد.


°
هشدارها
· طرف مقابل را با سوال بمباران نکنید.
· با لحنی صحبت کنید که طرف مقابل تصور نکند که مجبورید که حرفی بزنید. با آرامش و وقف های مناسب حرف بزنید. 
· سوال های خصوصی نپرسید.
· ارتباط چشمی برقرار کنید.
· درمورد ظاهر طرف مقابل یا کس دیگری اظهار نظر منفی نکنید چون ممکن است طرفتان با کسی که از او انتقاد می کنید، آشنا باشند.
· هیچوقت قسم نخورید، بی احترامی نکنید، توهین نکنید، بحث های جنسی و مذهبی یا ملیتی را به میان نکشید. 
· در برخورد با افراد هیچوقت مغرورانه رفتار نکنید که انگار همه چیز دان هستید.
· بچگانه و خام رفتار نکنید، حرف نزنید و لباس نپوشید.
· صحبت دو نفر دیگر را قطع نکنید. اجازه بدهید مکالمه آنها تمام شود و بعد حرفتان را بزنید. 
· همیشه الفاظ "خواهش می کنم"، "متشکرم" "لطف می کنید" و امثال این را در صحبت هایتان بگنجانید. مودب بودن نشانه هوش و کمال شماست.
· به اطرافیانتان احترام بگذارید.
· مرتب و تمیز باشید و خوب لباس بپوشید. شلختگی، بوی بد دهان و بدن همه را از شما دور می کند.
· گاهی اوقات وقتی مکالمه ای را آغاز می کنید، طرف صحبتتان ممکن است به نظر خسته کننده برسد. اما اشکالی ندارد. می توانید سراغ کس دیگری بروید چون ممکن است طرفتان را اشتباه انتخاب کرده باشید.
· اگر با کسی صحبت می کنید که به او علاقه دارید هیچوقت درمورد دوست پسر یا دوست دهترش با او حرف نزنید. درمورد چیزی حرف بزنید که از او می دانید: مثلاً اگر اهل ورزش هستند می توانید درمورد آخرین مسابقات آن ورزش با او حرف بزنید.


 
comment نظرات ()

 
باور ذهنی
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود . 

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست. 
 
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.
شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید».
اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید.
 
"نورمن وینست پیل"


 
comment نظرات ()

 
اموزش کسب درامد از اینترنت
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٢
 

اموزش کسب درامد از اینترنت

با روزی حدود 2 ساعت کار کردن بین 200 تا 700 دلار در ماه کسب درآمد نمائید.

یکی از روشهای کسب درآمد از طریق اینترنت , روش PTC و PTR است که به تخصص و سرمایه نیاز ندارد.

برای به کار گیری آن فقط به یک دستگاه کامپیوتر که قابلیت اتصال به اینترنت را داشته باشد نیاز دارد و کاربرانی که کار با ویندوز را بدانند و انگلیسی در حد دوره دبیرستان بلد باشند میتوانند از این روش برای کسب درآمد استفاده نمایند. که میزان آن بستگی به میزان تلاش و کوشش شما دارد. شرکتهای بزرگ خارجی برای انتشار پیامهای بازرگانی خود از روش جدید بازاریابی الکترونیکی که مبتنی بر ارسال ایمیلهای تبلیغاتی است استفاده میکنند. به این صورت که پیامهای بازرگانی خود را در اختیار سایتهای ویژه ای قرار میدهند تا این سایتها پیامها را برای اعضای خود از طریق ایمیل ارسال کنند. این سایتها بابت ارسال پیامها از شرکتهای سفارش دهنده آگهی کارمزد دریافت میکنند و برای ایجاد انگیزه بیشتر اعضا، به ازای دیدن هر تبلیغ مقدار مشخصی پول به اعضایشان پرداخت میکنند که این مقدار در سایتهای مختلف فرق میکند. به این ترتیب هم شرکتها تبلیغ خود را کرده اند و هم سایتها به سوددهی رسیده اند و هم اعضا درآمد مناسبی کسب کرده اند.

این یک روش بین المللی است که در بعضی از کشورها رواج بیشتری داشته است برای مثال توجه شما را به یک خبر که در تاریخ 19/2/83 در روزنامه قدس چاپ شده جلب میکنم:

 

زنان هندی با وجود نداشتن شغل در زمان حاضر میتوانند ضمن همکاری با سایتهای اینترنتی تا 10 هزار روپیه (200 هزار تومان) در ماه درامد داشته باشند روزنامه انگلیسی زبان Times of India گزارش داد که در حال حاضر تعداد زیادی از این زنان در شرکت های تبلیغاتی که در سایتهای اینترنتی فعال هستند جذب میشوند و وظیفه آنها کلیک کردن بر روی تبلیغات است.

 

یکی از مزیتهای این روش این است که هیچ پولی از کشور خارج نمیشود بلکه همیشه پول به صورت ارز از خارج وارد کشور میشود. این پول از طرف شرکتها و سایتهای خارجی بابت توجه و نگاه کردن به تبلیغات آنها و عضو شدن در سایت آنها و کلیک کردن بر روی لینکهای معرفی شده و جستجو کردن در مورد موضوع مورد علاقه از طریق سایتهای آنها و یا ارسال و دریافت Email و یا شرکت در مسابقات آنها و یا معرفی سایت انها به دیگران و همچنین عضویت در سایتهای پیشنهاد شده توسط آنها و غیره.... به حسابتان واریز میشودو چون شما هیچ پولی را بابت سرمایه گذاری اولیه خرج نمیکنید, بنابراین احتمال برشکست شدن و بدهکار شدن شما در این کار برابر صفر است.

 

یک مثال ساده برای توجیه این کار:

 

دو کانال تلوزیونی را در نظر بگیرید فرض کنید کانال 1 همیشه فقط فیلم پخش میکند و کانال 2 فقط آگهی تکراری پخش میکند براحتی میتوان تشخیص داد که بیننده های کانال 2 بسیار کمتر از کانال 1 است در حالی که کانال 2 برای ادامه حیات و اخذ آگهی از کمپانیها نیاز به بیننده های بیشتری دارد تا شرکتها آگهیهای بیشتری به او بدهندو درآمد او نیز بیشتر شود برای اینکار ترفندهایی بکار میبرد مثلا به بیننده هایش هدیه میدهدو یا در قرعه کشی جوایز آنها را شرکت میدهدو روشهای دیگر. سایتهای مورد بحث ما نیز برای افزایش بازدید کننده به اعضای خود در ازای کارهای مشخص پول پرداخت میکند.

در این سی دی کلیه مراحل کار از ابتدا تا انتها به زبان فارسی توضیح داده شده است که با پیگیری دقیق آنها و کمی همت میتوانید از این راه پول خوبی بدست آورید.

 

مراحل کار به صورت خلاصه به شرح زیر است :

 

ساختن Email به روش آموزش داده شده

افتتاح یک حساب بانکی در معتبرترین بانک اینترنتی جهانی به روش آموزش داده شده (در کمتر از 3 دقیقه) و برای اینکار نیازی به واریز پول هم ندارید که پس از کسب درآمد , پولهای داخل این حساب براحتی به هر حساب ریالی قابل انتقال است.

یادگیری لغات تخصصی (حدود 30 لغت)

عضو شدن در یک یا چند سایت پیشنهاد شده (عضویت همزمان در چند سایت امکان پذیر است)

پیگیری دقیق دستورالعملهای کسب درآمد

انتقال وجوه کسب شده به بانک اینترنتی

فروش و یا انتقال پولها به حساب خودتان در یکی از بانکهای داخل کشور

 

آشنایی با روشهای مختلف کسب درآمد از اینترنت:

 

روشهای کسب درآمد اینترنتی به چندین بخش تقسیم میشود :

 

1 – درآمد به روش سرمایه‌گذاری در سایتهای سرمایه‌گذاری (Hyip):

 

در این سایتها شما با سرمایه‌گذاری که می‌کنید سود روزانه، ماهانه و یا سالانه بسته به نوع سرمایه‌گذاری سایت دریافت خواهید کرد.

 

2 – درآمد به روش سورف در سایتهای سورف (Surf):

 

در این روش شما با عضویت در سایت سورف مربوطه وارد حساب خود می‌شوید و به ازای دیدن تعدادی سایت که بستگی به قانون سایت دارد مقداری سود دریافت می‌کنید.

 

3 – درآمد به ازای بازاریابی و معرفی اعضا به سایت(Network Marketing):

 

در این روش شما با عضوشدن در یک سایت و یا یک مجموعه، با تبلیغ کردن آن سایت بصورت‌های مختلف سعی در جمع کردن زیر مجموعه برای خود می‌کنید و بازای معرفی آنها، از سایت مربوطه پورسانت دریافت می‌کنید.

 

4 – درآمد به ازای کلیک‌کردن و خواندن ایمیلها(Pay to Click):

 

کاری که شما باید در این گونه سایتها انجام دهید کلیک کردن روی ایمیلهایی است که این سایتها برای شما می‌فرستند. بازای هر کلیک مبلغی به موجودی شما افزوده می‌شود که پس از رسیدن این مبالغ به حداقل موردنظر سایت مربوطه می‌توانید آن را برداشت نمایید.

 

 

کسب درآمد با اینترنت جایی است که جهان امروز در آن قرار  گرفته است.  

 

حدود ۴ سال است که این شغل  و شیوه درآمد زایی بین ایرانیان رواج یافته و برخی از جوانان به آن اشتغال دارند. در حالیکه باید خاطرنشان کرد تجارت خانگی اینترنتی سالهاست که در جهان همه گیر شده و در برخی از کشورهای جهان سوم به عنوان یک تجارت فراگیر توسط عموم مورد بهره برداری واقع می شود و در این میان می توان به داغ بودن استثنایی این تجارت در میان جوانان هندی و زنان عربستان سعودی اشاره داشت.

بنا به گزارشی که سازمان تجارت جهانی  در سال 2004 منتشر کرد٬ مجموع درآمدی را که زنان و دختران  3 کشور از کشورهای جهان سوم از تجارت خانگی اینترنتی در ۶ ماهه نخست سال 2004 کسب کرده اند چیزی فراتر از درآمد برخی از درآمد برخی از غولهای صنعتی جهان نظیر بنز آلمان (غول صنعت خودرو سازی) و سونی ژاپن (غول صنعت الکترونیک) در 12 ماهه سال مذکور بوده است و کمی تامل در این مقایسه حقایق پنهانی را از اهمیت این رشته نمایان خواهد کرد.

 

در واقع پیام تجارت خانگی اینترنتی این است: (( در اینترنت میتوان ساده تر و در زمان کمتر و بدون نیاز به اندکی فعالیت فیزیکی ٬درآمدی بیش از دنیای واقعی بدست آورد. )) 

 

امروزه میلیونها پیر و جوان در سراسر جهان به تجارت خانگی اینترنتی اشتغال دارند و فقط با یک رایانه معمولی مجهز به اینترنت ٬ بدون هیچ سرمایه ای روزانه چیزی حدود 10 تا 200 دلار درآمد دارند و تامل 

در این رقم حقایق بسیاری را آشکار خواهد ساخت.

 

تجارت دراینترنت (e-commerce) سالهاست که به کمک نرم افزارهای ارتباطی اینترنتی

(Affiliate Softwares) میسر شده است و تجارت خانگی با اینترنت (Internet home commerce)

که در واقع بارزترین نمود (( تجارت اینترنتی )) است به طرز باور نکردنی با اقبال بین المللی مواجه شده است.

 

شما نیز می توانید بدون هیچ سرمایه ای تنها با ابزار ساده ای اعم از یک کامپیوتر معمولی و یک خط تلفن و با اختصاص اندکی از وقت روزمره خود در پای اینترنت روزانه ده ها دلار درآمد داشته باشید. 

 

 

سایت های تجارت خانگی از ما چه می خواهند و در ازای انجام چه کاری به ما پول می دهند ؟

 

روش کار وب سایت های تجارت خانگی ایجاد کننده بازدید کننده بدین صورت است که از صاحبان سایت های جدید پول می گیرند و در ازای آن بازدید کنندگان مورد نظرشان را به تعداد مورد نظر صاحب سایت در مدت زمان مشخص به وب سایت وی سرازیر می کنند. 

 

با یک مثال توضیح می دهیم:

 

فرض کنید صاحب یک سایت جدید مثل (( آفتابگردان)) برای افزایش تعداد بازدیدکنندگان سایت خود ( افزایش ترافیک) به یکی از (( وب سایت های تجارت خانگی ایجاد کننده بازدیدکننده)) مثل ((باران)) مراجعه کرده و Xدلار پول به ((باران))  پرداخت می کند و ((باران)) در ازای دریافت این پول تضمین می کند که در مدت فرضا یکماه 1000 نفر بازدیدکننده مختلف را به وب سایت ((آفتابگردان)) سرازیر کند . این قرارداد حقوقی بین  ((آفتابگردان)) و ((باران)) بسته شده است. در پشت پرده٬ کاری که وب سایت ((باران))  انجام می دهد بدین صورت است که از Xدلار دریافتی فرضا ۱۰درصد آنرا بعنوان حق الزحمه خود بر می دارد و ۹۰ درصد باقیمانده را بخش بر ۱۰۰۰ می کند٬ فرض کنید حاصل این تقسیم ۱ دلار می شود٬  ((باران))  یک وب سایت ارائه دهنده تجارت خانگی اینترنتی از نوع بدون سرمایه اولیه است که هزاران عضو دارد. اکنون کلیه اعضا خود را دعوت به بازدید از سایت ((آفتابگردان)) می کند٬ هر کس که این سایت را بازدید کند( مثلا عضوی به نام شبنم ) ۱ دلار به حساب وی واریز می کند و به محض اینکه ۱۰۰۰ نفر تکمیل شد٬ سرویس او به ((آفتابگردان)) صورت گرفته است. در این میان هم  ((آفتابگردان)) به مقصود خود رسیده٬ و هم ((باران)) و هم ((شبنم)) سود کرده اند.

 


 
comment نظرات ()

 
آشنایی با نظام «پنج اس» •
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٧
 

آشنایی با نظام «پنج اس» 




آشنایی با نظام «پنج اس»


نویسنده : تیموری، لیلا


چکیده


«پنج اس» یا 5S یکی از مباحث عمده در مدیریت ژاپنی میباشد که ابتدا در ژاپن و سپس در سایر کشورها به کار گرفته شده است.هدف 5S به بیانی ساده، سامان دادن، نظم و ترتیب، پاکیزه سازی، هماهنگی و ایجاد انضباط در محیط کاری است. 5S، به عنوان موثرترین رهیافت و ستونی استوار در ساختمان عملیات اصلاحی و بهبود بهره وری شناخته شده است که با اجرای این اصول در صنایع و سازمانهای مختلف تجاری، صنعتی و خدماتی موجب افزایش بهره وری، استفاده بهینه از سرمایه نیروی انسانی و زمان انجام کار، افزایش کارایی و در نهایت سوددهی بیشتر سازمان می‌شود.


توضیح :


مطالب زیر بر گرفته از کتاب مهندسی فعالیت های سوپر 5S در سازمان، ترجمه خانم مهندس کاردان می‌باشد. مطالب بیشتر درباره این موضوع در فایل پیوست موجود است. پس از دانلود آن را اجرا کنید تا فایل PDF ایجاد شود. قابل ذکر است این مطلب در سازمان آمار و فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری اصفهان به عنوان سمینار آموزشی ارائه شده است.


کلیدواژه : Seiri؛ ساماندهی؛ Seiton؛ نظم و ترتیب؛ Seiso؛ پاکیزه سازی؛ Sekitsu؛ استاندارد سازی؛ Shitsuke؛ انضباط


--------------------------------------------------------------------------------


 


«پنج اس» نظامی است که در ژاپن بصورت نهادینه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج بسیار خوبی را برای واحدهای صنعتی و خدماتی به ارمغان آورده است. نتایجی که معمولاً با استفاده از این روش حاصل می گردد را می توان به اختصار به پیشگیری از حوادث، کاهش وقفه کاری و افزایش بهره وری در محیط کار عنوان نمود. بطور کلی هدف نهایی «پنج اس» پیشگیری از اتلاف است. علیرغم اینکه سیستم «پنج اس» به ظاهر خیلی ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نیز خیلی ساده به نظر می‌آید ولی عموماً سازمانها و واحدها برای پیاده کردن آن در عمل با مشکلات فراوان روبرو هستند. دلیل این امر را باید در ظاهر ساده آن جستجو کرد. در واقع تحقق «پنج اس»از آن رو دشوار است که مدیران و پرسنل اجرایی از اهداف و مأموریتهای آن بصورت صحیح اطلاع کاملی ندارند. بنابراین اجرای نظام «پنج اس» و تدارک بستر مناسب برای انجام آن تا زمانی که اصول آن به خوبی شناخته نشده کاری بسیار دشوار است. به همین خاطر به منظور آشنایی مختصر مدیران با این روش هر یک از این اصول به اختصار معرفی می‌گردند.


 


عبارت «پنج اس» براساس حروف ابتدای پنج واژه ژاپنی انتخاب شده است. جدول زیر معادل پنج واژه مذکور را به ترتیب از چپ به راست به سه زبان ژاپنی، انگلیسی و فارسی نمایش می‌دهد:


 


 


 


ساماندهی Sorting Out Seiri


پاکیزه سازی Spic and Span  Seiso


نظم و ترتیب Systematic Arrangement  Seiton


 استانداردسازی Standardizing Sekitsu


انضباط Self - discipline  Shitsuke


 


 


 


 


در ادامه مبانی و اصول هر یک از پنج واژه فوق شرح داده می‌شود.


 


1) ساماندهی (سازماندهی ، تفکیک و تعمیر) ( Seiri )


ساماندهی در عام ترین مفهوم آن عبارت است از نظم دادن به کلیه اجزای یک سازمان جهت نیل به اهداف. از دیدگاه «پنج اس» ساماندهی به معنای تشخیص ضرور از غیرضرور، اتخاذ تصمیمات قاطع و اعمال مدیریت اولویتها برای رهایی از غیرضروریها است. در دیدگاه «پنج اس»، ساماندهی امری دشوارتر از قراردادن اشیاء در گوشه‌ای می‌باشد و هدف ایجاد نظمی مطلوب و مناسب است. به منظور موفقیت در ساماندهی می‌بایستی به اولویت بندی پرداخت. به طور خلاصه این S  به معنی جدا کردن آنچه ضروری است از غیر ضروری ها می‌باشد. نمونه هایی از اجرای این S را می توان بصورت زیر فهرست نمود:


 


تفکیک اشیاء ضروری از غیر ضروی (مشخص کردن ملزومات اداری که در اطراف شما وجود دارد و طبقه بندی انها با توجه به اولویت استفاده از آن، تفکیک فرمهای از رده خارج و فرمهای در گردش).


اشیایی را که استفاده نمی کنیم دور بریزیم ( دور ریختن برگهای زائد).


شکل زیر مفهوم این S را نمایش می‌دهد:


 


 


 


 


 


 


2) نظم و ترتیب (Seiton )


نظم و ترتیب به معنی قرار دادن اشیاء در مکانهای مناسب و مرتب به نحوی که بتوان از آنها به بهترین وجه استفاده کرد. نظم و ترتیب راهی است برای یافتن و بکار بردن اشیای مورد نیاز، بدون انجام جستجوهای بیهوده. هنگامی که هر چیز با توجه به کارکرد و در نظر گرفتن کیفیت و ایمنی کار در جای مناسب و مشخص قرار داشته باشد، محل کار همواره منظم و مرتب خواهد بود. بدین منظور باید همه وسایل، اقلام و فرمهای مورد نیاز را که قبلا در بند 1 شناسایی نموده و کارکرد هر یک از آنها را نیز مشخص نموده‌ایم را در جای مناسب قرار دهیم به نحوی که با سرعت و سهولت قابل دسترس باشند. به عبارت دیگر قرار دادن اشیا در بهترین مکان به بهترین طریق ممکن و امکان دسترسی به آن با حداکثر سرعت (زیر 30 ثانیه). نمونه هایی از اجرای این S را می توان بصورت زیر فهرست نمود:


 


اشیایی را که غالباً استفاده می کنیم، در محل کار قراردهیم (تجهیز میزهای افراد به ملزومات اداری)


اشیایی را که به ندرت استفاده می کنیم در جایی دور از دسترس قرار دهیم (استفاده از سیستم بایگانی مناسب به طوری که سوابق کاری سالهای گذشته در جاهای دورتری قرار گیرد، استفاده از کتابخانه یا قفسه های مخصوص جهت قرار گرفتن کتابها و جزوات و دستورالعملها)


برچسب گذاری و شناسایی کلیه زونکنها، فایلها، قفسه ها (برچسب گذاری فایلها  به نحوی که نشان دهنده محتویات آن باشد)


استقرار هر چیز در جای مشخص و مخصوص به خود (استفاده از فایلها و قرار دادن ملزومات اداری در جای خود، استقرار و طبقه بندی فرمها در قفسه های مخصوص، استفاده از کازیه جهت طبقه بندی نامه ها و یا کارهای در دست اجرا).


آوردن و بازگرداندن هر چیز در حداقل زمان (بازگرداندن زونکن سوابق به محل بایگانی، مرتب کردن اقلام و وسائلی که روزانه با آن سر و کار داریم، قرار دادن صندلی پشت میز کار در هنگام ترک محل کار).


علامت گذاری محدوده ها و محل استقرار اشیاء و شناسایی افراد (تابلو های مشخص کننده نام افراد و یا استفاده از تگهای شناسایی، مشخص شدن محل استقرار خودروهای شرکت، طراحی جانمایی میز کاری افراد).


نظم و ترتیب در تابلوی اعلانات ( نصب پلاکاردهای تبلیغاتی شرکت در جاهای مناسب).


طراحی اعلانات به نحوی که خواندن آنها آسان باشد (استقرار مناسب مانند در معرض دید بودن، طراحی زیبا و خوانا بودن).


3) پاکیزه سازی ( Seiso )


در دیدگاه «پنج اس» پاکیزه سازی عبارت است از دور ریختن زوائد و پاکیزه کردن اشیاء از آلودگیها و مواد خارجی. به عبارت دیگر پاکیزه سازی نوعی بازرسی است. بازبینی و پاکیزگی محیط کار برای حذف آلودگی مورد تأکید در این بخش از نظام «پنج اس»قرار دارد. برخی از لوازم، تجهیزات و مکانها لزوماً باید بسیار پاکیزه و عاری از هر نوع آلودگی نگهداری شوند. بنابراین لازم است که آنها را دقیقاً شناسایی نموده و بر این باور بود که پاکیزه سازی تنها تمیز کردن محل کار و لوازم موجود در آن نیست بلکه پاکیزه سازی امکان انجام بازرسی و بازبینی را نیز بایستی فراهم آورد. به عبارت دیگر پیشگیری از کثیفی و پاکیزه نگه داشتن مداوم محیط، اموال و افراد  و حذف و یا کنترل آلودگی و یادآوری این نکته که محل کار خود را همانند خانه خود بدانیم. نمونه هایی از اجرای این S را می توان بصورت زیر فهرست نمود:


 


تعریف مسئولیتهای تمامی افراد برای پاکیزگی محل کار (حفظ نظافت و پاکیزگی محیط کار هر یک از پرسنل، پاکیزگی و نظافت البسه پرسنل).


انجام بازبینی و پاکیزه سازی مستمر توسط مجری ارائه خدمات


شناسایی  و رفع خرابیهایی که در اثر نشتی ها  فرسایش ها، ترک ها و  غیره بوجود آمده است


شناسایی منابع آلودگی و سعی در حذف و یا کنترل آن


تمیز کردن محل کار (شستشوی مرتب با مواد ضدعفونی کننده، نظافت در انبار، جمع آوری لوازم مستعمل، تمیز کردن هر چیز بلافاصله بعداز کثیف شدن).


حذف آلودگیهای گرد و غبار (استفاده از تهویه مطلوب در انبار و سالن ها، استفاده از فیلترهای صافی هوا، استفاده از کاورها، قرار دادن اقلام و اشیا در محفظه های دربسته).


پاکیزه کردن محلهایی که از چشم افراد به دور است (زیر میزها، گوشه های اتاق، زیر ملزومات اداری و تجهیزات فنی، پشت پرده پنجره ها، فایلها، کشوها و...).


4) استانداردسازی ( Sekitsu )


استانداردسازی عبارت است از کنترل و اصلاح دائمی سازماندهی ، نظم ، ترتیب و پاکیزگی. تاکید اصلی در استانداردسازی متوجه مدیریت است که با استفاده از چک لیستهای مناسب و استاندارد کردن مقررات با استفاده از نوآوری و خلاقیت، محیط کار را به نحوی استاندارد و کنترل نماید که همواره همه عوامل با سرعت و دقت لازم مورد استفاده قرار گیرند. نمونه هایی از اجرای این S را می توان بصورت زیر فهرست نمود:


 


بازبینی دوره ای (تشکیل کمیته بازرسی، بازرسی و بازدید از مجموعه تحت پوشش، برگزاری ممیزی داخلی).


استفاده از علائم و نشانه ها (علائم نشاندهنده جهت و راهنما).


علامتگذاری محدوده های خطر و یا مراقبت خاص (در انبار مواد شیمیایی، تجهیزات با فشار کارکرد بالا).


علایم مربوط به تجهیزات خاموش کننده (علائم مربوط به زنگ خطر و وسایل ایمنی و راهنمای سیستم اطفای حریق، تابلوهای سیگار کشیدن ممنوع).


تمهیدات پیشگیری از خطا و اشتباه (آموزش پرسنل در خصوص بروز خطر، تدوین دستورالعملهای کاری برای استفاده از  تجهیزات ویژه).


برچسبهای نشاندهنده میزان دقت ابزار (نصب میزان دقت تجهیزات و تاریخ اعتبار و کنترل برای آنها).


تدوین دستورالعمل اجرای سیستم


تشکیل جلسات کمیته راهبری، بررسی نتایج بازرسی های دوره‌ای و اخذ  تصمیمات لازم برای  پیشبرد اهداف «پنج اس»


فعالیتهای لازم توام با مسابقاتی برای ساماندهی، مرتب کردن و تمیز کردن هر چه بهتر (در نظر گرفتن یک معیار در ارزیابی نمایندگیها و تعیین واحد نمونه در شرکت و اختصاص یکی از پارامترهای ارزیابی ماهیانه پرسنل به امر پاکیزگی محل کار).


5) انضباط ( Shitsuke )


انضباط عبارت است از آموزش عادات و توانایی هایی جهت انجام یک وظیفه خاص. نکته اصلی در اینجا ایجاد عادات درست به جای عادات نادرست است. این کار را باید از طریق آموزش شیوه های درست انجام کار به افراد و تمرین دادن آنان در این زمینه آغاز نمود. همچنین این تمرینها از طریق وضع مقررات و پیروی جدی از آنها تحقق می پذیرد. به عبارت دیگر انضباط فرآیند تکرار و تمرین انجام یک کار است. مثلاً کاملاً ضروری است که رعایت مقررات ایمنی برای افراد به صورت یک عادت درست درآید. نمونه هایی از اجرای این S را می توان بصورت زیر فهرست نمود:


 


تمرین نظم و ترتیب (آموزش، نظارت مستمر، ارزیابی و پاداش به پرسنل جهت نظم و انضباط).


تمرین وقت شناسی (آموزش استفاده بهینه از زمان، بخصوص در بخش تعمیرات در سالنها و برقراری جلسات).


توجه به زیباییها و رعایت ظواهر (استفاده از لباسهای کار مناسب در اداره و یا سازمان).


نگرش مدیریت به فضاهای عمومی (ایجاد فضاهای سبز و یا امکانات رفاهی در محل کار)


استفاده از تابلوهای اعلانات و یا تابلو های عمومی برای درج پیامهای آموزشی «پنج اس»

 


 
comment نظرات ()

 
ده درس مهم در زمینه تجارت اینترنتی
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٤
 

ده درس مهم در زمینه تجارت اینترنتی       

 

توسط: محمود بشاش www.mahmoodb.com

 

درس اول

یکی از کارهائی که باید اولویت بالائی برای شما داشته باشد، جمع آوری آدرس پست الکترونیک بازدید کنندگان سایت شما است. از زمان شروع سایت، به جمع آوری آدرسها بپردازید. تهیه یک لیست از مشتریان بالقوه خدمات شما، یک باید است. هرچند ارائه یک خبرنامه الکترونیک بسیار عالی است ولی خیلی ضروری نیست. شما می توانید به لیست خود، تغییرات سایت، محصولات جدید یا هرچیز دیگری که دوست دارید ارسال کنید.

توجه داشته باشید که تا زمانی که لیست شما کوچک است، می توانید آنرا توسط نرم افزار پست الکترونیک موجود در رایانه خود پیش ببرید ولی وقتی لیست شما بزرگ شود، مثلا از 100 آدرس بیشتر شود، دیگر باید به دنبال ابزارهای مخصوص مدیریت لیست باشید و یا از سایت های مخصوص این کار استفاده کنید

درس دوم

سایت شما ممکن است باعث پیروزی یا شکست شما شود. یک سایت با ظاهر حرفه ای نقش اساسی در موفقیت شما دارد. اگر در طراحی یک سایت حرفه ای چندان مهارت ندارید، حتما یک نفر حرفه ای برای این کار استخدام کنید. توجه داشته باشید که سایت حرفه ای به معنی یک سایت با امکانات گرافیکی بالا و بخشهای متحرک و یا حتی بخشهای Flash نیست. سایت حرفه ای در نگاه اول ممکن است خیلی هم ساده به نظر آید ولی ساختارمناسب، راحتی حرکت در سایت، دسترسی سریع به اطلاعات، سرعت بالا آمدن مناسب (مخصوصا با خطوط نه چندان مناسب ما)، وجود خدمات مناسب، خدمات پشتیبانی مناسب، پشتیبانی مناسب از زبان های مختلف و پارامتر های متعدد دیگری در حرفه ای شدن سایت شما موثر هستند. وجود یک مشاور در این زمینه در کنار شما، خیلی به شما کمک می کند.

 

درس سوم

اگر می خواهید پول زیادی بدست آورید، باید یک بازار خاص را انتخاب کنید که نیاز ویژه ای از مشتری را پاسخ دهد. مردم محصولات و خدماتی که نیاز شخصی آنها را پاسخ دهند خیلی دوست دارند. اگر شما نفر اول در برآوردن این نیاز باشید، برنده هستید. سعی نکنید در سایت خود همه جور خدمات یا محصولات را ارائه کنید. مثلا برای خرید کتاب، یک سایت فرهنگی که روی فروش کتاب متمرکز است را انتخاب می کنید یا یک سایت که از فروش گل و اسباب بازی گرفته تا فروش لوازم منزل و شوکلات و کتاب ؟ حتی آمازون که همه چیز می فروشد، هنوز به عنوان یک کتاب فروشی شناخته می شود تا یک اسباب بازی فروشی.

 

درس چهارم

ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما نیاز به صرف وقت و هزینه دارد. کلید ایجاد ترافیک بالا برای سایت شما، برقراری هرچه بیشتر ارتباط از سایر سایتها به سایت شما است. هرچند لیست شدن در موتورهای جستجو اولین قدم شما باید باشد ولی نباید به آن اکتفا کنید. دو روش خوب برای ایجاد ترافیک به سایت شما عبارت است از :

- برنامه همکاری فروش (Affiliate program) – چنین برنامه ای به برقراری صدها و حتی هزاران ارتباط از سایر سایتها به سایت شما کمک می کند. موضوع از این قرار است که شما برنامه ای طراحی می کنید که هرکس که خدمات و محصولات شما را از طریق سایت خود بفروشد، درصدی از فروش به او تعلق می گیرد. حتی برخی برنامه ها، در جلب مشتری، حتی اگر فروشی هم صورت نگیرد، پول می دهند.

- ارائه خدمات و محصولات رایگان – ارائه چنین امکانات رایگانی به جذب ترافیک زیاد به سایت شما کمک خوبی می کند. مثلا ارائه مقالات رایگان که دیگران بتوانند در سایت خود از آنها استفاده کنند و به سایت شما ارتباط دهند. کتاب های الکترونیک رایگان، نرم افزار، فایل های صوتی که بتوانند در Flash از آنها استفاده کنند، ملودی های طراحی شده برای گوشی های موبایل و خیلی چیزهای جذاب دیگر.

 

درس پنجم

فروش محصولات و خدمات خودتان خیلی از فروش برای بقیه، سود آورتر است. برخی از برترین اقلام قابل فروش در اینترنت عبارتند از :

 

- نرم افزار

- اطلاعات

- سایت های اختصاصی

- خدمات اینترنت

 

درس ششم

معمولا مردم دوست ندارند که در معرض فروش قرار گیرند و در مقابل آن مقاومت می کنند. شما خیلی موفق تر خواهید بود اگر در جهت ارائه کمک به مشتریان خود حرکت کنید. این کار با نوشتن مقالات مفید، دوره های آموزشی و یا حتی با حضور فعال در اتاق های گفتگوی مناسب با خدمات شما حاصل می شود. اعتماد، حرف اول را در تجارت اینترنتی می زند. شما باید در میان مخاطبین خود، اعتبار کسب کنید. اگر مشتری احساس کند که شما قبل از فکر کردن به فروش به او و بدست آوردن پول، می خواهید مشکل او را شناسائی کنید و به او در رفع نیازش، کمک کنید، خیلی راحت تر به شما اعتماد می کند.

 

درس هفتم

خودکار کردن کارها، وقت با ارزش شما را حفظ می کند. هرچند در تجارت، خیلی کارها را باید شخصا انجام دهید و درگیر آنها شوید، خیلی کارها را هم می توان خودکار کرد، مثل :

 

- مدیریت لیست آدرسها

- پیگیری ها با مشتری

- پیام های خوش آمد گوئی

- پیغام های تشکر

- پیگیری سفارش ها

- تایید سفارش ها

 

این کار با استفاده از سیستم های پاسخ گوی خودکار، کدها و برنامه های نرم افزاری قابل حصول است.

 

درس هشتم

سازمان مناسب کار، یک دلیل اصلی موفقیت تجارت شما است.

 

- یک برنامه کاری زمان بندی شده برای هر روز خود تنظیم کنید.

- از برنامه دریافت پست الکترونیک با قابلیت طبقه بندی نامه های دریافتی در زیر شاخه های مختلف استفاده کنید.

- فایل ها و شاخه های موجود در رایانه خود را برای دسترسی راحت تر و سریع تر، تنظیم کنید.

- یک صفحه "سوال و جواب های مکرر" برای سایت خود طراحی کنید.

- برای پیام هائی که بصورت متناوب ارسال می کنید، یک ساختار مشخص تعریف کنید.

- در رایانه خود یک صفحه شامل اطلاعات ورود به سایت هائی که با آنها همکاری دارید و آدرس وب آنها برای دسترسی راحت تر، تهیه کنید.

 

درس نهم

بالاترین اولویت برای شما باید خدمات پس از فروش مناسب و رضایت کامل مشتری باشد. هرچند داریم در مورد دنیای اینترنت صحبت می کنیم ولی با مردمی که در دنیای واقعی زندگی می کنند سروکار داریم. خیلی هم به ارتباط های مصنوعی و نرم افزاری و پست الکترونیک تکیه نکنید. خیلی از بازدید کنندگان سایت شما می خواهند با یک تفر در بخش خدمات مشتری شما حرف بزنند و بعد خرید کنند. از امکانات پشتیبانی زنده (Live Agent) در سایت خود استفاده کنید.

 

درس دهم

برای بدست آوردن پول، باید پول خرج کنید. شما باید در موارد زیر با دست باز سرمایه گذاری کنید :

- رایانه

- دسترسی به اینترنت

- نرم افزار

- ثبت دامنه

- میزبانی سایت

- آموزش شامل کتاب، سی دی و غیره

- تبلیغات    


 
comment نظرات ()

 
7عادت مردمان موثر
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۳
 

 


7عادت مردمان موثر
محمود کریمی karimi@iiits.org 
سیده نونا میرخانیmirkhani@iiits.org

چکیده 
TRIZ به معنای تئوری حل مسئله به روش ابداعی است. گنریش آلتشولر برای اولین بار در سال 1946 این تئوری را با طرح این نظریه که قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. مورد بررسی قرار داد. با مجهزشدن به قوانین و الگو توسعه سیستم های این تکنیک، مردم می آموزند که چگونه می توان دست به خلاقیت و نوآوری زد، فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و در مسیر آن گام برداشت.

کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی، یکی از مطرح ترین کتابهای منتشرشده در زمینه مدیریت و روان شناسی انسانهاست که نویسنده در آن به هفت عادت مردمان موثر اشاره کرده است که دارای یک سیر تحولی از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی، همکاری و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهایت دوباره سازی و یکپارچه کردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.

در این نوشته، سعی شده است برخی اصول و مفاهیم تئوری حل مسئله به روش ابداعی با هفت عادت ذکر شده در کتاب هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گیرد.

مقدمه
تئوری حل مسئله به روش ابداعی (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتی به همین معنا در زبان روسی است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنریش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همکارانش در شوروی سابق آغاز شد و در حال حاضر نیز در بسیاری از نقاط دنیا در حال فراگیری، به کارگیری و توسعه است.

پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با این نظریه شروع شد: قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. اگر این قوانین به درستی شناسایی، دسته بندی و کدگذاری شوند، می توانند به مردم بیاموزند که چگونه می توان فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و هرچه بیشتر در مسیر آن گام برداشت. این تحقیقات در مقاطع و سطوح مختلفی طی 50 سال صورت پذیرفت. بیش از دو میلیون سند اختراع(PATENT) بررسی و طبقه بندی شد و سپس به منظور تحلیل آنها و شناسایی قوانین نوآوری و سطح بندی مسایل و اختراعات، مورد مطالعه قرار گرفت. سه نتیجه اصلی این پژوهشها، به قرار زیراست:

1 - مسایل و راه حلهای آنها، در صنایع و علوم مختلف تکرار می شوند؛
2 - الگوهای تکامل فنی، در صنایع و علوم گوناگون تکرارپذیرند؛
3 - نوآوریها و اختراعات انجام شده در یک حوزه علمی، بر دیگر عرصه ها و زمینه های دانش تاثیر می گذارند.
در به کارگیری این تئوری، هرسه یافته برای ایجاد و توسعه یک محصول، خدمت یا سیستم به کار گرفته می شوند.
شرکتهای بزرگ و کوچک بسیاری از TRIZ استفاده می کنند. این شرکتها، این تئوری را در سطوح مختلفی مانند حل مسایل واقعی، مشکلات روزمره و عملیاتی و پیش بینی و تصمیم گیری درباره جهت گیریهای آینده فناوری به کار می گیرند. این تئوری در شرکتهایی چون فورد، زیراکس، هوندا، موتورولا، زیمنس، فیلیپس، ال جی، سامسونگ، میتسوبیشی، کداک، فوجی فیلم، سونی و صدها کمپانی دیگر، در حال اجراست.
باتوجه به نوپابودن این تئوری در ایران، مقاله زیر به منظور آشنایی با گستره آن از طریق موضوعی آشناتر انتخاب شده است. در این نوشته، برخی از اصول و مفاهیم TRIZ با کتاب مدیریتی هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته است.

.39*موسوم به ماتریس تضادها است. TRIZ برای مسایل مدیریتی نیز 31 پارامتر و 40 استراتژی خلاق را معرفی می کند و برای حل مسایل مدیریتی از ماتریس 31F،31موسوم به ماتریس(WIN-WIN) برنده - برنده بهره می گیرد. 

سیر تحول 7 عادت 
کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی یکی از کتابهای بدون تاریخ مصرف و همیشه قــــابل استفاده در زمینه روان شناسی انسانها است. در فاصله کوتاهی پس از انتشار اولین چاپ این کتاب در سال 1989، میلونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. به منظور مطابقت دادن مفاهیمTRIZ با آنچه در این کتاب ارزشمند آمده است، آن را مــورد مطالعه و بازخوانی قرار داده ایم.

اغلب TRIZیک رویکرد بسیار فنی برای حل مسایل به نظر می آید و به همین دلیل نیز در قیاس با روابط ملموس انسانی، موثر تصور می شود. 
اگرچه حقیقت این است که مطابقت ها و مشترکات بسیاری بین رویکردهای تشریح شده هفت عادت وTRIZ وجود دارد. در زیر، برخی از اشتراکات این دو را مورد بررسی قرار می دهد.

هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از کتاب استفان کاوی، به قرار زیرند:
عامل بودن؛
شروع از پایان درذهن؛
نخست به اولین ها پرداختن؛
برنده - برنده اندیشیدن؛
اول فهمیدن و سپس فهماندن؛
هم افزایی (سینرژی)؛
اره تیزکردن (پیشرفت مستمر و فرایندهای پیشرفت).
در این کتاب، هفت عادت یک سیر تحولی را از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی/ همکاری / ارتباطات (سه عادت بعد) به دوباره سازی همه عادات (عادت هفت) طی می کنند.
در زیر، هریک از این عادتها را مبتنی بر ارتباطشان با این تئوری بررسی می کنیم.
1 - عامل بودن: نخستین عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترین ایده پنهان پشت این عادت این است که در یک شرایط مشخص، چه آن را خوشایند فرض کنیم چه ناخوشایند و طردشده در نظرش بگیریم، ما اجازه انتخاب داریم که چطور با موضوع برخورد کرده و به آن بپردازیم. اگر کسی در خیابان یک بزرگراه به یکباره جلو ما بپیچد، احساس عصبانیت نسبت به شخص خاطی در ما برانگیخته می شود. اما توجه داشته باشیم که این واکنش، خود یک انتخاب است. به استناد کتاب، واکنش بسیار موثرتر، گزینش واکنــش مخالف و بروز عکس العملی برخلاف عادت یا احساس طبیعی است. بااین رویکرد ما می توانیم نسبت به هرچیز منفی، محرکی مثبت نشان دهیم و زندگی شادتر و پرثمرتری داشته باشیم.

صرف کردن انرژی برای عصبانیت، اگر توان غلبه برشرایط و نفوذ بر جایگاه غالب را نداشته باشیم، حرکتی پوچ و بیهـوده است. حلقه های نگرانی و حلقه های نفوذ یکی از تصویرهای مفید است (شکل 1). 



درون حلقه نفوذ، چیزهایی است که ما توانایی تغییر آنها را داریم. درون حلقه نگرانی چیزهایی است که باید نگرانشان باشیم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداریم، مثل آن راننده ای که راه ما را می بندد. عامل بـــودن، می گوید که وقتمان را در حلقه نگرانیها تلف نکنیم و به جای آن حلقه نفوذمان را بشناسیم و آن را توسعه بدهیم.

اصل شماره 22 TRIZ، تبدیل ضرر به سود، در‌برگیرنده مفهوم عادت عامل بودن است. همچنین مفهوم توفیق اجباری و استفاده از منابع را نیز می توانیم برای این عادت عنوان کنیم.

اصل 22. تبدیل ضرر به سود: 1 - احراز یک اثر مثبت با به کارگیری اثر زیان بار یا عامل زیان بار محیطی؛
2 - از میان برداشتن یک عامل زیانبار توسط عامل زیان بار دیگر؛ 3 - خروج از حالت ضرر باافزایش درجه زیان باری.
2 - شروع از پایان، در ذهن: عادت دوم ما را تمرین می دهد تا پیش بینی کنیم که آینده موضوع موردنظرمان چگونه خواهد بود و یادآور این ضرب المثل قدیمی است که اگر نمی دانید کجا می خواهید بروید، همه راهها شما را به مقصد می رساند«. شروع ذهنی از پایان می گوید که آنچه می خواهید بدان برسید را تجسم کنید. ایده ادوارد دوبونو و آنچه که درTRIZ آن را با عنوانIFR (نتیجه نهایی ایده ال) می شناسیم نیز از آنجا که با حرکت به سوی عقب از آینده تا به امروز ما را به مقصد راهنمایی می کند، بسیار به این عادت شباهت دارد. چیزی که با کمک نتیجه نهایی ایده ال به آن معنا می بخشیم با تمام مزایا و ویژگیها، مثبت و بدون هرگونه عیب یا ضرری همان چیزی است که استفان کاوی در تشریح عادت دوم در کتاب خود بیان داشته است.

تعریف IFR (نتیجه نهایی ایده آل): برای انجام یک کارکرد خاص، سیستم های متفاوتی وجود دارد ولی از میان تمام سیستم هایی که کارکرد مورد نظر را انجام می دهند، سیستمی بهتر است که به کمترین منابع برای ساخت، عملیات و نگهداری نیاز داشته باشد.

سیستم ایده آل سیستمی است که هیچ گونه وجود فیزیکی نداشته باشد اما کارکرد اصلی خود را انجام دهد.
3 - نخست به اولین ها پرداختن: عادت سوم به طور مشخص به روشها و راههای رسیدن به تجسم تعریف شده در عادت دوم پرداخته است. به این ترتیب که به سمت عمل کردن گام بر می داریم. در نگاه اول، این عادت با تئوری حل مسئله به روش ابداعی ارتباط قوی ندارد اما ماتریس معروف اهمیت - اضطرار که در کتاب کاوی تشریح شده است، بسیار به TRIZ نزدیک است. ایده اصلی این عادت، پرداختن و تمرکز بر موارد مهم و خصوصاً موارد غیراضطراری است. 

TRIZهنگامی که به حرکتها و جابه جائیهای غیرقابل شمارش در مسیر رسیدن به نتیجه نهایی ایده ال می پردازد، بسیار قوی می نماید. به عبارت دیگر این تئوری به ما در تشخیص و تمیز دادن بین نسبتاً خوبها و خوبها و تشخیص مهم اما غیراضطراری کمک می کند.

برخی از روشهای رسیــــدن به بهترین راه حل در این تئوری، مانند افـزایش درجه ایده الی، رفع تضادها، استفاده از منابع موجود بدون افزودن منبع جدید، به ما کمک می کنند تا تشخیص دهیم کدام راه حل قوی تر و ثمربخش تر از بقیه است.

4 - برنده - برنده اندیشیدن: از منظر یک عادت فردی مرتبط با دیگران، عادت برنده - برنده اندیشیدن بسیار بهTRIZ نزدیک است. 
مردمان موثر، تفکر برنده - برنده دارند؛ همان طور که این تئوری به ما کمک می کند تا به وسیله روشهای نظام یافته به راه حل برنده - برنده دست یابیم. دو چیزی که بسیار به یکدیگر نزدیک و متصل هستند.
به عنوان مثال، مذاکره بین دو نماینده از دو سازمان را تصور کنید. تصور مرسوم آن است که دو فرد مقابل هم و در دوســـــــوی میز می نشینند و به گفت وگو می پردازند. این در حالی است که در یک مذاکره با منطق بـــــرنده - برنده، هردو طرف به یک سمت میز می آیند و با نشستن در کنار هم، فارغ از دغدغه اینکه صرفاً هریک چه منافعی از دیگری عایدش خواهد شد، به افق گسترده دنیای امکان پذیرها و منــــافع ناشی از همراهی یکدیگر می اندیشند.

5 - اول فهمیدن و سپس فهماندن : SCREEN) یا اپراتور سیستمی قابل ادراک است.

عادت پنجم می گوید که پیش از توجه به دیدگاه خودمان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگریم.

اصل 13 . معکوس کردن : 1 - به جای اقدام مستقیمی که مسئله دیکته می کند، اقدام عکس آن را انجام دهید؛
2 - قسمت مورد نظر شیء را متحرک سازید؛ محیط خارجی شیء متحرک را تغییر دهید و بخش متحرک را ثابت و بخش ثابت را متحرک کنید؛ 3 - شیء را وارونه کنید.
6 - هم افزایی: عادت هم افزایی، علاقه مندی به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهای هریک از اجزای تشکیل دهنده آن است. متاسفانه امروزه هم افزایی به یک واژه کلیشه ای تبدیل شده است.
ایده دستیابی به منابعی که پیش از این به آن دست یافته نشده است، زمانی که ما دو گروه متفاوت را در کنار هم قرار می دهیم خوشبختانه هنوز یک روش موثر و کارآمد در دستیابی به راه حلهای قدرتمند است. ارتباط اصلی این عادت با TRIZ استفاده از اصول 5و6 آن است.
در کتاب استفان کاوی، عادت ششم به کارگیری توام پنج عادت پیشین است. بنابراین، این عادت به تنهایی شامل تمام اجزای آنها نیز می شود. از دیدگاه این تئوری، این عادت نمایانگر اهمیت ادغام کردن سیستم ها براساس اصلهای 5 و 6 TRIZ وقانون حرکت از یک سیستم تکی، به دوتایی و چندتایی به منظور دستیابی به راه حلهای موثر و مفیدتر است.
اصل 5 . یکپارچه کردن: 1 - اجسام مشابه یا اجسامی راکه برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شده اند، به صورت مکانی با هم ترکیب کنید؛
2 - عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب سازید. اصل 6 . جامعیت یا عمومیت دادن: به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم می تواند عملکردهای چندگانه ای داشته باشد.
قانون حرکت از یک سیستم تکی به دوتایی و چندتایی: یک سیستم فنی در طول عمر خود، برای کسب خواص مثبت بیشتر با یک سیستم فنی دیگر و یا چندسیستم فنی دیگر ترکیب شده و سیستم جدیدی ایجاد می گردد و سپس در مرحله مشخصی از رشد، سیستم فنی بزرگ شده به یک سیستم فنی فشرده با حفظ تمام خواص مثبت کسب شده قبلی، تبدیل می گردد

7 - اره تیزکردن: عادت اره تیزکنی، به مـــــا می گوید که در مقایسه سفر با مقصد، اهمیت سفرکردن را بدانیم. مردمان موثر براساس این عادت، مردمانی هستند که به طور مداوم بازنگری و نوسازی آنچه را انجام می دهند و روش آن را مدنظر قرار می دهند. پیوند اصلی این عادت باTRIZ طبیعت چرخه ای فرایند حل مسئله است. به عنوان مثال، ایده زنجیره تضاد بیانگر ظهور مداوم تضادها و راه حلهای برطرف کردن آنها به عنوان ابزار اولیه پیشرفت سیستم است. عادت اره تیزکردن در مقایسه با TRIZ همانند استفاده از ایده زنجیره تضادها در فرایند حل مسئله است. 



به کارگیری همه عادتها
اگر تئوری روش ابداعی حل مسئله را عصاره بهترین روشها فرض کنیم، در این صورت تمام مزایای هفت عادت نیز باید در آن موجود باشد، یا آنکه باید در این فلسفه یا متد، یکجا جمع شده باشد. به عبارت دیگر، همه آنچه در هفت عادت مردمان موثر شرح داده شده است. ما به ازایی این تئوری دارد. برای جمع بندی بحث، در جدول شماره یک به مطابقت هفت عادت وTRIZ پرداخته شده است: 

نتیجه گیری
آن چنــــان که از مطالب بالا برمی آید، می توان هریک از هفت عادت ذکر شده را به طور معادل بااستفاده از یک و یا چنداصل و یا قانون مطرح شده توسطTRIZ تعریف کرده و آنها را در حل مسایل و پیش بینی آینده به کار گرفت. به عبارت دیگر، هرآنچه که از آن به عنوان عادات مردمان موثر یاد شده است، معادلی در ایــــــن تئوری دارد که این خود می تواند گواهی بر جامعیت این فلسفه و متدولوژی و توانائیهای گسترده آن در سطوح و زمینه های مختلف باشد. 

منابع و ماخذ
1 - خبرنامه شرکت CREAX ، اکتبر 2001؛
2 - جزوه آموزشی کارگاه سطح یک TRIZ، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1382؛
3 - کتاب الگوریتم نوآوری، ترجمه و تالیف دکتر محمد حسین سلیمی، مهندس حسین ایران منش، مهندس حمیدرضا شهابی حقیقی، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1381؛
4 - WWW.TRIZ-JOURNAL.COM.
5 - D.MANN, S.DEWOLF, TRIZ COMPANION, CREAX PUBLISHING, 2002.
محمود کریمی : کارشناس ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه علم و صنعت ایران سیده نونا میرخانی: کارشناس مهندسی صنایع از دانشگاه الزهرا


 


 
comment نظرات ()

 
بیانات مقام معظم رهبری در هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٢
 

+ بیانات مقام معظم رهبری در هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد

سلامبیانات در مراسم تنفیذ حکم آقای احمدى‏نژاد‏ سال 84

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

مراسم تنفیذ حکم آقای احمدى‏نژاد‏ سال 84

امروز به فضل و توفیق الهى، براى ملت ایران روز مبارکى است. رحمت پروردگار، پاداش شایسته‏ى مجاهدت ملت ایران بود. ملت عزیز ما، این نوبت هم مثل دفعات گذشته، در وقتِ لازم و در لحظه‏ى نیاز، حضور خود را قدرتمندانه نشان دادند. بنده به عنوان خدمتگزار ملت، وظیفه‏ى خود مى‏دانم بار دیگر از آحاد این ملت عزیز و بزرگ صمیمانه تشکر کنم و از خداوند متعال و الطاف کریمانه‏ى او به‏خاطر توفیقى که به ملت ما داد، سپاسگزارى کنم و جبهه‏ى سپاس بر درگاه پروردگار بسایم.

نعمت بزرگ حضور مردم، هدیه‏ى انقلاب به ماست. قرنهاى متمادى در کشور ما سپرى شد؛ حکومت‏هایى آمدند و رفتند، بدون این‏که مردم کوچکترین نقشى در تعیین این دولتها و گزینش آنها داشته باشند. انقلاب میدان را براى مردم ما باز کرد. مردم‏سالارى در کشور ما، یک مردم‏سالارىِ حقیقىِ متکى به ایمان است. مردم از روى احساس وظیفه‏ى دینى است که در عرصه‏ى انتخابات وارد مى‏شوند و طبق تشخیصِ خود گزینش مى‏کنند و رأى خود را به صندوق مى‏اندازند.

انتخابات نهم هم مثل انتخابات‏هاى قبل، بحمداللَّه پُرشور و سالم و افتخارآمیز برگزار شد. البته دشمنان ملت ما - که باید گفت دشمنان اسلام - حاضر نیستند به وجود این مردم‏سالارىِ سالم اعتراف کنند. هرچه توانستند، تلاش کردند شاید انتخابات را بى‏رونق کنند. تبلیغاتچى‏هاى وابسته‏ى به مراکز قدرت، از مدتها پیش از انتخابات، با لحن‏هاى گوناگون، فضا را از هیاهوى مخالفت با انتخابات پُر کردند؛ سعى مى‏کردند مردم را ناامید کنند؛ مردم را از حضور در این میدان شرف و افتخار منصرف کنند. آخرینِ آنها حرکت گستاخانه و البته ابلهانه‏ى رئیس‏جمهور امریکا بود که روز قبل از انتخابات به مردم ما صریحاً توصیه کرد که در انتخابات شرکت نکنند! ملت ما استقلال خود، هوشمندى خود، شجاعت خود، دلسوزى و پایبندى خود به منافع ملى را در این نوبت هم مثل نوبت‏هاى دیگر نشان داد.

رئیس جمهور محترم ما امروز سخنان خوبى بیان کردند. تکیه‏ى بر عدالت، اساسى‏ترین و محورى‏ترین اصلِ یک حرکت الهى است؛ ادامه‏ى کار همه‏ى انبیا و مصلحان بزرگ تاریخ است

حقاً و انصافاً در مقابل هوشیارى و وقت‏شناسىِ این ملت، انسان احساس تواضع و خضوع مى‏کند. این ملت، ملت شجاع و بیدار و با ایمان و پُرانگیزه‏یى است؛ بگذارید دشمنان این ملت هر چه مى‏خواهند، بگویند. این ملت راه خود را پیدا کرده است و با همت والا در این راه به پیش مى‏رود. سردمداران استکبار جهانى بعد از انتخابات هم از تخریب وجهه‏ى انتخابات ایران دست برنداشتند. یک مسؤول امریکایى گفت ما دمکراسى ایران را قبول نداریم! این‏گونه صدور تصمیم درباره‏ى ملتها، خوى استکبارىِ ناپسند و پلیدى است که متأسفانه امروز شیطان بزرگ به آن گرفتار است. ملت ایران هم دمکراسى آنها را قبول ندارد. دمکراسى‏یى که پول سرمایه‏داران صهیونیست حرف اول را در آن مى‏زند، چه افتخارى مى‏تواند داشته باشد و چه چیزى را مى‏تواند به مردم دنیا تعلیم دهد؟ دمکراسى حقیقى، مردم‏سالارىِ برخاسته‏ى از دین و ایمان است. انگیزه‏ى مردم، برخاسته‏ى از دین، از احساس مسؤولیت و از احساس تکلیف ملى و دینى است؛ لذا وارد میدان مى‏شوند و در میان نامزدهاى مختلف، گزینه‏ى خودشان را انتخاب مى‏کنند. رئیس‏جمهورى که با چنین آرائى سر کار مى‏آید، وامدار هیچ کس جز خدا و مردم نیست؛ این معناى مردم‏سالارى است. ملت عزیز ما این نعمت الهى را قدر بدانند؛ بر آن پاى بفشارند و تأثیر و حضور خودشان را در میدان‏هاى گوناگونِ تعیین سیاست‏هاى کشور و گزینش مدیران عالى‏رتبه همچنان حفظ کنند.

رئیس جمهور محترم ما امروز سخنان خوبى بیان کردند. تکیه‏ى بر عدالت، اساسى‏ترین و محورى‏ترین اصلِ یک حرکت الهى است؛ ادامه‏ى کار همه‏ى انبیا و مصلحان بزرگ تاریخ است. البته عدالت دشمنانى دارد. همه‏ى کسانى که نانشان در بى‏عدالتى است، با عدالت دشمن‏اند. همه‏ى کسانى که با قلدرى و زورگویى - چه در صحنه‏ى ملى، چه در صحنه‏ى بین‏المللى - تغذیه مى‏شوند، با عدالت مخالفند. عدالت، شعار اصلى و هدف بزرگ انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى بوده و هست.

بعضى مى‏خواهند با عنوان تندروى، عدالت را متهم و محکوم کنند. عدالت، تندروى نیست؛ حق‏گرایى است؛ توجه به حقوق آحاد مردم است؛ جلوگیرى از ویژه‏خوارى است؛ جلوگیرى از تجاوز و تعدى به حقوق مظلومان است. در یک کشور کسان زیادى پیدا مى‏شوند که اگر دستگاه مسؤولِ قانونى به مدد آنها نشتابد، در امواج درگیرى‏هاى گوناگون لگدمال مى‏شوند. وظیفه‏ى دولتِ عدالتمدار، توجه ویژه به قشر محرومین است. عدالت را نباید تندروى و مخالفت با شیوه‏هاى علمى دانست. با استفاده از همه‏ى شیوه‏هاى عالمانه و با تدبیر مى‏توان عدالت را در جامعه مستقر کرد.

اهدافى که مطرح شده است، اهداف والایى است. این اهداف با حرکت مستمر، با کار و تلاش مداوم، با به‏کارگیرى همه‏ى نیروهاى مستعد و بانشاطى که در کشور ما بحمداللَّه فراوان هستند، امکان‏پذیر است. البته نباید شتابزدگى کرد. من، هم به رئیس جمهور محترم عرض مى‏کنم که از شتابزدگى اجتناب شود، آرمانها با جدیت تعقیب شود، اما هیچ‏گونه شتابزدگى به‏وجود نیاید؛ هم به مردم عزیزمان توصیه مى‏کنم که در درخواست‏ها شتابزدگى را اعمال نکنند. دولت محترم و خدمتگزار با برنامه‏ریزى صحیح، به همان کیفیتى که در سند چشم‏انداز بیست ساله تصویب شده و سیاست‏هایى که اعلام شده است - که جهت این سیاست‏ها هم عدالت، رفاه عمومى و توسعه‏ى علمى و فنى و همه‏جانبه و عدالت‏محور است - در این جهت حرکت کند. دستیابى به این اهداف والا، دور از دسترس نیست. با تلاش، با توکل به خدا، با تکیه‏ى به مردم، با استفاده از نیروهاى بانشاطى که در جامعه‏ى جوان ما بحمداللَّه فراوانند، مى‏توان به این هدفها دست یافت.

نعمت بزرگ حضور مردم، هدیه‏ى انقلاب به ماست

استفاده‏ى از شیوه‏هاى علمى، کار لازمى است. البته علم نباید اشتباه بشود با نسخه‏هاى وارداتى که اغلب آنها منسوخ است؛ چه در زمینه‏ى اقتصاد، چه در زمینه‏ى مسائل فرهنگى، چه در زمینه‏هاى گوناگون. بعضى‏ها دوست دارند امروز ما نسخه‏هاى منسوخ و از دور خارج شده‏ى غربى‏ها را بار دیگر در این‏جا براى خودمان دستورالعمل علاج به حساب بیاوریم. نه، شیوه‏هاى پیشرفته، شیوه‏هاى نو و با تکیه‏ى به فهم و درک و نیاز ایرانى، استفاده‏ى از علم و توجه به نیاز داخل و اقتضائات کشور مى‏تواند راه درست را به ما نشان دهد و ما را پیش ببرد. ما در زمینه‏ى علم باید حرکت خود را جدى کنیم؛ در پیوند علم و صنعت و فناورى کار کنیم؛ در پیدا کردن شیوه‏هاى توزیع عادلانه‏ى امکانات تلاش و فکر کنیم؛ بهترین و آسان‏ترین و عملى‏ترین شیوه‏ها را انتخاب کنیم و به‏طور جدى وارد شویم.

انتظار مردم از دولت و رئیس‏جمهور منتخب این است که تلاش و جدیت کنند. تصور بنده - با شناختى که در طول این مدت از احساسات مردم دارم - این است که مردم مایلند تلاش و کار و قاطعیت و جدیت را در عمل مسؤولان مشاهده کنند.

گاهى نتیجه‏یى دیر به دست مى‏آید. بعضى از اهداف، کارِ یک سال و دو سال نیست؛ تلاش مستمرى لازم دارد. همین قدر که مردم ببینند مسؤول عالى کشور و دیگر مسؤولان دارند کار و تلاش مى‏کنند، خشنود و راضى مى‏شوند. مردم از ما کار لازم دارند؛ خدمت مى‏طلبند و توقع دارند؛ و حق به جانب آنهاست.

در زمینه‏ى سیاست بین‏الملل، همچنان که دولتهاى قبلى اعلام کردند و بعداً هم همین‏طور خواهد بود، ملت ایران یک ملت صلح‏طلب است. ملت ایران سرِ ستیزه‏گرى با هیچ ملتى را ندارد. شما ببینید در تاریخ جمهورى اسلامى و حتّى در تاریخ گذشته‏ى ملت ایران، همیشه جنگهایى که اتفاق افتاده است، ملت ایران در موضع دفاع از مرز خود، از حقوق خود و از استقلال خود بوده. ما به هیچ کشور و هیچ ملتى تعرض نکرده‏ایم؛ ما از حقوقِ خود قدرتمندانه دفاع کرده‏ایم و باز هم دفاع مى‏کنیم. این را همه‏ى قدرتمداران و مستکبران عالم - بخصوص شیطان بزرگ، امریکا - بدانند؛ ملت ایران به هیچ قدرتى باج نخواهد داد. مسؤولان کشور حق ندارند از حقوق ملت صرف‏نظر کنند. ما چنین حقى نداریم. جایگاه ما، جایگاه دفاع از حقوق ملت است؛ بنابراین از حقوق سیاسى و اقتصادى‏شان باید دفاع کنیم؛ جایگاه شایسته‏ى آنها را بایستى در دنیاى امروز و در روابط بین‏الملل حفظ کنیم. بحمداللَّه نظام جمهورى اسلامى نشان داده است که این کارایى را دارد. ملت ما امروز، هم در صحنه‏ى بین‏المللى و در صحنه‏ى جهانى، و هم در منطقه جایگاه ممتاز و شایسته‏یى دارد و این را روزبه‏روز بیشتر خواهد کرد.

ما به همسایگانِ خود احترام مى‏گذاریم و طرفدار ارتباطات برادرانه و صمیمانه‏ى با کشورهاى همسایه و همچنین با کشورهاى برادر و مسلمان و کشورهاى دوست در این منطقه و مناطق دیگر هستیم. ملت ایران قدرت و اقتدار و توانایى خود را در راه تضعیف ملتها و کشورهاى دیگر به کار نخواهد برد؛ در راه حفظ منافع خود به کار خواهد برد و به فضل و توفیق الهى در این زمینه قدرتمندانه عمل خواهد کرد.

من به رئیس جمهور محترم برادرانه توصیه مى‏کنم؛ در همه‏ى حالات، همین احساسى را که امروز بیان کردید - احساس خدمتگزارى به مردم - براى خودتان حفظ کنید. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است. شاید هیچ عبادتى بالاتر از عبادتِ مسؤولى نیست که به خاطر تلاش و خدمت به مردم، از راحت و آسایش و امنیتِ خود صرف‏نظر مى‏کند. این روحیه‏ى خدمتگزارى، خاکسارى، تواضع در مقابل مردم و شناخت عظمت مردم را براى خودتان حفظ کنید، که این نعمت بزرگى است. از خداى متعال لحظه‏یى غافل نشوید. این توفیقات به فضل و لطف الهى به ما داده مى‏شود. باید خود را قابل رحمت و تفضلاتِ روزافزون الهى کنیم. با یاد خدا و با توکل به خدا و با اخلاص در عمل، باید بتوانیم جلب رحمت الهى بکنیم. اگر جلب رحمت الهى شد، همه‏ى مشکلات آسان مى‏شود و موانع از سر راه برخواهد خاست. اگر صادقانه در راه خدا کار کنیم، خداى متعال به ما کمک خواهد کرد. اگر هدفِ قدرت، منافع مادى شد، قدرت، بزرگترین وزر و وبال براى انسان خواهد بود. کسانى که قدرت و منصب و مقام را براى بهره‏مندى‏هاى خود، پُر کردن کیسه‏هاى خود و دنیاى خود مى‏طلبند، آن‏جایى که منافع آنان با منافع مردم اصطکاک پیدا مى‏کند، نمى‏توانند به نفع مردم کار کنند. قدرت به خودى خود نه نعمت است، نه نقمت؛ اگر براى خدا و براى خدمت شد، نعمت است؛ اگر براى دستاوردهاى مادى و ارضاى هوس‏هاى انسانى شد، مى‏شود نقمت.

من به رئیس جمهور محترم برادرانه توصیه مى‏کنم؛ در همه‏ى حالات، همین احساسى را که امروز بیان کردید - احساس خدمتگزارى به مردم - براى خودتان حفظ کنید. قدرت اگر با هدفِ خدمت به مردم باشد، عبادت است

امیرالمؤمنین (علیه‏الصّلاةوالسّلام) به ابن‏عباس فرمود: ارزش ذاتى حکومت براى من از این کفش وصله‏خورده کمتر است - «الّا ان اقیم حقاً» - مگر این‏که حقى را اقامه کنم؛ آن وقت قدرت ارزش پیدا مى‏کند. امیرالمؤمنین با معارضانِ همین قدرت به جنگ برمى‏خیزد. قدرتى که براى عدالت و حقیقت است، ارزشمند است؛ این نعمت خداست؛ منتها شیطان باید ما را دچار تسویل نفسانى نکند. نباید اهواء و هوس‏هاى خودمان را به اشتباه جاى آرمانها بگذاریم و خود را توجیه کنیم. به انتقادها و عیوبى که براى ما مى‏شمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح کنیم تا وقتى‏که با خداى متعال ملاقات مى‏کنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم - ما که از تقصیر و قصور خالى نیستیم - بگوییم پروردگارا! ما تلاش و مجاهدت کردیم و آنچه از دست ما برآمد، انجام دادیم؛ نتیجه این شد. اگر نیت خالص شود، این ممکن خواهد شد. اگر نیت خالص نشود، دشوار است که انسان جواب مظالم فراوانى را که در یک جامعه اتفاق مى‏افتد و مسؤولان بالاى کشور - خود بنده و دیگر مسؤولان - خواه و ناخواه در مسؤولیت آنها شرکت و دخالت دارند، بتواند بدهد. انسان نمى‏تواند پیش خداوند متعال خود را از آنها تبرئه کند.

بنده لازم مى‏دانم از رئیس جمهور قبلى‏مان - جناب آقاى خاتمىِ عزیزمان - و همکاران ایشان صمیمانه تشکر کنم. در این هشت سال جناب آقاى خاتمى و همکارانشان تلاش باارزشى انجام دادند و خدماتى را تقدیم کردند. همه‏ى دولتهاى قبلى هم تلاش کردند. امروز کشور ما آمادگى‏هاى زیادى دارد؛ ظرفیت‏هاى فراوانى پیدا کرده؛ این ظرفیت‏ها را مى‏توان به چندین برابر افزایش داد و از آنها به نفع مردم و به نفع رفع فقر و محرومیت استفاده کرد. کار و تلاش، مقابله‏ى با فساد، منقطع نشدنِ خدمت و تلاش دایمى، رازى است که همه‏ى اینها را ان‏شاءاللَّه براى ما تأمین خواهد کرد.

پروردگارا! توفیقات خودت را بر رئیس‏جمهور محترم و مسؤولانى که اداره‏ى دولت را بر عهده خواهند گرفت، نازل بفرما. پروردگارا! ملت ایران را در همه‏ى میدان‏ها پیروز کن. پروردگارا! آنچه گفتیم، آنچه کردیم و آنچه در نیت ماست، همه‏ى آنها را براى خودت و در راه خودت قرار بده. پروردگارا! روح مطهر امام عزیز ما را - که سلسله‏جنبان این حرکت عظیم، آن روح بزرگ بود - با پیغمبران و اولیاى خودت محشور بفرما. پروردگارا! شهداى عزیز ما را با شهداى صدر اسلام محشور بفرما و به خانواده‏هاى آنها اجر شایسته کرامت فرما.

والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‏

منبع:  پایگاه اطلاع رسانی دفتر  حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای

تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور


 
comment نظرات ()

 
میلاد حضرت علی اکبر(ع) و روز جــــــوان خجسته باد.
نویسنده : محمدرضا - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۱
 

 

حضرت علی اکبر(ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان، سال 43 قمری در مدینه منوره دیده به جهان گشود.

پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب(ع) و مادر محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است. مادر لیلی، میمونه دختر ابی سفیان و از طایفه بنی امیه می باشد.

بدین لحاظ، حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف و مهم عرب پیوند پیدا کرده است.

از جانب پدر به طایفه خوش نام و شریف بنی هاشم و به بزرگانی چون پیامبراسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) و امام حسین(ع) و از جانب مادر به دو طایفه بنی امیه و ثقیف و افرادی چون عروه بن مسعود ثقفی، ابی سفیان، معاویه بن ابی سفیان و ام حبیبه همسر رسول خدا(ص) ارتباط فامیلی و خویشاوندی پیدا نمود. به همین جهت وی مورد احترام و اطمینان کامل طوایف مزبور و اهالی مدینه بود. ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت: به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کی است؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست. بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع) است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثقیف تبلور یافته است.

درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از جهت سیرت و خلق و خوی و صباحت رخسار، شبیه ترین مردم به پیامبراکرم(ص) بود و شجاعت و رزمندگی را از جدش علی بن ابی طالب(ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت در عصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده به جهان گشود. این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود.

بنابراین، وی در مکتب جدش امام علی بن ابی طالب(ع) و در دامن مهرانگیز پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفه تربیت و رشد و کمال یافت.

امام حسین(ع) در تربیت وی و آموزش قرآن و معارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله دشمنانشان را برانگیخت.

به هر روی، علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام حسین(ع) بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد.

گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی امیه و ثقیف نکرد، بلکه هاشمی بودن و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزی چنین سرود:

أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن و بیت الله اَولی بِالنبیّ

أضرِبکُم بِالسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَلا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است: السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیلٍ مِن نَسل خَیْر سلیل.

علی اکبر(ع) در نبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر بن سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجام مرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.

امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود: عَلَی الدّنیا بعدک العفا.

در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.

اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. ولی روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شد که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچکتر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود: کان لی اخ یقال له علیّ، اکبر منّی قتله الناس …

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با یک روز اختلاف
روز جوان در ایران با روز جهانی جوان همزمان شد

امروز 12 اگوست مصادف با روز جهانی جوان است و این در حالی است که فردا در ایران و همزمان با 11 شعبان روز تولد حضرت علی اکبر (ع) به عنوان روز جوان نام گرفته است.

روز جهانی جوان با روز جوان در ایران با یک روز اختلاف تقریبا همزمان شده است.

 

به گزارش باشگاه جوانی برنا، امروز 12 اگوست مصادف با روز جهانی جوان است، این در حالی است که فردا در ایران و همزمان با 11 شعبان روز تولد حضرت علی اکبر (ع) به عنوان روز جوان نام گرفته است.

 

روز جهانی جوان به ابتکار سازمان ملل متحد نام گذاری شده و شعار این روز "جوانان و تغیرات آب و هوائی، زمان عمل فرا رسیده است"، می باشد.

 

در ایران شعار روز جوان "یک سبد گفتگوی دوستانه، هدیه به فرزندانمان" نام گرفته که مسئولان سازمان ملی جوانان دلیل این نامگذاری را افزایش عاطفه و پیوند خانواده ها و فرزندان عنوان کرده اند.

 

سازمان ملل متحد نیز دلیل نامگذاری روز جهانی جوان را خطر تغیرات آب و هوائی و پیامد های نگران کننده آن اعلام کرده است. این ارگان بین المللی از جوانان جهان خواسته به این منظور وارد عمل شوند.

 

همزمانی 12 آگوست روز بین المللی جوان با روز جوان در ایران به این لحاظ حائز اهمیت است که میلاد حضرت علی اکبر (ع) هر ساله بر حسب سال قمری با یک روز مشخص همزمان نیست اما امسال تقارن 11 شعبان و 12 آگوست همزمانی روز جوان در جهان و ایران را به همراه داشته است.

 


 
comment نظرات ()

 
مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
 

مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)

گروه سایتهای پرشین بلاگ ، فرارسیدن مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص) را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.

 

باسمه تعالی

 

بعثت پیامبر (صلّی الله و علیه و آله و سلّم)

 

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد."

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

 

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

 

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

 

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."

همچنین می‌فرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

بعد از این دو بزرگوار می‌توان به ابوذر غفاری که جزو اولین مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.

 

بعد از بعثت

پس از بعثت رسول خدا، جبرئیل از آسمان فرود آمد، آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و رکوع و سجود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. همچنین سایر احکام و مسائل شرعی نیز توسط جبرئیل بتدریج بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می‌شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این احکام را به نخستین مسلمانان آموزش داده و آنها هم این اعمال را انجام می‌دادند. به عنوان مثال در مورد نماز باید گفت که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که اولین نمازگزاران بودند پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جماعت ایستاده و نماز را اقامه می‌کردند. گفته می‌شود آنها نماز ظهر را در کنار کعبه می‌خواندند ولی در مواقع دیگر در جاهای دیگر این فریضه را بجای می‌آوردند تا قریشیان متوجه آنها نشوند.

در این مدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بتدریج کار دعوت پنهانی خویش را آغاز کردند که مشروح آن در قسمتهای آینده خواهد آمد.

 

محمدرضا ; ۱:۱۴ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۴/۳٠
    پیام های دیگران ( 0)    +

بعثت

 

مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)

گروه سایتهای پرشین بلاگ ، فرارسیدن مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص) را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.

 

باسمه تعالی

 

بعثت پیامبر (صلّی الله و علیه و آله و سلّم)

 

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد."

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

 

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

 

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

 

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."

همچنین می‌فرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

بعد از این دو بزرگوار می‌توان به ابوذر غفاری که جزو اولین مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.

 

بعد از بعثت

پس از بعثت رسول خدا، جبرئیل از آسمان فرود آمد، آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و رکوع و سجود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. همچنین سایر احکام و مسائل شرعی نیز توسط جبرئیل بتدریج بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می‌شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این احکام را به نخستین مسلمانان آموزش داده و آنها هم این اعمال را انجام می‌دادند. به عنوان مثال در مورد نماز باید گفت که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که اولین نمازگزاران بودند پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جماعت ایستاده و نماز را اقامه می‌کردند. گفته می‌شود آنها نماز ظهر را در کنار کعبه می‌خواندند ولی در مواقع دیگر در جاهای دیگر این فریضه را بجای می‌آوردند تا قریشیان متوجه آنها نشوند.

در این مدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بتدریج کار دعوت پنهانی خویش را آغاز کردند که مشروح آن در قسمتهای آینده خواهد آمد.

نویسنده : محمدرضا : ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۴/۳٠
Comments پیام های دیگران ( 0)      لینک دائم

 

مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)

 

 

مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص)

گروه سایتهای پرشین بلاگ ، فرارسیدن مبعث رسول خدا حضرت محمد مصطفی (ص) را بر همه مسلمانان و مخصوصا وبلاگ نویسان عزیز تبریک می‌گوید.

 

باسمه تعالی

 

بعثت پیامبر (صلّی الله و علیه و آله و سلّم)

 

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد."

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

 

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

 

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

 

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."

همچنین می‌فرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

بعد از این دو بزرگوار می‌توان به ابوذر غفاری که جزو اولین مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.

 

بعد از بعثت

پس از بعثت رسول خدا، جبرئیل از آسمان فرود آمد، آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و رکوع و سجود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. همچنین سایر احکام و مسائل شرعی نیز توسط جبرئیل بتدریج بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می‌شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این احکام را به نخستین مسلمانان آموزش داده و آنها هم این اعمال را انجام می‌دادند. به عنوان مثال در مورد نماز باید گفت که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که اولین نمازگزاران بودند پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جماعت ایستاده و نماز را اقامه می‌کردند. گفته می‌شود آنها نماز ظهر را در کنار کعبه می‌خواندند ولی در مواقع دیگر در جاهای دیگر این فریضه را بجای می‌آوردند تا قریشیان متوجه آنها نشوند.

در این مدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بتدریج کار دعوت پنهانی خویش را آغاز کردند که مشروح آن در قسمتهای آینده خواهد آمد.


 
comment نظرات ()

 
شهادت امام کاظم (ع)
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٦
 

 

چگونگى شهادت امام

 آخرین زندان امام، زندان سندى بن شاهک بود، که یک مرد غیر مسلمان بوده است. سندی از آن کسانى بود که هر چه به او دستور مى‏دادند، به شدت اجرا مى‏کرد. امام را در یک سیاهچال جای  دادند. بعد هم تلاش بسیار نمودند تا تبلیغ کنند که امام به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. نوشته‏اند که  یحیى برمکى براى این که پسرش فضل را تبرئه کرده باشد، به هارون قول داد که آن وظیفه‏اى را که دیگران انجام نداده‏اند خودش انجام دهد. وقتی سندى را دید او را شناسایی نمود و کشتن امام کاظم علیه السلام را از وی درخواست نمود، و البته او هم پذیرفت. یحیى زهر خطرناکى را فراهم کرد و در اختیار سندى قرار داد. او نیز زهر را آن را در خرمایى تعبیه نمود و خرما را به امام خوراند و بعد هم فوراً شهود را حاضر کردند؛ علماى شهر و قضات را دعوت نمودند، و حضرت را نیز در جلسه حاضر کردند و هارون گفت: ایهاالناس! ببینید این شیعه‏ها چه شایعاتى در مورد موسى بن جعفر رواج مى‏دهند  و مى‏گویند: موسى بن جعفر در زندان ناراحت است، موسى بن جعفر چنین و چنان است. ببینید او کاملاً سالم است. تا حرفش تمام شد حضرت فرمود: « دروغ مى‏گوید. همین الآن من مسموم شده ام و از عمر من دو سه روزى بیشتر باقى نمانده است.» اینجا تیرشان به سنگ خورد. به همین دلیل بعد از شهادت امام، پیکر مطهر ایشان را  در کنار جسر- پل-  بغداد نهادند، و مرتب مردم را مى‏آوردند که ببینید! آقا سالم است، عضوى از ایشان شکسته نیست، سرشان هم که بریده نیست، گلویشان هم که سیاه نیست. در نتیجه اعلام کنند که  ما امام را نکشته ایم، بلکه به اجل خودش از دنیا رفته است.

 

 

« عروج در خلوت زندان »

 

امام موسی بن جعفر (علیه السلام): عاقل به آن چه توانا نیست وعده ندهد و به آن چه که به خاطر امید به آن سرزنش شود دل نبندد و به کاری که بترسد در آن درماند، اقدام نکند.(1)

سالی هارون الرشید (خلیفه عباسی) به قصد رفتن حج، ابتدا به مدینه طیبه آمد. چندی از آمدنش نگذشته بود که به اطرافیانش دستور داد، موسی بن جعفر (علیه السلام) را بگیرند. پس آن حضرت را که در مسجد بود، گرفتند و به نزد هارون بردند. او دو جایگاه و محمل را آماده کرد و آن حضرت را در حالی که به زنجیر بسته شده بود، در یکی از آن دو به صورتی قرار داد که نمایان نشود چه کسی در آن است. سپس یکی از آن محملها را به همراه عده‌ای سوار، به سوی کوفه فرستاد و دیگری را به سمت بصره. حضرت در محملی بود که به سمت بصره می‌رفت. در آن زمان عیسی فرماندار شهر بود و آن حضرت را در آنجا، به دست او سپردند.

عیسی یک سال آن بزرگوار را در بصره زندانی نمود تا این که هارون نامه‌ای به او نوشت که آن حضرت را بکشد. عیسی برخی از نزدیکان و مشاورین خود را خواست و درباره‌ی کشتن آن حضرت با آنها مشورت کرد. آنان صلاح او را در این کار ندیده و به او گفتند که از کشتن موسی بن جعفر (علیه السلام) صرفنظر کند و از هارون بخواهد که او را از این کار معاف دارد. پس عیسی نامه‌ای به هارون نوشت که: چندی است موسی بن جعفر (علیه السلام) در زندان من به سر می‌برد و من در این مدت او را آزموده‌ام و دیده بانانی بر او گماشته‌ام، ولی هیچگاه دیده نشد به چیزی جز عبادت سرگرم باشد. فردی را گماردم تا هنگام دعای او گوش فرا دارد و بشنود در دعا چه می‌گوید، اما شنیده نشد بر تو و بر من نفرین کند و نام ما را به بدی ببرد و برای خود نیز جز به آمرزش و رحمت دعایی نمی‌کند. پس اکنون کسی را بفرست تا من موسی بن جعفر (علیه السلام) را به او بسپارم و گرنه رهایش خواهم کرد، زیرا من بیش از این نمی‌توانم او را در حبس نگه دارم.

در همین خصوص از قول برخی از دیده‌بانانی که عیسی بر آن حضرت گماشته بود نقل شده که: آنها بسیار  می‌شنیدند که آن حضرت در دعای خود می‌گوید: "بار خدایا! تو می‌دانی که من جای خلوتی برای عبادت از تو خواسته بودم و تو چنین جایی برای من آماده کردی، پس سپاس از آن تو است."

پس از آن هارون، امام موسی کاظم (علیه السلام) را به نزد فضل بن ربیع که یکی از وزیرانش بود فرستاد و به او دستور داد تا آن حضرت را بکشد، اما او نیز از انجام این کار، خودداری کرد. پس از او نوبت به فضل پسر یحیی رسید که او هم از کشتن امام کاظم (علیه السلام) سرباز زد. این بار هارون کار را به دست فردی داد که رحمی در دل نداشته باشد. فرستاده هارون به سوی بغداد آمد و سندی بن شاهک (رئیس شرطه بغداد و یهودی مذهب) را طلبید و به او دستور کشتن موسی بن جعفر (علیه السلام) را داد. سندی بن شاهک غذایی را به زهر آلوده کرد و آن را به داخل زندان، نزد موسی بن جعفر (علیه السلام) برد ... امام در اثر آن زهر سه روز به سختی بیمار شد و سرانجام پس از تحمل سالها رنج و مشقت زندان، در سخت‌ترین شرایط، مظلومانه به شهادت رسید.

 

« برگرفته از کتاب ارشاد شیخ مفید، ترجمه و شرح سید هاشم رسولی محلاتی (با اندکی تغییر)

 


 
comment نظرات ()

 
افزودن سایت یا وبلاگ به 150 موتور جستجو (همراه با کد پیوند به صفحه)
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٥
 

به تازگی با سایتی آشنا شدم که امکانات جالبی داشت. یکی از آن ها این بود که می توانستید سایت یا وبلاگتان را به بیش از 150 موتور جستجو معرفی نمایید. به همین جهت بر آن شدم تا صفحه ای ویژه کاربران فارسی طراحی کنم، تا کار شما آسان تر شود. همچنین برای کسانی که می خواهند این امکان را در سایت یا وبلاگشان معرفی کنند کدی طراحی کردم. پس با ما همراه باشید.

عمل کرد کد در مرورگرها (نرم افزار های تماشای سایت)

نگارش مرورگر عمل می کند/نمی کند
7.0 Internet Explorer عمل می کند
3.0 Mozilla Firefox (beta) عمل می کند
9.0 Netscape عمل می کند

جهت افزودن سایت یا وبلاگ خود به 150 موتور جستجوی معروف جهان، روی لینک زیر کلیک کنید.

افزودن سایت یا وبلاگ به 150 موتور جستجو

اگر می خواهید لینک بالا را در سایت یا وبلاگ خود معرفی کنید، از کد زیر استفاده نمایید.

 

 

<a href="javascript:void(window.open(’http://www.irjava.com/wp-content/uploads/2008/05/search.htm’,”,’resizable=no,location=no,
menubar=no,scrollbars=yes,status=no,toolbar=no,
fullscreen=no,dependent=no,width=650,height=500′))">
افزودن سایت یا وبلاگ شما به 150 موتور جستجو
</a>

 

 

موفق باشید


 
comment نظرات ()

 
اصطلاحات چت
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤
 

 اصطلاحات چت

 دوستان عزیز همانطور که مشاهده می کنید در این صفحه تعدادی از اصطلاحات چت آورده شده است و بقیه جدول خالی گذاشته شده است  و خانه های خالی این جدول بوسیله شما پر خواهد شد فقط اصطلاحاتی را که فکر می کنید زیاد به کار می رود یا جالب است برای ما بفرستید

 

thank you TU

talk to you later

K2UL8R
love you like brother LULAB laugh to myself LTM
love you like sister LULAS male or female M or F?
thanks THX no problem NP
bye for now B4N age/sex/location A/S/L?
see you later CUL see you CU
see you later CUL8ER bye for now BFN
end of message EOM thank you MER30
I love you ILU یا ILY I see IC
    later L8R
 


 
comment نظرات ()

 
نکاتی در ثبت دومین
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤
 

 

نکاتی در ثبت دومین

 انتخاب نام برای دومین

انتخاب نام برای دومین به چند عامل محدود می شود.

  • نام دومین ها معمولاً واگذار شده اند آنهم به سایتهای رده بالا یا متوسط و این نامها معمولاً با زمینه فعالیت این سایتها مرتبط است.
  • نام دامنه شما نباید از 63 کاراکتر بیشتر شود البته به غیر از دات و پسوند که می تواند com, net یا ... باشد مثلاً برای دومین yadbegir.com غیر از نقطه و com، هشت کاراکتر دارید که کمتر از 63 کاراکتر است. و کاراکترهای قابل قبول عبارتند از حروف، اعداد و dash. کاراکتر dash باید در میان اسم باشد نه انتها و ابتدای آن.
  • از همه مهمتر اینکه اسم دومین باید یگانه باشد. و معمولاً اولین کسیکه نام دومین را ثبت می کند صاحب آن است و دیگر کسی نمی تواند یک دومین با آن نام ثبت کند.

آیا یک نفر می تواند تعداد زیادی دومین ثبت کند؟

بعضی افراد این کار را انجام می دهد ولی جوامع اینترنتی به شدت با اینکار که نوعی احتکار نام دامنه است مخالفند و در این زمینه در کشورهای مختلف قوانین مختلفی برای ممنوعیت و جلوگیری از این عمل وجود دارد.

آیا بعد از ثبت دومین این دومین برای همیشه متعلق به شما خواهد شد؟

نه لزوماً اگر شما برای تمدید دومین هزینه لازم را نپردازید (بعد از اتمام زمان اجاره که معمولاً یکسال یا بیش از یک سال است.)

اگر نام دامنه مشابه نام دامنه یک سایت دیگر برای استفاده از موقعیت تجاری آن ثبت کنید ممکن است آن شرکت بتواند آن دومین را از چنگ شما در بیاورد.

نام دومین به عنوان علامت تجاری

با ثبت یک نام دومین این نام به منزله ثبت یک آرم تجاری نیست بلکه فقط یک آدرس اینترنتی است.

تغییر نام دومین

تغییر نام دامنه  هزینه و مشکلات خود را دارد، چون سرویس دهنده شما باید در اطلاعات سرور اصلاحاتی بوجود آورد. به علاوه این کار باعث می شود که اطلاعات مربوط به شما در موتورهای جستجو و دایرکتوریهای از بین برود و باید همه زحماتی را که برای ثبت سایت خود در موتورهای جستجو کشیده اید دوباره تکرار کنید که این احتیاج به زمان نسبتاً زیادی دارد.

پس بهترین کار این است که از همان ابتدا یک نام دومین مناسب انتخاب و ثبت کنید.


 
comment نظرات ()

 
ساختن تیتر به کمک فتوشاپ برای وب
نویسنده : محمدرضا - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٤
 

ساختن تیتر به کمک فتوشاپ برای وب

بعد از فرا گرفتن این آموزش شما قادر خواهید بود به کمک نرم افزار فتو شاپ برای خود تیتر یا لوگو همراه با افکت های مختلف بسازید.خوب قبل از هر کاری ابتدا نرم افزار فتو شاپ خود را اجرا کنید. و از منوی فایل یک فایل جدید ایجاد کنید.

 برای شروع عبارت Yadbegir.com را می نویسیم برای این منظور از ابزار Textاستفاده می کنیم. همانند شکل مقابل ابتدا آن را انتخاب می کنیم و سپس در داخل فایل جدیدی که ایجاد کرده اید یک مستطیل رسم کنید دقت کنید که اندازه آن باید متناسب با متنی که وارد می کنید باشد. سپس متن مورد نظر را تایپ می کنیم. من در اینجا برای نشان دادن تاثیر رنگ در جلوه هایی که بکار می بریم از چند رنگ استفاده کرده ام. بعد از انتخاب فونت و رنگ و دیگر جلوه های مورد نظر از نوار ابزار بالای صفحه شکل زیر حاصل شده است.

 

 

 

اکنون یک لایه متنی بر روی پشت زمینه تشکیل شده است و روی این لایه می توانید مانورهای زیادی انجام دهید. که یکی از راههای افزودن جلوه های مختلف به یک لایه استفاده از گزینه Blending Options است مانند شکل زیر این گزینه را انتخاب کنید.

 

حال در برابر شما پنجره ای مانند زیر باز می شود.

 

اکنون با انتخاب گزینه Drop Shadow می توانید به متن خود حالت برجسته از پشت زمینه بدهید به طوریکه سایه آن در پشت زمینه دیده شود. دقت کنید که با کاهش مقدار Opacity می توانید شدت رنگ و سایه را کنترل کنید ما در اینجا 70 درصد را انتخاب کرده ایم. ولی مقداری که شما قرار می دهید بستگی به رنگ ها و سلیقه شما دارد. حاصل به صورت شکل زیر در آمده است.

 

خوب این یکی از قابلیت های Blending Options بود که البته می توان از یک یا چند تای دیگر حتی به صورت همزمان استفاده کرد. توجه داشته باشید که قابل استفاده بودن هر گزینه به شدت به شکل و رنگ متن شما بستگی دارد. حال به یکی دیگر از قابلیت های Blending Options می پردازیم.

اکنون در پنجره بالا  تیک گزینه Drop Shadow‌ را بردارید و گزینه Bevel and Emboss را انتخاب کنید. اکنون مقدار Opacityرا به 86 درصد برسانید.

نتیجه مانند شکل زیر خواهد شد.

اکنون کار تمام شده است. و شما به کمک خلاقیت خود می توانید از جلوه های مختلف Blending Options استفاده کنید.

 حال اگر بخواهید این متن را برای وب به عنوان یک لوگو استفاده کنید. کافی است قسمت های اضافه را حذف کنید و آنرا فشرده کنید تا در سرعت پایین اینترنت هم بتواند به خوبی لود شود. به خاطر داشته باشید در طراحی گرافیک برای وب باید همیشه مراقب حجم فایل گرافیکی خود باشید. ابتدا برای حذف قسمت های اضافی مانند شکل زیر با استفاده از ابزار Select به اندازه ای که لازم است از تصویر انتخاب کنید.

حال مانند شکل زیر از منوی File  گزینه Save for Web را انتخاب کنید.

در این حالت پنجره ای در برابر شما ظاهر می شود که با تغییر تنظیمات آن می توانید از کیفیت و حجم  تصویر خود بکاهید. بهتر است که یک نقطه بهینه را برای این منظور انتخاب کنید یعنی به اندازه ای حجم را کاهش دهید که کیفیت تصویر قابل قبول 


 
comment نظرات ()